ارنست همینگوی، نویسنده برنده جایزه نوبل و دستورزبان افتضاحش! - رسانه مجازی نیلسو

ارنست همینگوی، نویسنده برنده جایزه نوبل و دستورزبان افتضاحش!

همینگوی آدم جالبی است. چه چیزی او را متمایز و خاص جلوه می‌دهد؟ جوابش ممکن است شما را متعجب کند. دستورزبان او افتضاح است!

  • توسط مرسده خدادادی
181022 ernest hemingway mn 1100 aca21bc327ec96d08b45ccda1a500f09 - ارنست همینگوی، نویسنده برنده جایزه نوبل و دستورزبان افتضاحش!

مقدمه مترجم: همینگوی، نویسنده شهیر آمریکایی برای اهل ادبیات به معرفی نیازی ندارد. تقریباَ تمامی آثار او بارها به زبان فارسی ترجمه شده‌اند و برخی از کتاب‌های وی به فیلم‌های درخشانی تبدیل شده‌اند. همینگوی علاوه بر نویسندگی، شخصیتی جالب و یک زندگی سرشار از ماجراجویی‌های خاص خودش را داشته است. او برخلاف اکثر نویسندگان که افرادی ساکت و گوشه‌گیرند و اوقاتشان را به‌تنهایی در یک اتاق خلوت و پشت ماشین تحریرشان می‌گذرانند، بسیار اجتماعی، عاشق طبیعت، شکار، گاوبازی، مسافرت و ماجراجویی بود. از راننده آمبولانس بودنش در جنگ جهانی دوم گرفته تا شکارهایش در آفریقا و چهار بار ازدواج کردنش تا پیلار قایق ماهیگیری‌اش و نیز گذراندن بخشی از زندگی‌اش در اسپانیا، ایتالیا و فرانسه و سپس سکنی گزیدن در کوبا در اواخر عمر،‌ می‌توان هزاران داستان و کتاب مهیج درآورد. می‌توانیم همینگوی را ماتادور میدان ادبیات بنامیم. او پارچه قرمز رنگی جلوی همه ما می‌گیرد و ما خوانندگانش را تهییج می‌کند تا به دل داستان‌هایش حمله کنیم.

بیشتر بخوانید:

ارنست همینگوی
ارنست همینگوی

همینگوی آدم جالبی است؛ به‌ویژه نوشته‌هایش. هیچ نویسنده دیگری به اندازه همینگوی با شیوه‌های نویسند‌گی‌اش توجه مرا به خودش جلب نکرده است. چه چیزی او را متمایز و خاص جلوه می‌دهد ؟ جواب من ممکن است شما را متعجب کند. دستورزبان او افتضاح است!

می‌توانید همین الان این موضوع را بررسی کنید. کتاب وداع با اسلحه همینگوی را در دست بگیرید و به کتاب اول و فصل دوم بروید. حالا نگاه کنید چگونه منظره مکانی را که در آن مستقر بود توصیف می‌کند.

چیزی را متوجه شدید؟ آیا متوجه فراوانی اشتباهات دستوری او شدید؟ آیا متوجه نبودن علائم نگارشی، سوءاستفاده از پیوستگی متن، از دست دادن پیوستگی جملات و تغییرات ناگهانی در ساختار بودید؟ اگر این پاراگراف را به یک استاد نگارش نشان دهیم بدون اینکه به او بگوییم نویسنده این متن همینگوی است،‌ ممکن است همانجا متن را به داخل سطل زباله پرتاب کند.

با وجود این، شیوه نویسندگی همینگوی بسیار ستودنی است. آیا این به این دلیل است که او از افراد عادی متمایز بود؟ یا شاید به این دلیل است که نثر او بیش از آن چیزی بود که یک کتاب گرامر انگلیسی می‌توانست آن را دربر داشته باشد؟

ارنست همینگوی
ارنست همینگوی در پست میز کارش

سادگی

ممکن است در این شیوه توصیف چیزها، اشیا و وقایع را بسیار ساده و بدون آراستگی بیابید. در متن او هیچ کلمه گل و بوته‌داری و هیچ گونه پیچیدگی و آراستگی دستوری وجود ندارد. آنچه او با جزئیات به ما می‌گفت دقیقاً همان چیزی است که می‌دید. این کار تقریباً مثل روزنامه‌نگاری است و شما نیز حق دارید چنین بگویید.

بنا به گفته وبسایت Study.com، پس‌زمینه این شیوه نوشتاری او آموزش‌های روزنامه‌نگاری است؛ شیوه نوشتنی که به صورت گسترده‌ای بر ارائه دادن حقایق به طور واضح و روشن تکیه داشت و نیز اجازه دادن به دیالوگ‌ها یا گفتگوها که از این بین بدرخشد.

تصور بکنید یک پیراهن قرمز برای صبح خود انتخاب می‌کنید. شما یک ساعت در مورد اینکه رنگ قرمز چگونه و چطور شور و اشتیاقتان برای رقص سالسا را نشان می‌دهد تحلیل نمی‌نویسید. نه، شما احتمالاً پیراهن قرمز را به این دلیل انتخاب کرده‌اید که اولین چیزی است که در کمد لباس خود دیده‌اید و این شیوه‌ای است که او می‌خواهد شخصیت‌ها را در آثار خود نشان دهد؛ زنده و واقعی و نه مصنوعی.

استفاده بیش از حد از حرف ربط واو

یکی دیگر از ویژگی‌های کلیدی در آثار همینگوی استفاده بیش از حد از واو در جملات است. به این جمله که قبلاً ذکر شده، به‌ویژه این بخش توجه کنید:

«… و در آن سوی دشت، در فلاتی که به سمت جنوب گسترده می‌شد نیز پیروزی­هایی به دست آمد و ما در ماه اوت از رودخانه عبور کردیم و در یک خانه در گوریتزیا [1]منزل کردیم که چشمه‌ای داشت …»

آیا این جمله را مانند یک لقمه احساس می‌کنید؟ بله، اما آیا این یک تصویر کامل است؟ آیا پیروزی در دشت را درحالی‌که راوی با رفقای خود با گذشتن از رودخانه به خانه‌ای با یک چشمه راه می‌یابد، می‌بینید؟

همینگوی شیوه غریبی برای به زنجیر کشیدن وقایع برای وادار کردن مخاطب به دیدن همه تصویر در یک نگاه داشت؛ آن هم بدون تلف کردن جمله‌های زیادی. به جای تقویت کردن مهارت دستوری‌اش، او فرم مؤثرتر و نازیباتری برای توصیف انتخاب کرد. گذشته از این به این فکر کنید که وقتی به منظره‌ای در یک فیلم می‌نگریم، توقف نمی‌کنیم و همه چیز را برای آن صحنه تحلیل نمی‌کنیم (مگر اینکه مثل من آدم عجیب و غریبی باشید). آنچه توجهمان را جلب کند دریافت می‌کنیم. چه کسی اهمیت می‌دهد که خانه داستان سه طبقه دارد یا بیشتر؟ چیزی که آن را متمایز می‌کند یک چشمه است و این همه آن چیزی است که شنوندگان نیاز دارند بدانند.

کوه یخ در حال ذوب شدن

همینگوی می‌گوید شیوه نوشتن یک نویسنده باید مستقیم و شخصی باشد، توصیفاتش قوی و خاکی و کلماتش ساده و نیرومند باشند.

همینگوی به گونه‌ای عالی شیوه خود را در این نقل‌قول خلاصه می‌کند، به‌ویژه هنگامی که از تشبیه سخن می‌گوید. تشبیه یکی از نقاط قوت همینگوی است و فرم را به عنوان جزئیات ظریف در داستان‌های خود در نظر می‌گیرد.

پیرمرد و دریا به دلیل استفاده‌اش از تشبیهات دین مسیحیت شهرت دارد. داستان تپه‌هایی همچون فیل‌های سفید نیز به دلیل فوران تشبیهاتش در دل ستایش می‌شود.

یک کمال‌گرای تمام‌عیار

همینگوی غرق در کمال‌گرایی و بی‌نقص و عیب بودن است؛ برای مثال، پیرمرد و دریا را در نظر بگیرید. گزارش شده است که او همه یا بخش‌هایی از پیرمرد و دریا را قبل از سپردن آن به ناشر برای چاپ نهایی، بیش از 200 بار نوشته است.

همینگوی یک نویسنده افسانه‌ای است. هر چند بسیاری شیوه نویسندگی او را نمی‌پسندند؛ با وجود این هنوز گمان می‌کنم او بیش از هر نویسنده انگلیسی‌زبان معاصر دیگری، متن منثور دارد.

خوب یا بد، می‌دانم چیزی هست که همه ما روی آن توافق داریم: او استاد زبان انگلیسی است.

منابع:

  • وبسایت theodysseyonline.com نویسنده: Datronizer
  • وداع با اسلحه، ترجمه نجف دریابندری

[1] گوریتزیا Gorizia شهری در شمال شرقی ایتالیاست. تلفظ درست ایتالیایی این شهر «گوریتزیا» است. جناب نجف دریابندری نام شهر را به صورت گوریزیا نوشته‌اند. بنده به عنوان یک مترجم تازه‌کار و گمنام، جسارت کرده و پا در کفش اساتید کرده‌ام و با توجه به این که داستان در کشور ایتالیا می‌گذرد؛ نام شهر را در جمله‌ی نقل قول این کتاب به تلفظ صحیح ایتالیایی آن در متن تغییر دادم.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer