از معنازدایی از عاشورا تا کارناوالی شدن آن / عاشورا بازتاب جامعه منحط است - رسانه مجازی نیلسو

از معنازدایی از عاشورا تا کارناوالی شدن آن / عاشورا بازتاب جامعه منحط است

هفته آینده عاشورا و تاسوعای حسینی را در پیش داریم. مراسمی آیینی و سنتی که در سال‌های گذشته بسیار گسترش‌یافته، افزودنی‌ها بر آن الحاق شده و به نوعی از سرمایه معنوی و تاریخی خود تهی گشته است.

کارناوالی شدن عاشورا

عاشورا و تاسوعای حسینی یکی از وقایع تاریخی صدر اسلام است که قدمتی به اندازه تاریخ تشیع در ایران دارد و از همان زمان نقش نمادینی نیز پیدا کرده است. نمادی از پیکار خیر و شر، پیروزی داد بر بی‌داد، نبرد بی‌امان بین رذالت و دنائت و فرومایگی از یک طرف انسانیت و وجدان از طرف دیگر. آنچه در این روزها بیش از هر چیز بر در و دیوار شهر نقش می‌بندند شعارهای عاشورا و تاسوعا است. “کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا” یا “شد کشته که عدل و دین نمیرد / این راز شهادت حسین است” چنان در عاشورا و مراسم آن غرق می‌شویم که خود آن را نمی‌بینیم. همچون ماهی که تا از آب بیرون نیاید نبود آن را حس نخواهد کرد.

بیلبورد عاشورا
چنان در عاشورا و مراسم آن غرق می‌شویم که خود آن را نمی‌بینیم. همچون ماهی که تا از آب بیرون نیاید نبود آن را حس نخواهد کرد.

علی زمانیان: معنازدایی از عاشورا

علی زمانیان پژوهشگر دین در این زمینه می‌گوید معنازدایی از سرمایه‌های معنوی به این معنا است که «چهره ظاهری آن‌ها را حفظ می‌کند و اما چونان موریانه، از درون آن را تهی می‌سازد. ظاهری سالم اما درونی پوسیده و بی‌رمق که به درد زیستن نمی‌خورد.»

گرچه به عقیده زمانیان در پروسه تهی‌سازی معنایی عاشورا با آن واقعه مخالفت نمی شود اما « در گرایش و کنشی مدافعانه و گاهی بنیادگرایانه،چهره‌ اصیل آن مورد دستبرد قرار می‌گیرد و معنای ژرف آن به سخیف‌ترین روش‌ها از آن ستانده می‌شود. یکی از آن روش‌ها، کارناوالی شدن عاشورا است.»

پوسته رویین مانده که در هیاهوی فریادها گوشخراش خیابانی و زیربار علم و کتل از یاد می‌رود. آنچه از مراسم باقی می‌ماند قیمه است و آرایش‌های مخصوص و جملاتی نقش بسته بر ماشین‌ها. کارناوالی شدن که علی زمانیان آن «پدیده‌ای اندوهناک و درس آموز» می‌خواند و عاشورا را به مراسمی «گیج و مناسکی عقیم» تبدیل کرده است.

گروه اول مداحان که قبلاً به منزله پامنبری شناخته می‌شدند «و با ترسیم اعوجاج آن تراژدی بزرگ را به داستانی برای گریستن و ضجه‌زدن» تبدیل کرده و «سبب سقوط پیام بلندش می‌گردند.»

کارناوالی شدن دست کم در دو گروه قابل مشاهده است. گروه اول مداحان که قبلاً به منزله پامنبری شناخته می‌شدند «و با ترسیم اعوجاج آن تراژدی بزرگ را به داستانی برای گریستن و ضجه‌زدن» تبدیل کرده و «سبب سقوط پیام بلندش می‌گردند.» امروز معنای عمیق عاشورا «در زبان و بیان مداحان به نعره‌های گوش‌خراشی تبدیل شده است که در سبک و سیاق موسیقی‌های مبتذل ارائه می‌گردد.»

گروه دوم همان کسانی هستند که عاشورا را به نقش‌ها و طرح‌هایی بعضاً مبتذل بر روی اتوموبیل‌ها و آرایش‌های سر خود و حتی بدن‌های خود تبدیل کرده‌اند. به گفته زمانیان «مناسک محرم را دستمایه‌ ابراز و اظهار “خویش” کرده‌اند و صرفا خود را در کارناوال‌ها به نمایش می‌گذارند. در حقیقت، کارناوال، نمایشی است که در آن، از واقعه معنازدایی می‌شود. این گروه، چندان دل در گرو عاشورا ندارند بلکه آن را “فرصتی برای دیده شدن”، قلمداد می‌کنند.»

مجید یونسیان: عاشورا بازتاب یک جامعه منحط است

مجید یونسیان جامعه‌شناس می‌گوید: «یک جامعه وقتی به انحطاط کشیده شود، وقتی روابط انسانی در آن منحط می‌شود، تراژدی رخ می‌دهد. عاشورا بازتاب یک جامعه منحط است، جامعه منحط سه مولفه دارد.»

یونسیان این سه مولفه را اینگونه تقسیم‎‌بندی می‌کند: «اول مردمانی که کسب و کارشان جهالت است» و «این جهالت برآمده از یک ساخت اجتماعی است.»

مولفه دوم حاکمان هستند. این حاکمان فقر بر آنها مستولی شده است اما این فقر ناشی از فقر مادی نیست «فقر ناشی از تکبر، خود بینی، خودخواهی، فقر ناشی از ناتوانی در دیدن و شنیدن و فهم واقعیت‌ها، فقر ناشی از غلبه مطلق بینی، مطلق‌گرایی و انطباق خود برحق و حق بر خود، فقر استیلای خشم و خصومت بر عقلانیت و محبت، فقر ناشی از خود خدانگاری.»

جامعه منحط نتیجه چنین رابطه این سه مولفه است و هنگامی که چنین انحطاطی به وجود می‌آید تراژدی یکی از مولفه‌هایی است که شکل می‌گیرد.«اگر چنین جامعه‌ای به سوی تغییر سوق نیابد فرو می‌پاشد.»

مولفه سوم نیز «هنجارها وارزش‌های عرفی شده اجتماعی، است. هنجارها و ارزش‌هایی که مغز ندارد، و پوسته‌ای وارونه شده و دگرگون شده است.»

جامعه منحط نتیجه چنین رابطه این سه مولفه است و هنگامی که چنین انحطاطی به وجود می‌آید تراژدی یکی از مولفه‌هایی است که شکل می‌گیرد.«اگر چنین جامعه‌ای به سوی تغییر سوق نیابد فرو می‌پاشد.»

یونسیان ادامه می‌دهد: «جامعه منحط جامعه‌ای است که در آن ساخت اجتماعی به گونه‌ای است که همه چیز وارونه است. چیزهایی ارزش است که خود آنها منحط است، ارزش‌هایی که حقارت تولید می‌کند، خشم و خصومت می‌زاید، خفقان به‌‌وجود می‌آورد، جامعه‌ای که انسان در آن به‌دلیل فقدان روح انسانیت پژمرده است، نشاط ندارد.»

این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: «در چنین جامعه‌ای است که برآشوبیدن علیه ارزش‌های آن کاری قهرمانانه است و کار هرکسی نیست؛ چون انقلاب علیه ارزش‌های حاکم است، علیه جهل عمومی است، علیه قدرت غالب است و این سه، شرایطی را شکل می‌دهند که همه حقایق وارونه جلوه می‌کند.»

یونسیان ادامه می‌دهد: «تراژدی عاشورا ثمره یک جامعه منحط است و این حادثه همیشه قابل تکرار است. وقتی مولفه‌های آن شکل بگیرد، تکرارش مکرر است، این قاعده و قانونی نانوشته اما تجربه شده است. عبرت عاشورا در همین است که ما اکنون فرسنگ‌ها از فهم آن دور شده ایم. بارها عاشوراهای تاریخ را تجربه کرده‌ایم و پند نگرفته‌ایم.»

حسن محدثی: حسین (ع) قربانی جامعه‌ای منحط

حسن محدثی استاد جامعه‌شناسی و پژوهشگر دین در که اولین بیشتر از دیگر پژوهشگران درباره کارناوالی شدن عاشورا پرداخته است در این زمینه در صفحه خود نوشت: «حسین قربانی جامعه‌ای منحط است؛ جامعه‌ای که در طی چند دهه پس از وفات پیامبر، توسّط جانشینان‌اش به انحطاط کشیده شده است.» محدثی ادامه می‌دهد «قربانی شدن انسان والا در جامعه‌‌ای منحط، برخلاف نظر علی شریعتی، فقط حکومت ظالم را رسوا نمی‌کند، بل‌که بیش از همه جامعه‌ای منحط را رسوا و افشا می‌کند.» چنانچه اگر زنده می‌ماند باز هم قربانی می‌شد «اما قربانی شدن‌اش با عزت و سرفرازی همراه نبود. انسان والا در جامعه منحط قربانی است، خواه بمیرد خواه زنده بماند.»

حسن محدثی، جامعه‌شناس
حسن محدثی، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس

محدثی با انتقاد از جامعه ایران، آن را جامعه‌ای منحط ارزیابی می‌کند که «چون داستان انسان والا (حسین) را در قالب عزاداری به‌نحو کمیک بازپرداخت می‌کند و نمایش می‌دهد و عزاداری را کارناوالی کرده است.» تبدیل تراژدی عاشورا که قرن‌ها برای ترویج و تبلیغ فضیلت به کار می‌رفت به این کارناوال کمدی به گفته محدثی حکومت و مردم به یکدیگر همدست هستند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer