آدرس غلط با پویش «صاحب خانه خوب» - رسانه مجازی نیلسو

آدرس غلط با پویش «صاحب خانه خوب»

چند صباحی است رسانه ملی اقدام به راه اندازی پویشی به نام «صاحب خانه خوب» نموده است. از توصیه‌های اخلاقی – مذهبی مبلغان دینی در برنامه‌ «سمت خدا» به بنگاه‌داران گرفته تا روایت‌های سلبریتی‌ها در برنامه «عصر جدید» که همگی خاطرات بامزه‌ای از دشواری‌های مستأجری و الطاف صاحبخانه‌های مهربان خود برای گفتن داشتند، نمونه‌هایی از تلاش این پویش برای کاهش آلام مستاجران بود. در ابتدا بنابراین گذاشته شده بود که هرکس در قالب یک یادداشت کوتاه، روایت خود را به آدرس ایمیل این پویش ارسال کند، اما با همه گیر شدن و وسعت یافتن این پویش، پای آن به صفحات مجازی از جمله اینستاگرام، تلگرام، توئیتر و فیس‌بوک هم باز شد.

این کمپین که «می‌خواهد تا آخر تابستان رحم و انصاف را میان مردم بگستراند» در فضای مجازی نیز بازتاب‌های متفاوتی داشته است. برخی کاربران از آن استقبال کرده‌اند و نظر یا تجربه‌شان از برخورد با صاحبخانه‌ی خود را نقل می‌کنند و با قید هشتگ مربوطه، در چهارچوب این کمپین عمل و آن را ترویج می‌کنند. اما برخی دیگر با همین هشتگ موضع مخالف یا منتقد اتخاذ می‌کنند.

انصاف داشته باش

حرف پویش «صاحب خانه خوب» این است که ما می‌دانیم هزینه‌ها بالا رفته است، می‌دانیم گرانی است و وضع اقتصادی مردم ناراحت کننده است، اما اگر صاحبخانه هستید و اگر راه دارد، کمی بیشتر با مستاجران خود راه بیایید. با شروع این پویش، مردم در شبکه‌های مجازی با هشتگ «صاحب خانه خوب» از مصائبی که به تازگی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، حرف زدند.

لگوی پویش صاحبخانه خوب

کاربری با نام «سعید» در توئیتر نوشته بود: «سال گذشته خانه‌ای را به قیمت ۸۰ میلیون تومان رهن کردم، حالا صاحبخانه از من می‌خواهد ۱۷۰ میلیون تومان دیگر روی پول پیش قبلی بگذارم! اعتراض که کردیم، این طور پاسخ داده که ۱۷۰ میلیون تومان دیگر لازم دارد! مگر نرخ رهن و اجاره خانه را، احتیاج صاحبخانه تعیین می‌کند؟ مردم عدالت و انصاف‌تان کجا رفته؟»

کاربر دیگری گفته بود: «من صاحبخانه درجه یکی دارم. دیروز با من تماس گرفته و می‌گوید یا باید ۲۰ میلیون تومان دیگر روی پول پیش خانه‌اش بگذارم یا به اجاره‌ام ۳۵۰ هزار تومان دیگر اضافه کنم! چه صاحبخانه منصفی است، دو تا راه حل پیش پایم گذاشته.»

خانمی از بنگاه‌ها شکایت کرده بود که: «گاهی اوقات اگر خود صاحبخانه هم نخواهد مبلغ بیشتری را در نظر بگیرد، برخی بنگاه‌ها برای پر کردن جیب خودشان در گوش صاحبخانه‌ها صحبت می‌کنند که مستاجرت را بلند کن. خودمان برایت یک مستاجر به صرفه و دست به جیب‌تر جور می‌کنیم.»

در این بین مستاجر‌های خوش شانسی هم وجود داشتند که از صاحبخانه خوب خود سخن‌ها گفته بودند. یک نفر نوشته بود: «چند ماهی است که پدر شده‌ام. صاحبخانه‌ام نه تنها ما را از خانه‌اش بیرون نکرد که هنگام تمدید قرارداد امسال، اجاره سالانه‌ام را نصف کرد و گفت همین مقدار اجاره و پول پیش برایش کافی است، بقیه را صرف هزینه‌های فرزندت کن». دیگری گفته بود: «صاحبخانه ما نذر کرده بود خانه‌اش را به مدت دو سال، به یک تازه عروس و داماد رایگان اجاره بدهد و شانس در خانه من را زده»

آیا راهکار توصیه های اخلاقی است؟!

بدون شک اینکه صاحب‌خانه‌ها فشارهای اقتصادی مضاعفی را که اقشار کم‌درآمد در این سال‌ها تحمل می‌کنند را درک کرده و در افزایش نرخ اجاره‌بها، مراعات حال این قشر را بکنند، کار پسندیده‌ای است و توصیه‌های اخلاقی از این دست نیز خوب است. اما پرسش اینجاست که آیا راهکار اساسی برای حل مشکل مسکن و جلوگیری از تورم نامعقول نرخ اجاره‌بها در چند سال اخیر بخصوص در شهرهای بزرگ همین توصیه‌های اخلاقی است؟!

چه خبر از مالیات بر خانه‌های خالی

همه می‌دانیم که در شرایط بی‌ثبات اقتصادی بسیاری از افراد برای حفاظت از دارایی خود، آن را در بخش مسکن سرمایه‌گذاری می‌کنند و همین امر موجب شده است که بنا بر آمار رسمی سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵، بیش از دو و نیم میلیون واحد مسکونی خالی در کشور وجود داشته باشد. از این میزان، نزدیک به نیم‌میلیون واحد خالی تنها در پایتخت قرار دارد که توسط صاحبان آنها احتکار شده اند . این در حالی است که در همه کشور ها به منظور کنترل بازار مسکن قوانین سخت گیرانه ای وضع شده است که یکی از آنها اخذ مالیات متناسب با شرایط اقتصادی آن جامعه است تا جایی که خرید و نگهداری چندین مسکن برای افراد از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. در نظام مالیاتی دنیا، مالیات بر عایدی سرمایه یا (CGT)  از جمله مهمترین راهکارهای کنترل منابع مالی و جلوگیری از تجمیع ثروت در دستان برخی افراد خاص محسوب می شود. این مالیات شامل درآمد حاصل از سرمایه‌های منقول و غیر منقول افراد است. این دست مالیات دارای  کارکردهای گسترده ای است که افزایش درآمد مالیاتی دولت و سلب انگیزه‌های سوداگرانه افراد از جمله کارکردهای اصلی آن محسوب می شوند.

در حقیقت مالیات بر عایدی سرمایه از افرادی دریافت می شود که به واسطه این قبیل درآمد ها، صاحب ثروت می شوند و ارتباطی به کسانی که درآمد متعارف و حتی پس‌انداز معقول دارند، ندارد.

مالیات بر عایدی سرمایه هم اکنون در ۱۷۰ کشور جهان اخذ می شود و در ایران با آنکه سامانه اطلاعاتی آن طراحی شده است همچنان قانونی برای تحقق آن وجود ندارد و یا به عبارت ساده تر اراده ای برای اجرای آن دیده نمی شود

مالیات بر عایدی سرمایه هم اکنون در ۱۷۰ کشور جهان اخذ می شود و در ایران با آنکه سامانه اطلاعاتی آن طراحی شده است همچنان قانونی برای تحقق آن وجود ندارد و یا به عبارت ساده تر اراده ای برای اجرای آن دیده نمی شود. این مالیات با اینکه بسیار موثر است اما عملا مشمول ۹۵ درصد مردم نمی‌شود. چرا که «مالیات بر عایدی سرمایه» مشمول کسانی می‌شود که سرمایه‌هایی ‌مازاد بر نیاز خود و اعضای خانواده دارند. دردمندانه این جماعت عمدتاً با مالیات بیگانه هستند و با توجه به وابستگی آنها به صاحبان قدرت و ثروت، ضرورتی برای پرداخت مالیات احساس نمی کنند. به عنوان مثال در تهران فردی مالک بیش از ۲۵۰۰ مسکن است که هیچ کجای دنیا مشابه این رکورد یافت نمی شود و نخواهد شد همان طور در هیچ کجای دنیا یک جوان ۳۱ ساله نمی تواند به تنهایی با پرداخت نقدی مبلغ ۵۳ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان ۳۸ هزار و ۲۵۰ سکه طلا بخرد و مالیات هم ندهد.

از سوی دیگر قاعده‌ی مشهور «عرضه و تقاضا» ایجاب می‌کند که در صورت وجود عرضه‌ی مازاد بر تقاضا، قیمت کاهش پیدا می‌کند؛ با این حال علی‌رغم وجود ۲.۵ میلیون واحد خالی در کشور، نه تنها قیمت مسکن کاهشی نداشته بلکه روزبه‌روز گران‌تر شده وظرف یک سال اخیر بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشته است.

امیدهایی که کمرنگ می شوند

با این حساب امروز اغلب مستأجران امیدهای خود برای خانه‌دارشدن را کمرنگ‌تر از گذشته می‌بینند و راهی جز ادامه‌ی اجاره‌نشینی ندارند. اما آمارها حکایت از این دارد که مستأجران سراسر کشور بخصوص کلانشهرها در این زمینه هم با مشکلات بسیار جدی روبه رو هستند. در این وضع بسیاری افراد به علت ناتوانی از تأمین مبلغ ودیعه و اجاره‌ی ماهانه، یا ناچار می‌شوند در خانه‌هایی کوچکتر از قبل سر کنند یا به جنوب و حاشیه‌های شهر کوچ کنند. درست در همین زمان است که به علت افزایش تقاضا، قیمت در جنوب و حاشیه‌ی شهر نیز رو به افزایش می‌گذارد. به عبارت روشن‌تر، اقشار ضعیفی که به علت درآمد پایین ناچار به حاشیه‌ی شهرها پناه برده‌اند، با افزایش نرخ در این مناطق تحت فشار اقتصادی بیشتری قرار می‌گیرند و بعلاوه آسیب‌های حاشیه‌نشنی را نیز متحمل می‌شوند.

تقلیل مساله به سطح فردی

حالا پرسش اینجاست که آیا این نابسامانی که می‌تواند تبعات اجتماعی جدی در پی داشته باشد، با کمپین و هشتگ و توصیه به مهربانی حل‌شدنی است؟ و پرسش مهم تر اینکه چرا نهادی مانند رسانه‌ی ملی، به جای مطالبه‌ی جدی از دولتمردان و قانونگذاران برای به سامان کردن ساختاری و قانونی اوضاع مسکن، تلاش می‌کند مسئله را به سطح فردی و کنش‌های نوع‌دوستانه‌ی موردی تقلیل دهد؟ آیا دولت به مفهوم عام آن وظیفه‌ای در قبال تأمین مسکن یا ساماندهی بازار ندارد؟ آیا امکان آن نیست که با سازوکارهای قانونی نظیر وضع مالیات، ۲.۵ ملیون واحد مسکونی خالی‌مانده به چرخه‌ی بازار مسکن وارد شوند و درآمد قابل توجهی هم برای دولت تأمین شود؟

«خودت بمال» با زبانی دیگر

شاید کمپین «صاحبخانه‌ی خوب» هم در واکنش به همین تعلل‌ها و روندهای فرسایشی قانونگذاری باشد اما چنین حرکتی از سوی صداوسیما، به معنی محول‌کردن وظایف بخشی از حاکمیت به حوزه‌ی عمومی و سطح فردی است؛ به عبارت ساده‌تر این هم مثل واکنش وزیر پیشین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به حرف‌های یکی از شهروندان است که از کمبود خدمات فیزیوتراپی در شهرش گلایه کرده بود و قاضی‌زاده‌ی هاشمی در پاسخ گفته بود: «خودت بمال»

این سطح از مسئولیت‌نشناسی در حقیقت انحراف اذهان از وظایف مسئولان است که به شهروندان القا می‌کند اگر قیمت مسکن بطور افسارگسیخته‌ای بالا رفته و هزاران مستأجر حتی برای تأمین ودیعه و اجاره‌ی خانه مشکل دارند، این نه کوتاهی دولتمردان و قانونگذاران بلکه تقصیر «صاحبخانه‌ی بد» است

این سطح از مسئولیت‌نشناسی در حقیقت انحراف اذهان از وظایف مسئولان است که به شهروندان القا می‌کند اگر قیمت مسکن بطور افسارگسیخته‌ای بالا رفته و هزاران مستأجر حتی برای تأمین ودیعه و اجاره‌ی خانه مشکل دارند، این نه کوتاهی دولتمردان و قانونگذاران بلکه تقصیر «صاحبخانه‌ی بد» است؛ بنابراین کاری از کسی برنمی‌آید مگر «صاحبخانه‌ی خوب». شهروندان هم به جای اینکه از مسئولان توقع بهبود اوضاع را داشته باشند، هشتگ «صاحبخانه‌ی خوب» را دنبال کنند.

پویش «صاحبخانه خوب» شاید بتواند دل چند صاحبخانه را نسبت به مستاجران خود نرم کند و فرهنگ همبستگی مردم را افزایش بدهد، اما هیچ ضمانتی در حل مشکل مسکن مردم ندارد و نمی‌تواند همه را مجاب به کوتاه آمدن کند. بهتر است دولت از ایده‌های کارسازتری بهره بگیرد.

حرکت‌های مردمی باید در کنار اقدام قاطع دولت قرار بگیرد تا ثمره تغییرات مثبت به وضوح دیده شود. اگر فقط بحث مهربانی در میان باشد چرا کارخانجات نباید مهربانی به خرج دهند و اجناس‌شان را با قیمتی کمتر به دست مردم نرسانند؟ چرا بانک‌ها سود کمتری در مقابل وام‌هایی که می‌دهند دریافت نکنند؟ و هزار چرایی که ثابت می‌کند اوضاع بحرانی مسکن، فقط با مُسکن موقت مهربانی درمان نمی‌شود.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer