اتحادیه ابلهان، ناامیدان و خودکشی‌کنندگان - رسانه مجازی نیلسو

اتحادیه ابلهان، ناامیدان و خودکشی‌کنندگان

وقتی نابغه‌ای حقیقی در دنیا پیدا می‌شود می‌توانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیه‌اش متحد می‌شوند.

  • توسط مرسده خدادادی
اتحادیه ابلهان

با وجود اینکه چند سالی از انتشار رمان بزرگ و حجیم اتحادیه ابلهان در ایران می‌گذرد، نشر چشمه که ناشر این کتاب در ایران است اعلام کرده که این کتاب یکی از پرفروش‌ترین‌های این نشر در نمایشگاه بین‌المللی کتاب اخیر بوده و به چاپ بیست‌ودوم نیز رسیده است و کماکان تجدیدچاپ می‌شود.

بیشتر بخوانید:

امیرمهدی حقیقت، مترجم این کتاب در مقدمه کتاب می‌گوید: می‌دانم کار درستی نیست که مترجم در مقدمه از کتابی که ترجمه کرده تعریف و تمجید کند، ولی متأسفانه اصلاً توان مقابله با این وسوسه را ندارم. اتحادیه ابلهان بهترین کتابی است که در زندگی‌ام خوانده‌ام. بسیار خوشحالم که این کتاب در این سی سالی که از چاپش می‌گذرد توجه هیچ مترجم ایرانی را به خود جلب نکرد. بسیار خوشحالم و خوش‌اقبال که افتخار ترجمه این کتاب نصیب من شد. در تمام مدتی که مشغول ترجمه این کتاب بودم با ایگنیشس زندگی کردم، به کارهایش خندیدم، نگرانش شدم، از او متنفر شدم و بالاخره نتیجه این تجربه غریب این شد که او را چون برادرم دوست بدارم. جداً این حس را ندارم که شخصیت ایگنیشس جی. رایلی محدود است به ورق‌های کتابی که در دست دارم. احساس می‌کنم هست، وجود دارد، نفس می‌کشد و صدایش گاهی در گوشم طنین می‌اندازد. حتی در بخشی از کتاب بویش را حس کردم. فقط اینکه به گفته منتقد نیویورک‌تایمز، اتحادیه ابلهان در حقیقت ناشرانی بودند که با نپذیرفتن این کتاب، ما را از مجموعه آثار یکی از بزرگ‌ترین نوابغ دنیا محروم کردند.

John Kennedy Toole
جان کندی تول

شاید بتوان گفت جان کندی تول را نویسنده زودرنجی ناامید که زود مأیوس می‌شد، خیلی زودتر از آنچه بتوان تصور کرد. او که اولین کتابش اتحادیه ابلهان را به انتشاراتی‌های زیادی برای چاپ برده بود، بعد از اینکه هیچ کدام از آنان حاضر به چاپ کتابش نشدند، به زندگی خود خاتمه داد. اما مگر نه اینکه همه نویسندگان معروف نیز در اوایل حرفه نویسندگی خود با چنین رد درخواست‌هایی مواجه شده‌اند؟ آیا دلیل خودکشی جان کندی تول تنها همین عدم انتشار کتابش بوده یا در زندگی شخصی خود نیز با بحران شخصی و افسردگی خاصی نیز مواجه بوده است؟ نمی‌دانیم. آنچه از زندگینامه او در دست است علت خودکشی او را تنها عدم چاپ کتابش معرفی می‌کند.

اگر از این بخش منفی شخصیتی او چشم بپوشیم، او در نوع خود نابغه‌ای بود. جان کندی تول در سال 1937 در شهر نیواورلینز در ایالت لوییزیانا به دنیا آمد. به دلیل هوش سرشار در هفده‌سالگی بورس کامل دانشگاه تولن و در بیست‌ودو سالگی استاد کالج هانتر نیویورک شد. تا پیش از این هیچ استادی با این سن کم در رشته ادبیات انگلیسی تدریس نکرده بود.

جنگ طبق معمول، خط ممتد زندگی نویسنده را به‌هم ریخت. او در سال 1959 زمانی که در مقطع دکتری مشغول به تحصیل بود به خدمت سربازی فراخوانده شد و به پورتوریکو رفت. اما در این حین از خواندن و نوشتن و پرداختن به ادبیات نیز غافل نبود. زیر بمباران و خفقان جنگ، ماشین تحریر یکی از دوستانش را از او به امانت گرفت و نوشتن کتاب معروف اتحادیه ابلهانش را شروع کرد اما در مورد آن به کسی، علی‌الخصوص افرادی که با او در یک جبهه می‌جنگیدند چیزی نگفت. و بعد آنچه را در پیش گفتیم اتفاق افتاد: به آمریکا برگشت، کتابش را برای چاپ فرستاد، کسی آن را قبول نکرد و درحالی‌که افسرده و مأیوس بود، یک روز بعد از دعوا و مرافعه با مادرش، اول با ماشین خود به ایالت جورجیا رفت تا از خانه فلانری اوکانر، نویسنده محبوب خودش دیدن کند و بعد خیلی تراژیک، در حومه شهر، شیلنگی به اگزوز خودرویش وصل کرد و خودش را با گاز اگزوز کشت و ما را از آثار درخشان بیشتری که می‌توانست در آینده ارائه دهد، محروم ساخت.

تلما، مادر جان کندی تول مثل هر مادر داغدار دیگری، روش خودش را برای سوگواری مرگ فرزند جوان سی‌ویک‌ساله‌اش داشت. در دو سال اول پس از مرگ پسرش با افسردگی شدیدی دست‌وپنجه نرم کرد و بعد از آن 9 سال آزگار این کتاب را بارها و بارها به انتشاراتی‌های مختلف برد، و آن قدر ابرام و پافشاری کرد تا یک نفر قبول کرد آن را بخواند. این فرد واکر پرسی، استاد دانشگاه لوییزیانا بود که خودش نیز یکی از نویسندگان مطرح جنوب آمریکا بود. او دلش نیامده بود دست یک مادر سوگوار را پس بزند و تنها برای دست‌به‌سر کردن او حاضر شد به کتاب نگاهی بیندازد. تصور او کتابی چرت و بی‌خود بود که پس از چند صفحه خواندن، روانه سطل آشغال خواهد شد، اما برخلاف تصور پرسی، هر چه کتاب جلوتر می‌رفت جالب‌تر می‌شد و نمی‌توانست از خواندن دست بکشد. او مقدمه‌ای برای کتاب نوشت و آن را به انتشارات دانشگاه لوییزیانا برای چاپ سپرد.

تلما، مادر جان کندی
تلما، مادر جان کندی

این کتاب بالاخره در سال 1980 منتشر شد و سال بعد هم جایزه پولیتزر گرفت. شاید اگر نویسنده جزو اتحادیه ناامیدان و خودکشی‌کنندگان نبود، می‌توانست زنده باشد و شاهد موفقیت چشمگیرش باشد. جان کندی تول تنها نویسنده‌ای است که پس از مرگش جایزه پولیتزر می‌گیرد.

به لحاظ محبوبیت، کتاب اتحادیه‌ ابلهان را هم‌رده با ناتوردشت می‌دانند. گفته می‌شود قهرمان کتاب شبیه هولدن کالفید، قهرمان رمان ناتوردشت است. عده دیگری از منتقدان نیز او را با آبلوموف اثر ایوان گنجاروف یا سرباز شوایک اثر یاروسالو هاشک مقایسه می‌کنند و حتی به او لقب دن‌کیشوت دنیای مدرن را نیز داده‌اند.

از زمان انتشار کتاب در آمریکا تا کنون، این اثر جزو یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های داستانی است.

اما چه چیز این قدر کتاب را معروف و محبوب کرده است و داستان در مورد کیست و چیست؟

اگر به جلد کتاب اصلی نگاهی بیندازید شخصیت اصلی داستان را همان‌جا ملاقات خواهید کرد. یک پسر چاق که عجیب و غریب لباس پوشیده و کلاه مسخره‌ای به سر دارد. اسم او ایگنیشس است که مانند ظاهرش؛ اسم تا حدی نامتعارفی است. اسم او یک اسم لاتین و قدیمی است که به معنای آتش‌افروز است، کاری که ایگنیشس در سرتاسر کتاب انجام می‌دهد: آتش سوزاندن و خرابکاری در اینجا و آنجا و گیر دادن و پیله کردن به همه‌چیز و همه کس. این اسم همین‌طور یادآور نام اگناتیوس انطاکی، اسقف انطاکیه است که برخی بدعت‌ها را سرزنش می‌کرد و به مرگ با حیوانات درنده محکوم شد. شاید ایگنیشس این کتاب، همان اگناطیوس زمانه خود باشد که از مصرف‌گرایی جامعه آمریکا، هالیوود و بسیاری بدعت‌های آمریکایی بیزار و شاکی است.

روی جلد انگلیسی کتاب اتحادیه ابلهان
روی جلد انگلیسی کتاب اتحادیه ابلهان

مثلاً در جایی از متن کتاب از زبان ایگنیشس می‌خوانیم:

«من نمی‌خوام نیمه‌ پر رو ببینم. خوش‌بینی باعث می‌شه حالت تهوع بگیرم. منحرفانه‌س. انسان‌ بعد از هبوط این دنیا فقط لیاقت بدبختی رو داره.»

یا در جایی دیگر می‌گوید: «آیا وظیفه اداره پلیس، اینه که توی ایـن شهر که پایتخت فسق و فجور دنیای متمدنه، مزاحم من بشه؟ ایـن شـهر مشـهوره به قماربازها و بدکاره‌ها و دجال‌ها و معتادها و… تمامشون هـم با ساخت و پاخت تحـت‌الحمایـه قانون هستن…»

ایگنیشس جی. رایلی سی‌وخورده‌ای ساله است و هنوز با مادری زندگی می‌کند که تحمل کردنش کاری دشوار است و این دو وضع مالی خوبی ندارند. ایگنیشس مریض‌احوال هم هست. تحصیلات دانشگاهی دارد و فوق‌لیسانس فلسفه قرون وسطا دارد اما بی‌کار و بی‌عار است و تنها اوقاتش را صرف نوشتن نوشته‌هایی می‌کند که این توهم را به او می‌دهند که با آن‌ها می‌تواند دنیا را تغییر دهد و نام خود را در دل تاریخ ثبت کند. او به دلیل نفرتش از اجتماع، ترجیح می‌دهد به جای کار کردن، اوقات خود را در خانه سپری کند.

در ابتدای کتاب ایگنیشس چنین توصیف شده است:

یک کلاه شکاری سبزرنگ سری را که بیشتر به یک بادکنک حجیم شباهت داشت، می‌فشرد. روگوشی‌های سبز پر بود از گوش‌هایی بزرگ و موهایی اصلاح‌نشده و کُرکِ زبری که در گوش‌ها رشد کرده و از هر دو طرف زده بود بیرون، درست مثل ماشینی که راهنمای چپ و راستش همزمان چشمک بزند. لب‌های پر و به‌هم فشرده‌اش از زیر سبیل انبوه و سیاهش توی چشم می‌زد، چین گوشه‌ لب‌هایش پر بود از نارضایتی و خرده‌چیپس.

خلاصه ایگنیشس حاشیه امنی در خانه برای خودش تدارک دیده است اما همیشه همه چیز یکسان نمی‌ماند.

ماجرا از این قرار است که شبی مادر ایگنیشس با ماشین به خانه‌ای می‌زند و قسمتی از خانه را خراب می‌کند. ایگنشس برای پرداخت خسارت خانه به صاحبش مجبور به رفتن به سر کار می‌شود و همین‌جاست که اسم کتاب معنا می‌یابد: ایگنشس مجبور است با افراد جامعه که یک اتحادیه ابلهان را تشکیل داده‌اند سروکله بزند. بقیه شخصیت‌های عجیب و غریب کتاب هم به درک عنوان کتاب کمک می‌کنند.

از متن کتاب:

در پایان اولین روز کاری‌ام احساس خستگی بسیار می‌کنم. هرچند، دوست ندارم به خود تلقین کنم که دلسرد یا افسرده یا مغلوب شده‌ام. برای نخستین بار در زندگی با سیستمی رودررو شدم که کاملاً مصمم بود تا در چارچوب موقعیت خود به‌ عنوان ناظر و ناقد کار کند، اگر بشود چنین تعبیری به کار برد. اگر بیشتر شرکت‌ها شبیه شلوار لوی اداره می‌شدند مطمئنم که نیروهای کار امریکا بیشتر با وظایف محوله‌شان سازگاری پیدا می‌کردند. کارمندی که مورد وثوق باشد به‌هیچ‌وجه برایش مزاحمتی ایجاد نمی‌شود. آقای گونزالز، رئیس من، به وضوح عقب‌مانده است ولی بدون شک آدم دلپذیری است. دائماً نگران است که مبادا با انتقاد از عملکرد کسی باعث رنجشش شود. درواقع می‌شود گفت او ‌پذیرای هر چیزی هست و بنابراین به طرز خوشایندی به شیوه‌ی عقب‌ماندگی خودش دموکرات است.

این کتاب در نظرسنجی‌ای که مجله تایم در سال 2005 از نویسندگان آمریکایی انجام داد، جزو یکی از برترین آثار ادبی ایالات متحده در 25 سال اخیر شناخته شد و جایگاه ششم را در این لیست به خود اختصاص داد و در کنار آثار نویسندگان برجسته‌ای مثل تونی موریسون، جان آپدایک، کورمک مک‌کارتی و فیلیپ راث قرار گرفت.

پوستر فیلم کتاب مقدس نئون
پوستر فیلم کتاب مقدس نئون

به‌جز اتحادیه ابلهان از این نویسنده کتاب مقدس نئون نیز در سال 96 و با ترجمه سپیده به‌نژاد به چاپ رسیده است. جان کندی تول این کتاب را در 16 سالگی و به دلیل علاقه وافرش به فلانری اوکانر نوشت.

از این کتاب فیلمی نیز در سال 1995 به کارگردانی ترنس دیویس تهیه شده است که چندان مورد استقبال قرار نگرفت و در سایت IMDb امتیاز 2/6 را کسب کرد.

همینطور در سال 2012 زمزمه‌هایی به گوش رسید مبنی بر اینکه زک گایلفیاناکیس در نقش ایگنیشس جی. رایلی در اقتباس سینمایی این کتاب بازی خواهد کرد و کارگردانی این فیلم هم به عهده جیمز بوین خواهد بود. اما این حرف‌ها تنها در حد زمزمه باقی ماند و عملی نشد و تاکنون فیلمی از روی این کتاب ساخته نشده است.

از متن کتاب:

تو اصلاً تو خیابون سن ژوزف چی ‌کار داشتی؟ اون‌جا که فقط انباره و اسکله. اصلاً آدم از اون‌جا رد نمی‌شه. اون‌جا اصلاً جز مسیرای ما نیست.

راستش این رو نمی‌دونستم. از سر ناتوانی اون‌جا توقف کردم تا خستگی درکنم. گاه‌گداری هم رهگذری عبور می‌کرد که متأسفانه میلی به هات‌داگ نداشت.

پس اونجا بودی. واسه همینه که هیچی نمی‌فروشی. شک ندارم که داشتی با اون گربه‌ لعنتی بازی می‌کردی.

حالا که اشاره کردید یاد یک و یا شاید دو حیوان اهلی افتادم که اون حوالی پرسه می‌زدن.

پس داشتی با گربه‌هه بازی می‌کردی.

نه. من با گربه بازی نمی‌کردم. من فقط گربه رو برداشتم تا کمی نازونوازشش کنم. گربه‌ گل‌باقالی بسیار ملوسی بود. بهش یک هات‌داگ تعارف کردم ولی از خوردنش امتناع کرد. حیوانی بود باسلیقه و نجیب.

از متن کتاب:

جهل مرکبت نسبت به آنچه ادعای تدریسش را داری تو را شایسته مجازات مرگ کرده است. شک دارم اطلاع داشته باشی که کاسین ایمولای قدیس را شاگردانش آن‌قدر با قلم‌های فلزی زدند تا مرد. مرگش، الگویی شد برای دیگر معلمان. به درگاهش دعا کن ای ابله فریب‌خورده… ای گلف‌باز میخواره عالم‌نما، مگر یکی از مقربین شفاعتت را کند. با اینکه آخرین نفس‌هایت را می‌کشی، اما کسی تو را شهید نخواهد دانست – چرا که هیچ هدف مقدسی را پیش رو نداری. لقب الاغ، که حقیقتاً شایسته‌اش هستی، تا ابد بر تو خواهد ماند.

نشر چشمه این کتاب را با ویراستاری امیر احمدی‌آریان و در قطع رقعی، در بیست و دومین چاپ خود در سال 1397 با قیمت 55 هزار تومان و با تعداد صفحات 467 صفحه به فروش می‌رساند.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer