جریان مالی نظام سلامت شفاف شود - رسانه مجازی نیلسو

جریان مالی نظام سلامت شفاف شود

رئیس گروه اقتصاد درمان معاونت درمان سازمان تأمین اجتماعی در گفتگو با نیلسو توصیه کرد

  • توسط معصومه ستوده
health main logo - جریان مالی نظام سلامت شفاف شود

هشدارها نسبت به ورشکستگی سازمان تأمین اجتماعی دیگر به محافل خصوصی خلاصه نشده و نهادهای رسمی از جمله مرکز پژوهش‌های مجلس و نمایندگان پارلمان نسبت به این موضوع هشدار داده و تصریح کردند که باید زودتر چاره‌ای اندیشیده شود. مهم‌تر اینکه بیان این سخنان موجب شده تا بازنشستگان تأمین اجتماعی احساس ناامنی کرده و نگران شوند. همین موجب شد تا با دکتر امیرعباس فضایلی، رئیس گروه اقتصاد درمان معاونت درمان سازمان تأمین اجتماعی گفتگویی داشته باشیم. دکتر فضایلی همزمان با روز 25 تیر ماه روز تأمین اجتماعی، در گفتگو با «رسانه مجازی نیلسو» راهکار کوتاه‌مدتی ارائه داد که جریان مالی نظام سلامت شفاف شود.

بیشتر بخوانید:

در حال حاضر، احتمال ورشکستگی سازمان تأمین اجتماعی به صورت جدی مطرح شده است. طرح چنین خبری بسترساز نگرانی و ناامنی بازنشستگان تأمین اجتماعی را فراهم کرده است. ارزیابی شما در این مورد چیست؟

هر حوزه‌ای در اقتصاد همچون اقتصاد سلامت، یک داده و ستانده، یک ورودی و خروجی و یک input  و output دارد. با توجه به جریان گردش مالی در نظام سلامت، پول بین ارائه‌دهنده خدمت و دریافت‌کننده خدمت، در حال جابه‌جایی است. ارائه‌دهنده خدمت همان مراکز درمانی هستند که خدمات را ارائه داده و پول را دریافت می‌کنند. تأمین‌کننده این پول دولت، مردم و بیمه‌ها هستند. این مراکز، تأمین مالی را انجام می‌دهند که در نهایت از جیب مردم پرداخت می‌شود. موضوع بسیار مهم چگونه پرداخت کردن است.

چند نوع نحوه پرداخت مرسوم است؟

شیوه اول، پرداخت مستقیم توسط خود مردم است. در شیوه نخست، وقتی فردی بیمار می‌شود به محل ارائه خدمت مراجعه کرده و پرداخت را انجام می‌دهد. این شیوه، شیوه بسیار بدی است. کل این هزینه به فرد بیمار تحمیل می‌شود. شیوه دیگر، پرداخت غیرمستقیم است که توسط دولت، بیمه‌ها و خیریه‌ها انجام می‌شود. در شیوه دوم، مردم مبلغی را به‌عنوان پیش‌پرداخت، پرداخت کرده و در نهایت این پول بین ارائه‌دهندگان خدمت توزیع می‌شود.

پاشنه آشیل نظام بیمه‌ای کشور چیست؟ به عبارتی مهم‌ترین چالش نظام بیمه‌ای چیست؟

این نکته را باید مدنظر قرار داد که فرد پرتوان سالمی که در دوره جوانی و میانسالی حضور دارد. حق بیمه خود را پرداخت می‌کند. یا اینکه، فرد پولداری که سلامت بیشتری دارد مالیات و حق بیمه را پرداخت می‌کند. در این شرایط، این حق بیمه صرف درمان افراد با سطح درآمد پایین می‌شود که سلامت جسمانی ندارند. این شیوه همان یارانه متقاطع است. در بیمه سلامت، هفت درصد حقوق برای حق بیمه کسر می‌شود اما هفت درصد درآمد افراد فقیر و پولدار هرگز یکسان نیست. امکان دارد که فرد سالمی حق بیمه را پرداخت کند اما همکارش بیمار باشد. در این صورت، همکار سالم، یارانه متقاطع به همکار خود با سطح درآمد یکسان پرداخت می‌کند؛ البته روش پرداخت مستقیم از سوی مردم به‌هیچ‌وجه روش عادلانه‌ای نبوده و قابل پذیرش هم نیست. امکان دارد که فرد بیمار اصلاً درآمدی نداشته باشد یا اینکه که به قدری هزینه درمانش بالا باشد که حتی با درآمد بالا هم نتواند این هزینه را پرداخت کند. به همین دلیل، باید روش دوم را اجرا کرد.

چه تدابیری را باید در نظر گرفت تا این نقاط ضعف برطرف شوند؟

با توجه به رد روش نخست، باید تدابیری را درنظر گرفت که این توزیع عادلانه شود. سیاست‌های برنامه چهارم، پنجم و ششم توسعه به این موضوع اشاره دارند. برنامه چهارم به این موضوع به‌خوبی ورود پیدا کرده است. از سوی دیگر، سیاست‌های کلی نظام سلامت این موضوع را مورد تأکید قرار داده است که روش پرداخت از جیب باید کاهش پیدا کند.

اسناد بالادستی در این مورد چه توصیه‌ای کرده است؟

با توجه به مطالب ذکرشده، باید روش پیش‌‌پرداخت را اجرایی کرد. این کار باید توسط بیمه‌ها انجام شود. در بند هفت سیاست‌های کلی نظام سلامت که در سال 93 ابلاغ شده، آمده است که مدیریت منابع نظام سلامت باید توسط نظام بیمه‌ای با محوریت وزارت بهداشت انجام شود. این موضوع در بالاترین سند بالادستی کشور بعد از قانون اساسی به‌صراحت مورد اشاره قرار گرفته است.

با توجه به صراحت در اسناد بالادستی چرا این بحران ایجاد شد؟

سؤال بسیار دقیقی است. این سؤال همواره مطرح است که بحران از چه زمانی شروع شده است؟ بحران زمانی خودنمایی کرد که رشد منابع سازمان‌های بیمه‌گر بر اساس رشد دستمزدها انجام می‌شود، اما رشد هزینه‌های درمان توسط عواملی همچون افزایش سن و افزایش ریسک بیماری و ورود داروهای جدید و ورود تکنولوژی مدرن و پرهزینه و روش‌های تشخیصی درمانی پرهزینه موجب شد که هزینه‌ها به‌صورت انفجاری رشد پیدا کند. از سوی دیگر، ماده نه قانون خدمات درمانی مصوب سال 73 تأکید دارد که سرانه باید براساس دستمزد و وضعیت اقتصادی کشور باید تعیین شود. به همین دلیل سرانه در اغلب موارد، پایین تعریف می‌شود. وقتی حقوق و دستمزد، رشدی کمتر از هزینه‌ها به دلیل وجود عوامل خارجی پرخطر، داشته باشد بحران به وجود می‌آید. عوامل بیماری همچون آلودگی هوا و … در اختیار سازمان‌های بیمه‌گر نیست. در تأمین اجتماعی رشد دستمزدها 22 درصد بود و هزینه‌های درمانی بعد از اجرای طرح تحول سلامت 44 درصد رشد پیدا کرد. این در حالی است که رشد درآمدها ثابت باقی مانده است.

با توجه به اینکه تنظیم شرایط موجود بعد از اجرای طرح تحول سلامت بسیار مشکل شده است. لازمه ایجاد تعادل چیست؟

موضوع بسیار مهم برای ما در نظام سلامت، شکست بازار است. بازار سلامت ویژگی بازارهای دیگر را ندارند. در بازار سلامت تعادل اطلاعات بین فروشنده و خریدار یکسان نیست. امکان دارد که پزشک یک اقدام تشخیصی داشته باشد اما در این شرایط بیمار قادر نیست که این موضوع را بررسی کند که این تشخیص درست بوده یا نه. این ماهیت بازار سلامت در سراسر دنیاست. یکی از کارکردهای نظام بیمه‌ای این است که به عنوان شخص سوم وارد بحث شوند و به این ترتیب، عدم تقارن اطلاعات را مدیریت کنند. در این شرایط، سازمان‌های بیمه‌گر به عنوان وکیل خریدار بر کیفیت خدمت نظارت می‌کنند. به همین دلیل، در نظام سلامت بخش تولیت نقش بسیار مهمی دارد که هدف آن تنظیم‌گری بازار است. تولیت بازار، مجوز ورود تکنولوژی جدید را داده و از سوی دیگر بسته خدمات درمانی و پروتکل‌های درمانی را تأیید می‌کند. اینکه چه کسی حق کار کردن یا داشتن پروانه را دارد یا ندارد. سازمان‌های بیمه‌گر در جهت قواعدی که تنظیم شده است که کار خرید درمان را انجام می‌دهد. اگر این قواعد وجود نداشته باشد شما شاهد یک نظام رها شده هستید.

آیا تزریق منابع مالی می‌تواند این مشکل را حل کند؟

تزریق منابع به این نظام به دلیل اینکه ساختارش شکل نگرفته است در واقع موجب پرت منابع می‌شود. اگر نظام صنفی در این حوزه فعال نبوده و مسئولیتی را برعهده نگیرند، در نتیجه عدم تنظیم رخ می‌دهد. در این میان تشکل صنفی همچون نظام پزشکی نقش بسیار مهمی پیدا می‌کند. در حال حاضر، پول‌ها از سمت منابع مالی به سمت ارائه‌دهنده خدمت هدایت می‌شود.

در این شرایط ناپایداری مالی بیشتر مشاهده می‌شود زیرا رشد منابع همپای رشد هزینه نبوده است. به عبارتی باید دنبال اثربخشی باشیم. منابع ثابت بوده و امکان افزایش بیشتر وجود ندارد. به همین دلیل باید مصارف را مدیریت کنیم. این کار از طریق استقرار تولیت مطلوب در نظام سلامت محقق می‌شود. پیش‌نیاز این کار تنظیم مقررات همچون راهنمای بالینی و گایدلاین است. بحث نظارت در مورد ورود تکنولوژی جدید باید مورد توجه قرار بگیرد. انجمن‌های صنفی به دور از سیاست‌زدگی، باید عملکرد خود را بهبود بخشد. از سوی دیگر، باید به پارادایم سیاست‌گذاری رفاه اجتماعی در کشور توجه شود. پارادایم ما در این حوزه برگرفته از نگاه مترقی نظام جامع تأمین اجتماعی است. در نظام جامع تأمین اجتماعی بحث معیشت هم مورد توجه قرار می‌گیرد. این امکان وجود ندارد که بحث درمان را از سایر حوزه‌های بازنشستگی یا مستمری‌بگیری تفکیک کنیم. متأسفانه به این نظام جامع، به خوبی پرداخته نشده است.

به نظر می‌رسد بسیاری از راهکارها در درازمدت به سرانجام می‌رسند. راهکار کوتاه‌مدت برای نیل به نتیجه چیست؟

 راهکار کوتاه‌مدت این است که جریان مالی موجود در نظام سلامت باید شفاف شود. بحث نظارت بر کالاهای آسیب‌رسان و اخذ عوارض باید به‌شدت دنبال شود. توزیع درآمدها بین پرووایدها یا ارائه‌دهندگان خدمت باید شفاف شود. مالیات عادلانه در این حوزه اجرایی شود و از سویی، پزشکان بخش خصوصی یا دولتی را انتخاب کنند. بحث تولیت از ارائه‌دهنده خدمت باید تفکیک شود. مهم‌تر اینکه بحث نظام جامع تأمین اجتماعی باید در کانون توجه قرار بگیرد. باید همزمان نظام ارجاع و پزشک خانواده را دنبال کرد.

خوشبختانه کارشناسان حوزه رفاه و سلامت مطالعات خوبی انجام داده و به قولی انباشت سیاست‌گذاری وجود دارد اما این دغدغه همواره وجود داشته که چرا این مطالعات به نتیجه نرسیده و عملیاتی نمی‌شود. شما لازم است که به این نکته توجه کنید که براساس سیاست‌های کلی سلامت، مدیریت وجوه باید از طریق نظام بیمه‌ای صورت گیرد ولی در حال حاضر حتی 30 درصد این منابع هم در اختیار بیمه‌ها نیست. درحالی‌که بحث تأمین مالی یکی از موضوعات اساسی و حیاتی نظام سلامت است. در واقع باید گفت که یکی از دلایل اصلی ایجاد بحران در طرح تحول سلامت بحث عدم پایداری مالی بود که اگر به این موضوع در ابتدای شروع طرح پرداخته و توجه می‌شد، این طرح با موفقیت بیشتری کار خود را ادامه می‌داد. براساس طرح‌ها و مطالعات انجام‌شده، بحث پایداری مالی نقش اساسی در موفقیت یا شکست طرح‌های کلانی از جمله طرح تحول نظام سلامت دارد. تأمین مالی ابعاد مختلفی دارد که نمود و دستاورد آن حفاظت مالی و جلوگیری از اصابت هزینه‌های درمانی به افراد است. در کشور ما علی‌رغم اینکه بر سیاست‌های سلامت تأکید بسیاری شده تا کارکردهای تأمین مالی سلامت به گونه‌ای شکل بگیرد که موضوع محافظت مالی در رأس و هدف کلان این کارکردها تحقق پیدا کند، ولی به نظر می‌رسد که کاستی‌های جدی در این زمینه وجود دارد.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer