اختلال شخصیت مرزی؛ تجربه بازی در ترن هوایی - رسانه مجازی نیلسو

اختلال شخصیت مرزی؛ تجربه بازی در ترن هوایی

ارتباط داشتن با شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مثل این است که سوار ترن هوایی شده باشید؛ همانطور که ترن گاهی شما را بالا می‌برد و گاهی با با دلهره سقوط می‌کنید، مرزی‌ها هم گاهی شما را دوست دارند و ستایش می‌کنند و گاهی با تحقیر و عصبانیت شدید، شما را بی‌ارزش می‌سازند.

ابتدا باید اختلال شخصیت را تعریف کنیم؛ اختلال شخصیت یعنی داشتن مجموعه‌ای از صفات و ویژگی‌های شخصیتی که به تدریج از کودکی در فردی شکل می‌گیرد. مثلا اگر از اطرافیانشان بپرسیم از کی این ویژگی‌ها را داشتند؟ می‌گویند از وقتی یادمان هست، همینطور بود. این صفات در نوجوانی فرد تثبیت می‌شوند و بعد دیگر تغییر دادن آنها دشوار است. البته شخصیت همه ما از صفات تشکیل شده است، اما در اختلال شخصیت، این صفات ناکارآمد هستند و بر روی تمام جنبه‌های زندگی فرد مثل رابطه، شغل و تحصیل تاثیرگذارند و موجب آزار فرد و دیگران می‌شوند‌.

تغییر، عنصر اصلی اختلال شخصیت مرزی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، به افراد بی‌ثبات و دائما در حال تغییر معروفند؛ تغییر در هویت؛ تغییر در ادراک خود؛ روابط، شغل و …. یعنی تغییر دقیقا در جنبه‌هایی که ما انتظار داریم از ثبات نسبی برخوردار باشند. مثلا اگر از یک فرد عادی بپرسیم که چه کار می‌کنند و ویژگی‌های بارز شخصیتشان چیست و دوباره چند ماه بعد از آنها بپرسیم، احتمالا همان کارها را می‌کنند و همان ویژگی‌ها را نام می‌برند. اما افراد مرزی، در این مدت کوتاه زندگی خود را تغییر داده‌اند و ویژگی‌هایشان هم دیگر آن ویژ‌گی‌های سابق نیست.

مرزی‌ها ممکن است که به طور ناگهانی طی روز تغییر کنند و شما هرگز نخواهید فهمید که چه انتظاری از آنها داشته باشید؛ در حالی که اکنون با شما می‌گویند و می‌خندند، چند لحظه بعد چنان گریه می‌کنند که دل‌تان به درد می‌آید؛ امروز با شما خوب هستند و از ویژگی‌های خوب‌تان تعریف می‌کنند و فردا پشت سر شما صحبت می‌کنند. یا آنقدر ناگهان خشمگین و پرخاشگر می‌شوند که هر کسی را می‌ترساند.

اگر عاشق هیجان شدید هستید، می‌توانید سوار ترن هوایی مرزی‌ها شوید؛ چرا که در رابطه با آنها، اوضاع هیچ وقت آرام نخواهد شد. باید به دنبال یک آغاز سریع و پر احساس، رابطه‌ای طوفانی را انتظار داشته باشید که تهمت، تحقیر، حسادت، خشم، قلدری، کنترل و تمام کردن رابطه جزئی از آن است.

 هیچ چیز خاکستری نیست، برای مرزی‌ها همه چیز یا سفید است یا سیاه. همه چیز را یا خوب می‌بینند یا بد. اگر هیچ بدی به آنها نکنید، خوب هستید و با اولین اشتباه، به یک انسان بد و بدردنخور تبدیل می‌شوید‌. آن‌ها دائما بین ایده‌آل‌سازی (بت ساختن از شما) و بی‌ارزش‌سازی شما در حال نوسان هستند.

با مرزی‌ها بیشتر آشنا شوید

هیجانات شدید و ناپایدار مرزی‌ها در دو حالت قرار دارد: اگر حالشان خوب باشد شما را تا عرش می‌برند و برایشان می‌شوید بهترین انسان روی کره زمین. اگر حالشان بد باشد، شما را به بدترین و پست‌ترین انسان موجود تبدیل می‌کنند. شما یا شاهزاده و ملکه هستید یا بدکار و هرزه. چرا؟ چون اگر احساس کنند به آنها توجه نمی‌کنید، تمام احساسات بد خود را روی شما فرافکنی می‌کنند.

 آنها می‌توانند کینه‌جو باشند و با حرف‌هایشان، سکوت یا روش‌های دیگر شما را تنبیه کنند که این می‌تواند عزت‌نفستان را کاملا تخریب کند. اینطور نیست که مرزی‌ها با این ویژگی‌های ناپایدار، کینه‌جو و اذیت کننده از حال خود و شخصبت نرمالشان خارج شده باشند، بلکه آنچه می‌بینید، خود نرمال آنهاست.

از روابط ناپایدار مرزی‌ها که گفتیم، اما ویژگی‌هایشان به اینجا ختم نمی‌شود. مثلا تاریخچه شغلی آنها نشان می‌دهد که دائما در حال تغییر شغل هستند. حتی ممکن است جنسیت خود یا گرایش جنسی‌شان را هم چند بار در زندگیشان تغییر دهند. تصویر از خود مرزی‌ها به‌قدری شرمگین و شکننده‌ است که با هر اتفاقی سریع تغییر می‌کند، طوری که گاهی احساس می‌کنند اصلا وجود ندارند. این احساسات مخصوصا وقتی ایجاد می‌شود که تنها باشند. به همین دلیل هم به دیگران وابسته می‌شوند.‌

مرزی‌ها چون از رها شدن عمیقا می‌ترسند، یا به دیگران می‌چسبند یا خشم و پرخاشگری زیادی نشان می‌دهند و کسی که با آنها رابطه دارند را ترک می‌کنند تا به دیگری بچسبند. مرزی‌ها می‌خواهند دوست داشته شوند و از آنها مراقبت شود. بنابراین، نسبت به هر نشانه‌ای از طرد یا رها شدن حساس هستند، حتی موارد شاید کم‌اهمیتی مثل اینکه دیر کنید، قرار را کنسل کنید هم به شدت آنها را می‌ترساند.

مرزی‌ها به دلیل دیدگاه سیاه و سفیدی که دارند، شما را یا دوست خود می‌بینند یا دشمن و به همین دلیل هم باید همیشه طرف آنها را بگیرید. قضاوت آنها نسبت به دیگران هم همینطور است، یا سفید و خوب یا سیاه و بد؛ اما به این قضاوت‌ها هم نمب‌توان تهتماد کرد، چون ممکن است به زودی تغییر کنند.

پارتنرها به‌قدری باید از مرزی‌ها مراقبت کنند که گاهی خودشان را قربانی این رابطه می‌کنند. در این فرایند، پارتنرها اجازه می‌دهند که مرزی‌ها بیشتر و بیشتر کنترلشان کنند. اما آرام کردن شخص مرزی و دادن کنترل بیشتر به او، باعث نمی‌شود که احساس امنیت داشته باشند، چون مشکل از درون عمیق است

هرگز سعی نکنید از دشمنشان دفاع کنید یا اتفاقاتی که برایشان می‌افتد را توجیه کنید یا توضیح دهید. مرزی‌ها می‌توانند با رفتارشان شما را خشمگین کرده و بعد متهم‌تان کنند که آنها را طرد کرده‌اید. حتی می‌توانند کاری کنند که به واقعیت و سلامت روان خود شک کنید و حتی مغز شما را شستشو دهند‌.

از سوی دیگر، افراد مبتلا به این اختلال، تکانشی هستند؛ یعنی ناگهان دست به رفتارهایی می‌زنند که خیلی خطرناک است و ممکن است نتایج آسیب‌زایی برایشان داشته باشد. از سوی دیگر، چون حوصله‌شان زود سر می‌رود و هیجاناتشان کم می‌شود، کارهایی مثل رانندگی پرخطر می‌کنند که دوباره هیجاناتشان را افزایش دهند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی درد روانی غیر قابل تحملی دست و پنجه نرم می‌کنند و در موارد شدید، در مرز بین واقعیت و روانپریشی قرار دارند. یکی از نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی، خودزنی‌های آنهاست؛ به همین دلیل هم معمولا لباس آستین بلند به تن می‌کنند تا جای زخم‌هایشان مشخص نشود. آنها اینکار را برای رهایی از هیجانات شدیدشان که جور دیگری قابل تسکین نیست، انجام می‌دهند. از سوی دیگر، ۱۰ درصد آنها واقعا خودکشی می‌کنند و به دلایلی مثل رها شدن به زندگی خود پایان می‌دهند.

اگر با مرزی‌ها در ارتباط هستید

از آنجا که مرزی‌ها وابسته هستند، کسی را پیدا می‌کنند که با آنها ادغام شود. آنها کسی را می‌خواهند که برای آنها ثبات و پایداری فراهم کرده و هیجانات چالش برانگیزشان را مدیریت کند. خودشیفته‌ها و کسانی که کنترل احساسات خود را در دست دارند، با مرزی‌ها خیلی خوب جور می‌شوند. آنها خیلی زود با گشودگی، فریبندگی و دلربایی  مرزی‌ها اغوا می‌شوند. علاوه بر این، هیجانات شدید و مشتاقانه برای غیر مرزی‌هایی که تنهایی را افسرده‌ساز و افراد سالم را کسل‌کننده می‌دانند، جذاب است.

اگر چه مرزی‌ها تلاش می‌کنند روابط صمیمی و رومانتیکی بسازند که برای افراد ناآگاه خیلی جذاب است، اما همزمان از صمیمی شدن هم می‌ترسند. در روابط نزدیک، آنها باید روی طنابی راه بروند و تعادل را بین تنها ماندن و صمیمی شدن زیاد حفظ کنند. برای اینکه اینکار را انجام دهند، از اغوا و چاپلوسی استفاده می‌کنند تا پارتنرشان را نزدیک خود نگاه دارند یا از خشم و طرد برای اینکه فاصله امن خود را با او حفظ کنند.

شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی معمولا در رابطه فردی ضعیف وابسته و پارتنرش فردی قوی، مراقب و بدون نیاز دیده می‌شود، اما واقعیت این است که هر دو آنها به یکدیگر وابسته‌اند‌ و برای هر دو آنها سخت است که رابطه را ترک کنند. پارتنرهای آنها هم غالبا شخصیت‌های وابسته‌ای هستند که آرزوی عشق دارند و از رها شدن می‌ترسند، عزت نفس پایین و مرزهای ضعیفی دارند. به همین دلیل هم وقتی مورد حمله قرار می‌گیرند، برای اینکه ارتباط هیجانی را دررابطه حفظ کنند، سریع شروع می‌کنند به آرام کردن و عذرخواهی کردن.

پارتنرها به‌قدری باید از مرزی‌ها مراقبت کنند که گاهی خودشان را قربانی این رابطه می‌کنند. در این فرایند، پارتنرها اجازه می‌دهند که مرزی‌ها بیشتر و بیشتر کنترلشان کنند. اما آرام کردن شخص مرزی و دادن کنترل بیشتر به او، باعث نمی‌شود که احساس امنیت داشته باشند، چون مشکل از درون عمیق است.

آسیب‌شناسی

دلیل ابتلابه اختلال شخصیت مرزی دقیقا مشخص نیست. اما احتمالا در دوران کودکی این افراد رهاشدگی، غفلت و آزار و اذیت زیادی را از جانب مراقبان اصلی خود تحمل کرده‌اند. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال، در دوران کودکی مورد سواستفاده جنیی یا فیزیکی قرار گرفته‌اند. خانواده آنها را نادیده می‌گرفته و به آنها. احستس دوست داشته شدن و ارزشمند بودن نمیداده است. گاهی مشکلاتی مثل مشاجره خانوادگی، طلاق یا مرگ والدین نیز احساس امنیت را از این کودکان گرفته است. نبود توافق بین پدر و مادر دذ تربیت کودک و رسیدن پیام‌های متناقض از دیگر دلایل ابتلا به اختلال شخصبت مرزی شناخته می‌شود. اما از دیدگاه ژنتیکی هم نمی‌توان گذشت؛ گاهی وگود این اختلال در بستگان درجه یک یا اختلالات نزدیک، می‌تواند ریسک ابتلا را افزایش دهد.

درمان

انواع مختلفی از درمان‌های روان‌پزشکی و روان‌شناختی برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی وجود دارد. در صورت تردید درلاره ابتلا به این اختلال در خود یا اطرافیانتان، به متخصص مراجعه کنید.

©

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer