آیا می‌توان بر تفکر شهودی و حس ششم تکیه کرد؟ - رسانه مجازی نیلسو

آیا می‌توان بر تفکر شهودی و حس ششم تکیه کرد؟

هر چه دنیا پیچیده‌تر می‌شود، تصمیم‌گیری هم سخت‌تر خواهد شد. شاید این تجربه را داشته باشید که درباره یک تصمیم به قدری فکر و اطلاعات را تجزیه و تحلیل کنید که کلافه شوید. چرا؟ چون به هیجانات، شهود، بینش، حس ششم یا هر تفکری که بر مبنای تجزیه و تحلیل نباشد، اطمینان ندارید.

  • توسط مارال لاریجانی
  • ۲۶ روز قبل
  • ۷۲ بازدید
  • ۱ دیدگاه

سرمایه‌گذاری می‌گوید من با حس ششم خود پیش می‌روم. شاید شما هم بگویید من هم همینطور، البته اگر مجبور باشم بین شکلات و بستنی وانیلی انتخاب کنم، اما این سرمایه‌گذار با پول واقعی سروکار دارد. شاید تعجب کنید، اما او تنها کسی نیست که به حس ششم خودش اعتماد می‌کند. به نظر می‌رسد که شهود نقش مهمی در زندگی بازی می‌کند و کتاب‌فروشی‌ها پر از کتاب‌هایی است که به ما نصیحت می‌کنند از شهود خود استفاده کنیم. اما آیا واقعا می‌توانیم روی شهود حساب کنیم یا این فقط راهنمایی به سوی شکست است؟

بیشتر بخوانید:

منبع خطا؟

شهود، بینشی است که بدون استدلال آگاهانه و به صورت خودبخودی ایجاد می‌شود و کشف، دریافت ناگهانی، شم یا حس ششم هم نامیده می‌شود. دانیل کانمان که برنده جایزه نوبل اقتصاد است، می‌گوید که ما دو نوع سیستم تفکر داریم: سیستم اول سریع و شهودی است و سیستم دوم آهسته‌تر و مبتنی بر استدلال است. به گفته او، سیستم اول مستعد خطای بیشتری است، اما با افزایش ریسک‌پذیری و تشخیص فرصت‌های آینده، شانس بقای ما را افزایش می‌دهد. در مقابل، سیستم تفکر آهسته که تفکر و تحلیل دقیق و انتقادی را شامل می‌شود، ‌کمتر مستعد تصمیم‌گیری اشتباه است.

کانمان تاکید می‌کند ما معمولا از هر دو سیستم استفاده می‌کنیم، اضافه می‌کند که سیستم شهودی می‌تواند قضاوت‌های ما را به شیوه‌های مختلفی تحت تاثیر قرار دهد. مثلا جالب است که تصمیم‌گیری و تفکر ما، تحت تاثیر روش مطرح کردن سئوال یا مشکل قرار می‌گیرد. مثال زیر را در نظر بگیرید:

به دو گروه آزمودنی گفته شد که می‌خواهیم با یک بیماری که احتمالا ۶۰۰ نفر را می‌کشد، مبارزه کنیم و دو برنامه هم برای مبارزه با آن پیشنهاد شده است.

برنامه پیشنهادی گروه اول:

  • اگر برنامه ۱ انتخاب شود، ۲۰۰ نفر زنده می‌مانند.
  • اگر برنامه ۲ انتخاب شود،  ۳/ ۱ احتمال دارد که ۶۰۰ نفر زنده بمانند و ۳ /۲  احتمال دارد که هیچکس زنده نماند.

برنامه پیشنهادی گروه دوم:

  • اگر برنامه ۳ انتخاب شود، ۴۰۰ نفر فوت می‌کنند.
  • اگر برنامه ۴ انتخاب شود، ۳/ ۱ احتمال دارد که هیچ کس فوت نکند و ۳ /۲ احتمال دارد که همه فوت کنند.

شما اگر جزء هر کدام از این دو گروه بودید، کدام گزینه را انتخاب می‌کردید؟

اگر با دقت توجه کنید، موقعیت‌ها یکسان هستند، اما نتایج آزمایش این بود که گروه اول، برنامه اول را انتخاب و گروه دوم، با ریسک‌پذیری بیشتر، برنامه ۴ را انتخاب کردند. پس اینکه آنها را به صورت مثبت و زنده ماندن یا منفی و مردن بیان کنیم، روی تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، وقتی انتخاب‌ها به صورت سود بیان شوند، افراد ریسک کمتری می‌کنند، اما اگر انتخاب‌ها به صورت فقدان و از دست دادن باشد، بیشتر تمایل به ریسک دارند.‌

آیا استفاده از شهود، مزیتی دارد؟

شهود به نوعی هوش ناهوشیار دانسته می‌شود و تصمیمات شهود ریشه در مکاشفه دارد: مکاشفه اطلاعات اضافی را حذف می‌کند و از این طریق، اطلاعات لازم برای پردازش محدود می‌شود که این کار را بدون آگاهی و تلاش ما انجام می‌دهد. گرچه شهود می‌تواند موجب اشتباه ما شود، ‌اما چون اطلاعات اضافی را حذف می‌کند، می‌تواند قابل اعتماد باشند. مثلا کسی که می‌خواهد کفش مناسبی برای دویدن بخرد، تحقیق و تفکر را کنار بگذارد و همان کفشی را بخرد که یک دونده باتجربه استفاده می‌کند.

بنابراین، گرچه تفکر آگاهانه و منطقی برای تصمیمات ساده بیشترین معنا را دارد، ‌اما برای موضوعات خیلی پیچیده مثل خرید خانه می‌تواند آسیب‌رسان باشد.

در زندگی واقعی چطور؟

مشکلات زندگی واقعی خیلی پیچیده‌تر از مشکلات طراحی شده برای تحقیقات هستند. در دهه ۱۹۸۰ به این تفاوت توجه شد که مردم در محیط طبیعی زندگی چطور تصمیم می‌گیرند. محققان با پرسشنامه، ویدئو و مشاهدات، بررسی کردند که پرستاران، آتش‌نشانان و خلبانان چطور از تجربیات خود استفاده می‌کنند تا با موقعیت‌های چالشی مثل فشار زمان، عدم اطمینان و محدودیت‌های سازمانی کنار بیایند. آنها دیدند که افراد خیلی باتجربه هنگام تصمیم‌گیری از مقایسه الگوها استفاده می‌کنند. یعنی شباهت‌ها بین اطلاعات در دسترس و تجربیات گذشته خود را تشخیص می‌دهند و بعد تصور می‌کنند که موقعیت چطور پیش خواهد رفت. با این روش، آنها می‌توانند در موقعیت‌های حساس تصمیمات مناسب سریع و خوبی بگیرند. آنها متوجه شدند که اطمینان تصمیم‌گیرنده با افزایش اطلاعات، بیشتر نمی‌شود، بلکه برعکس، اطلاعات خیلی زیاد می‌تواند مخرب هم باشد.

وقتی انتخاب‌ها به صورت سود بیان شوند، افراد ریسک کمتری می‌کنند، اما اگر انتخاب‌ها به صورت فقدان و از دست دادن باشد، بیشتر تمایل به ریسک دارند

همچنین، مقایسه الگوها، قسمت شهودی و شبیه‌سازی ذهنی، قسمت آگاهانه و عمدی تصمیم‌گیری است. از آنجا که مقایسه الگوها به تنهایی خیلی ریسک دارد و اگر فقط بخواهیم از تفکر آگاهانه استفاده کنیم، خیلی زمان‌بر است، پس ترکیبی از این دو می‌تواند مفید باشد. مثلا اگر آتشنشانی بخواهد فقط از تفکر نقادانه و آهسته استفاده کند،‌ آتش تمام شهر را می‌گیرد.

شهود منافاتی با منطق ندارد

 روانشناسان عقیده دارند که بینش و تفکر شهودی غیر منطقی نیستند؛ بلکه فرایند اتوماتیک و سریع‌تری هستند که منابع عمیق تجربه و دانشی که افراد طی زندگی خود جمع کرده‌اند را به کار می‌گیرد. آیا می‌گویید من زمان ندارم که با تحلیل تصمیم بگیرم، پس بر تجربه قبلی خودم تکیه می‌کنم… یا چون مطمئن نیستید چه تصمیمی بگیرید، بر حس ششم یا هیجانات اعتماد می‌کنید؟ پس می‌بینید که پردازش هیجانی و تجربه دو بعد پردازش شهودی هستند. اما به یاد داشته باشید که فقط تصمیم‌گیری مبتنی بر هیجان یا تجربه خوب نیست و باید ترکیبی از تفکر شهودی و منطقی داشته باشید.

یک مدل ریاضی سود و زیان هر دو روش را در نظر می‌گیرد. اینکه آیا بهتر است که بیشتر بر ارزیابی‌های منطقی تکیه کنیم یا شهود، به پیچیدگی آن مشکل خاص و دانش و توانایی‌های شناختی قبلی ما بستگی دارد. تصمیمات منطقی بادقت‌تر هستند،‌اما هزینه بالاتری نسبت به تفکر شهودی و بینش دارند، مثل تلاش، نیاز به زمان و پردازش اطلاعات بیشتر. این هزینه اضافی می‌تواند با گذشت زمان کاهش یابد، اما هیچوقت حذف نمی‌شود.

 اگر مشکل چند وجهی باشد و تصمیم گیرنده بتواند اطلاعات زیادی را طی زمان کمی به دست آورد، ‌هزینه کردن می‌تواند ارزشمند باشد. اما زمانی که تصمیم‌گیرنده تجربیات کافی داشته باشد، استفاده از تصمیمات شهودی خیلی می‌تواند مفیدتر باشد. پس خوب است که وسواس را کنار بگذارید و گاهی هم به حس ششم یا شهود خود اعتماد کنید.

قبلی «
بعدی »

۱ دیدگاه

  1. سپاس از مطالب بسیار مفیدتان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer