این حجم از خودویرانی بی‌نظیر است - رسانه مجازی نیلسو

نقدی بر تخریب ساختمان‌ها در ایران؛

این حجم از خودویرانی بی‌نظیر است

با توجه به عمر حداکثر 30 ساله ساختمان‌ها به دلیل کیفیت نازل ساخت و از طرفی تخریب عمدی و جوانمرگ کردن آنها برای کسب سود، می‌توان گفت با سرعت خارق‌العاده‌ای و به طرز باورنکردنی در حال نابودی شهرهایمان هستیم تا صرفاً جیب عده‌ای فرصت‌طلب را پر کنیم.

  • توسط شاهین فلسفی
  • ۱ ماه قبل
  • ۶۲۵ بازدید
  • ۱ دیدگاه

صنعت ساختمان بر اساس آمار یکی از پیشران‌های اقتصادی است که با بیش از ۴۰۰ شغل به‌طور مستقیم و غیرمستقیم ارتباط دارد. در کشور ما موضوع مسکن از دو جنبه مصرفی و سرمایه‌ای برای مردم از دیرباز دارای اهمیت بوده است. بدین معنا که اولاً خانه‌دار شدن در فرهنگ ایرانی ما جایگاه بالایی دارد و مردم به نوعی صاحب خانه بودن را نوعی سکون و آرامش می‌دانند. نشان به آن نشان که تمام تلاش و سرمایه زوج‌ها از چندین دهه پیش، بیش از هر چیزی صرف خرید خانه شده است.

بیشتر بخوانید:

دوم اینکه بازار مسکن و املاک همواره برای کسانی که سرمایه‌ای داشته‌اند، جزء بازارهای جذاب بوده است. نگاهی به سیر تاریخی سرمایه‌دار شدن افراد و بسیاری از شرکت‌ها در کشورمان هم بیانگر این مهم است که تقریباً همه چیز از خرید و فروش املاک آغاز شده و در ادامه به ایجاد صنایع دیگر تسری یافته است.

بررسی قیمت‌ها در بازار املاک، حد فاصل سال‌های ۷۰ تا ۹۰ یعنی ظرف ۲۰ سال حکایت از ۹۰ برابر شدن قیمت مسکن دارد. به عبارتی این رشد سرسام‌آور نشان می‌دهد که به طور متوسط مسکن و زمین در هر سال چهار برابر گران شده است و قطعاً این حجم از سودآوری عجیب و غریب هر کسی را به طمع می‌اندازد.

دو شکل نابودی ثروت ملی

جدا از اینکه این اتفاق باعث مشکلات عدیده‌ای برای بخش مصرفی مسکن شده است، می‌توان از یک پدیده عجیب به نام نابودی ثروت ملی در فرآیند ساختمان‌سازی نام برد. حتماً می‌پرسید نابودی کدام ثروت؟! پاسخ این سوال نیاز به توضیح دارد. ساختمان یک ثروت ملی است چرا که اجزاء و مصالح آن با استفاده از منابع طبیعی و در بسیاری موارد با ارائه سوبسیدهای مختلف از طرف دولت تولید می‌شود. بنابراین نابودی و تخریب آن علاوه بر ضرر و زیانی که ممکن است نصیب مالک کند، نابودی ثروت ملی را نیز به همراه خواهد داشت. معضلی که متاسفانه در صنعت ساختمان ما به دو علت بی‌توجهی و سودجویی به اشکال مختلف به شدت باب شده است.

یک طرف ماجرا به ساخت‌وساز بی‌کیفیت ما برمی‌گردد. در حال حاضر به اذعان تمامی کارشناسان و مسئولان ساختمان‌هایی که در ایران ساخته می‌شوند، بر خلاف استانداردهای جهانی که عمر بالای ۱۰۰ سال را برای ساختمان در نظر می‌گیرند، به زحمت عمر مفید ۳۰ سال را پاس می‌کنند و بعد از این مدت باید منتظر بروز مشکلات عدیده‌ای مانند فرسودگی تاسیسات مکانیکی و الکترونیکی، ریزش نمای ساختمان، ورود رطوبت به ساختمان و … باشیم، بنابراین مصالحی که با تخریب محیط زیست و هزار و یک سوبسید تولید می‌شوند، در اثر سهل‌انگاری و خلأ نظارت باید تخریب شوند تا خدایی ناکرده ساختمان روی ساکنان آوار نشود.

در حال حاضر به اذعان تمامی کارشناسان و مسئولان ساختمان‌هایی که در ایران ساخته می‌شوند، بر خلاف استانداردهای جهانی که عمر بالای ۱۰۰ سال را برای ساختمان در نظر می‌گیرند، به زحمت عمر مفید ۳۰ سال را پاس می‌کنند

وضعیت در بسیاری موارد آنقدر وخیم است که یکی از کارشناسان می‌گفت بسیاری از ساختمان‌های نوساز را هم باید از همین امروز در لیست فرسوده‌ها قرار داد؛ اظهارنظری که بیراه نیست چرا که بسیاری از پروژه‌های مسکن مهر تقریباً وضعیتی مشابه این اظهارنظر دارند و می‌شود گفت در کودکی پیر می‌شوند.

اما این یک روی سکه است. روی دیگر ماجرا که به مراتب دردناک‌تر است، مربوط به تخریب عمدی ساختمان‌هایی است که فرسوده نیستند و حتی قادرند تا ۲۰ سال دیگر امنیت ساکنان را تضمین کنند. احتمالاً می‌پرسید چرا؟! مگر عقلشان را از دست داده‌اند که به خودشان ضرر می‌زنند؟ در پاسخ باید گفت اتفاقاً این افراد دقیقاً با این اقدام به دنبال کسب سود بیشتر هستند و ضرر آنها صرفاً شامل حال ما می‌شود.

سه طبقه به جای دو طبقه

بگذارید بحث را ساده‌تر توضیح دهم. تصور کنید شما یک ساختمان مسکونی ۲۰ سال ساخت دو طبقه دارید که یک طبقه آن را اجاره می‌دهید و در طبقه دیگر خودتان ساکن هستید که یکی از سازندگان محل با شما تماس می‌گیرد و می‌گوید: با توجه به اینکه در زمین شما شهرداری تا شش طبقه اجازه ساخت می‌دهد، اگر مایل باشید حاضرم این ساختمان را تخریب کنم و به جای آن شش طبقه بسازم. سه طبقه مال شما و سه طبقه هم مال من.

 شما هم با یک حساب سرانگشتی و محاسبه هر متر ساختمان مسکونی به ارزش ۱۰ میلیون تومان متوجه می‌شوید که چه گنجی بیخ گوشتان نهفته است. بنابراین موافقتتان را اعلام می‌کنید و بعد از شش ماه بدون پرداخت پول صاحب سه طبقه ساختمان نوساز می‌شوید. به هر حال در کلانشهرها به‌ویژه کلانشهر تهران علاوه بر اینکه قیمت زمین بسیار بالاست، تقریباً زمینی برای ساخت‌وساز وجود ندارد و سازندگان دنبال گزینه‌هایی از این دست هستند.

در چنین شرایطی ساختمانی که حتی می‌توانست تا ۲۰ سال دیگر هم بدون مشکل ادامه حیات دهد، به خاطر کسب سود تخریب می‌شود و ساختمانی بلندتر جای آن را می‌گیرد. کسی چه می‌داند شاید ۳۰ سال دیگر باز هم یک شهردار روی کار آمد و گفت می‌توانید به جای شش طبقه، ۱۰ طبقه بسازید و باز هم همین ساختمان موضوع بحث ما تخریب و با طبقات جدید احداث شد. بی‌شک اینکه صرفاً کسی بخواهد به واسطه دریافت تراکم بیشتر وسودآوری ساختمان را تخریب کند، قابل توجیه نیست چون ساختمان ثروت ملی است اما سوال اینجاست که چه کسانی شرایط را برای سودجویی افسارگسیخته سازندگان و مالکان فراهم می‌کنند؟! پاسخ این سوال را باید در عملکرد شهرداری‌ها جستجو کرد.

شهرداری مقصر شماره یک

در بسیاری مواقع شهرداری‌ها برای کسب درآمد بیشتر ضوابطی مانند افزایش تراکم را در قالب طرح‌های تفصیلی ابلاغ می‌کنند که این اقدام زمینه تخریب ساختمان‌های کوتاه‌قدتر را فراهم می‌کند؛ به طور نمونه در طرح تفصیلی تهران مناطق و محلات شهر تهران پهنه‌بندی شدند و برای هر یک از آنها ضوابطی تعیین شد و در اغلب کاربری‌ها اعم از مسکونی، تجاری، اداری به بهانه کوتاهی قد شهر تهران، دست به صدور مجوز افزایش طبقات زدند و چه فرصتی بهتر از این برای کسانی که صرفاً منافع خودشان را در ساخت‌وساز بی‌رویه شهر دنبال می‌کنند و به زندگی سایر ساکنان بی‌توجه هستند.

طرح تفصیلی منشا تخریب تهران

در سال ۹۱ یعنی یک سال پس از ابلاغ طرح تفصیلی تهران به یکباره صدور بسیار زیاد پروانه‌های تخریب و نوسازی اتفاق افتاد. در این سال حدود ۳۰ درصد از کل پروانه‌های درخواست‌شده از شهرداری مربوط به تخریب و نوسازی بود. آمار گویای این واقعیت بود که سازنده‌ها به درستی یک کندوی عسل را کشف کرده بودند؛ کندویی که نوشش برای سازنده‌ها و البته شهرداری بود و نیشش برای مردم. در اواخر سال ۹۲ با پیشنهاد معاونت معماری و شهرسازی شهرداری تهران قرار شد که صدور مجوز تخریب و نوسازی صرفاً به ساختمان‌هایی تعلق بگیرد که بالای ۲۵ سال عمر دارند و اجازه تخریب به ساختمان‌هایی که زمان ساخت آنها متعلق به بعد از ۱۳۶۸ باشد، داده نشود.

لایحه‌ای برای ممنوعیت تخریب زیر ۲۵ سال‌ها

علیرضا نادری، معاون معماری و شهرسازی وقت شهرداری تهران هدف از اجرای این طرح را جذب سرمایه‌های بخش مسکن به بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهر عنوان کرده بود و گفته بود این اقدام باعث جلوگیری از هدررفت سرمایه‌ها و منابع در جریان تخریب و نوسازی ساختمان با عمر پایین است.

علیرضا نادری، معاون معماری و شهرسازی وقت

معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران با بیان اینکه این اقدام سبب می‌شود تا دیگر سرمایه‌گذاران به تحریک مالکان این‌گونه ساختمان‌ها برای مشارکت در پروژه‌های تخریب و نوسازی روی نیاورند، تصریح کرد: از طرف دیگر مالکانی که ساختمان‌های مقاوم دارند همچون دیگر نقاط دنیا می‌توانند به جای تخریب، ساختمان خود را بازسازی کنند.

او به مشکل بافت فرسوده اشاره کرد و افزود: در محدوده ۳ هزار و ۲۶۸ هکتاری بافت فرسوده پایتخت، ساختمان‌هایی با عمر ۷۰ ساله وجود دارند که در واقع برای شهر با وجود تهدید بلایای طبیعی خطری بالقوه محسوب می‌شوند.

نادری تاکید کرد: با کمک سازمان نوسازی شهر تهران بنا داریم در این زمینه به جلوگیری از تخریب ساختمان‌های زیر ۲۵ سال و بازسازی خانه‌های مقاوم در سطح شهر کمک کنیم تا جبهه کاری ساخت‌وساز و سرمایه‌گذاری‌های ساختمانی به سمت نقاط فرسوده و سالخورده پایتخت منتقل شود.

تبدیل ممنوعیت به جریمه

کمی بعد اقبال شاکری، عضو کمیسیون عمران دوره چهارم شورای شهر تهران نیز در توضیح مفاد این لایحه به حقوق اساسی و مالکانه اشاره کرد و افزود: شهرداری قصد داشته تا از تخریب بناهای کم سن و سال جلوگیری کند اما با توجه به منافات این امر با حقوق مالکانه مردم تصمیم گرفتیم تا منع کامل به اخذ جریمه تبدیل شود.

اقبال شاکری، عضو کمیسیون عمران دوره چهارم شورای شهر تهران

او در توضیح مفاد این لایحه گفت: دو آیتم استحکام و قدمت در ساختمان‌ها توسط سازمان نظام مهندسی بررسی می‌شود و در صورتی که ساختمان موردنظر استحکام لازم را دارا باشد، مشمول هزینه‌های بیشتری برای صدور پروانه خواهد شد. علاوه بر این چنانچه ساختمانی با عمر بالای ۳۰ سال از مقاومت لازم برخوردار باشد، باز هم مشمول پرداخت هزینه‌های بیشتر در فرآیند صدور پروانه خواهد شد.

لایحه مورد نظر در دسترس نمی‌باشد

اگرچه این موضوع هم در ادامه به سمت و سوی درآمدزایی برای شهرداری تهران رفت و لایحه حکایت از خرید و فروش تخلفات داشت اما می‌توانست تا حدودی توجیه اقتصادی تخریب ساختمان‌های مستحکم را برای سازندگان با تردید مواجه کند اما ظاهراً شهرداری و شورای شهر چهارم به همین قانع نبودند چون به خوبی می‌دانستند که اخذ جریمه از این سوداگران ممکن است به قیمت عقب‌نشینی آنها از گرفتن پروانه تخریب و نوسازی منجر شود و۳۰ درصد از درآمد شهرداری به مخاطره بیفتد. بنابراین لایحه موردنظر بدون هیچ اطلاع‌رسانی بی‌نتیجه ماند و امروز بعد از گذشت حدود ۶ سال، از سرنوشت این لایحه خبری در دست نیست.

۳۰ سال یک بار کشور را خراب میکنیم

با توجه به عمر حداکثر ۳۰ ساله ساختمان‌ها به دلیل کیفیت نازل ساخت و از طرفی تخریب عمدی و جوانمرگ کردن آنها برای کسب سود می‌توان در بهترین حالت گفت هر ۳۰ سال یک بار ایران را تخریب می‌کنیم و می‌سازیم. این در حالی است که در لندن، پاریس و شهرهای بزرگ دیگر نیز قطعاً ساختمان‌سازی صورت می‌پذیرد اما ساخت‌وسازها بر اساس توسعه پایدار انجام می‌شود نه منافع آنی یک سازنده یا فلان شهرداری.

 در لندن خانه‌های قبل از جنگ واترلو با قدمت ۲۰۰ ساله برپاست و در تهران شهرداری مجوز تخریب خانه‌های جوان ۲۰ سال ساخت را صادر می‌کند تا علاوه بر تخریب ثروت ملی، ساکنان محلات را با مشکلاتی مانند کاهش فشار آب، خاموشی‌های گاه و بیگاه به دلیل اعمال فشار بالاتر از توان شبکه مواجه کند. این در حالی است که بخش بسیار زیادی از شهرهای ما را بافت‌های فرسوده‌ای تشکیل می‌دهند که با یک زلزله شش ریشتری روی سر مردم آوار می‌شوند و یکی از بزرگ‌ترین فجایای انسانی قرن را رقم خواهند زد، اما با این وجود، سازنده به ندرت از تخریب و نوسازی ساختمان‌های بافت فرسوده استقبال می‌کند. اما قطعاً نقش اول را در این صنعت رو به زوال سازنده بازی نمی‌کند، بلکه در این اتفاق زشت که گریبان شهرهای ما را گرفته است، بیش از سازنده‌ها، سیاست‌گذاران مقصرند که با سیاست‌گذاری غلط سازنده‌های سودجو را که اخلاق حرفه‌ای برای آنها معنا نشده است به نابودی محیط زندگی سوق می‌دهند.

سوال ما این است که آیا واقعاً راهکاری برای سودآوری و جذابیت ساخت‌وساز در بافت‌های فرسوده وجود ندارد؟! قطعاً شرایط حاضر و مشوق‌هایی که دولت و شهرداری هر روز در بوق و کرنا می‌کنند، کافی نیست وگرنه بسیاری از سازندگان خوشنام و انبوه‌ساز توان و سرمایه لازم را دارا هستند. شاید هم تا زمانی که مجوزهای تخریب و نوسازی از این دست در کلانشهرها داده می‌شود نیازی به حضور در بافت فرسوده و پیچ‌و‌خم‌های اداری آن احساس نمی‌شود. هر چه هست، با سرعت خارق‌العاده‌ و به طرز باورنکردنی در حال نابودی شهرهایمان هستیم تا صرفاً جیب عده‌ای فرصت‌طلب را پر کنیم.

قبلی «
بعدی »

۱ دیدگاه

  1. تمام کوچه ها و خیابونا در حال ساخت و ساز هستن .اگه سودی نداشت که شهرداری اینقدر راحت بهشون مجوز نمیداد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer