خانه شکلات‌های تهران - رسانه مجازی نیلسو

خانه شکلات‌های تهران

گزارشی از شیرینی‌فروشی قدیمی و محبوب تهران

  • توسط ریحانه جولایی
مدیر کافه قنادی

اولین‌ها همیشه جالب و خاطره‌انگیزند. بیشتر اولین‌ها در خاطر می‌مانند و اصولاً طرفداران خودشان را دارند. اولین سینما، اولین رستوران، اولین مدرسه، اولین بیمارستان، اولین دانشگاه و صدها اولین دیگر که وجود دارند و ما از آن‌ها بی‌خبریم. اگر از آن دسته خوانندگان عاشق شیرینی و شکلات دست‌ساز هستید یا کمی سن بالایی دارید و در جوانی حوالی مرکز شهر رفت‌وآمد داشته‌اید، احتمالاً با اولین شیرینی‌فروشی تهران آشنا هستید؛ در این صورت این گزارش برایتان هم شیرین است، هم خاطره‌انگیز. اگر هم زیاد اهل گشتن و پیدا کردن اولین‌ها نیستید بازهم به خواندن دعوتتان می‌کنم چون مطمئنم نه‌تنها چیزی از دست نمی‌دهید، می‌توانید یک بعدازظهر بهاری داشته باشید به‌صرف شیرینی تازه و قهوه‌های دل‌چسب در کافه‌قنادی مینیون.

بیشتر بخوانید:

برای رسیدن به کافه‌قنادی مینیون راه‌های زیادی دارید که فکر می‌کنم از همه راحت‌تر مترو باشد. از ایستگاه متروی دروازه‌دولت که بیرون آمدید، درست سر خیابان سعدی هستید. حالا باید کمی قدم بزنید تا خیابان برادران قائدی، سرکوچه نویسنده محبوب خیلی از ما جناب صادق هدایت. به کوچه قائدی که رسیدید سر نبش شیرینی‌فروشی مینیون را می‌بینید. مغازه‌ای کوچک که از زرق و برق مغازه‌های امروزی بویی نبرده؛ با پرده‌هایی توری و کرم‌رنگ که اجازه نمی‌دهد از بیرون داخل را نگاه کنید.

نزدیک‌تر که بروید اولین چیزی که دلتان را آب می‌کند، بوی قهوه است و بعد از اینکه در شیشه‌ای را کمی فشار دادید و وارد مغازه شدید نوبت شیرینی‌ها و شکلات دست‌سازهای بسته‌بندی‌شده است که به شما چشمک بزنند. جذاب‌ترین چیزی که هنگام ورود به دلم نشست، استقبال گرم و بی‌نظیر یکی از خانم‌های مهربان شیرینی‌فروشی بود، با روپوشی سفید و لهجه زیبای ارمنی به داخل دعوتم کرد و از نگاه کنجکاوم فهمید که برای بار اول است که گذرم به اینجا افتاده و شروع کرد به معرفی انواع شیرینی‌ها و در آخر هم شکلات‌های دست‌سازی که رویش مجسمه‌های کوچک نوزاد و کفش و جغجغه چسبیده بود. شیرینی انتخابی‌ام را داخل بشقاب سفید چینی با حاشیه‌های سورمه‌ای گذاشت و دیگری را صدا کرد تا برایم قهوه دم کند. پشت دخل دو مرد سندار نشسته بودند و وقتی متوجه شدند تنها هستم سرصحبت را باز کردند.

کافه‌قنادی مینیون

 لئون عاشق سفر است و همین باعث شد آلبوم‌های عکسش را که از نقاط مختلف ایران گرفته بود نشانم دهد؛ جزء عکاسان حرفه‌ای محسوب نمی‌شود اما همین‌که با عشق بیشتر ایران را گشته و عکس گرفته حال آدم را خوش می‌کند. روبن اما کمی دیرجوش است. عقب‌تر ایستاده و به حرف‌های من و لئون گوش می‌داد. بعد از چند دقیقه معذرت‌خواهی می‌کند و می‌رود به کارهای کارگران رسیدگی کند. بحث با لئون گرم می­شود و صحبت به درازا کشیده شده که روبن هم کنارمان می‌نشیند. لئون با خنده مخصوص به خودش می‌گوید: رئیس اینجا روبن است. صاحب اصلی خودش است، اما همیشه مشغول سروکله زدن با کارگرهاست و من باکلاس پشت صندوق فقط حساب می‌کنم. روبن می‌خندد و با لحن خاص خودش می‌گوید: من و تو مثل برادریم، نزدیک‌تر از برادر و این حرف‌ها بعد این همه سال گفتن ندارد. رو به من می‌کند و می‌گوید: خیلی سال است که همدیگر را می‌شناسیم، از کودکی باهم بزرگ شدیم و حالا هم جداناپذیریم. هر دو بلند می‌خندند و لئون می‌رود سراغ صندوق و مشتری تازه‌ای که نخ طلای جعبه سفید مربع‌شکل را دستش گرفته بود. حالا وقت صحبت کردن با روبن 71 ساله بود، کسی که این روزها مدیریت شیرینی‌فروشی 80ساله را به عهده دارد.

از نانوایی تا محبوب‌ترین شکلات‌فروشی تهران

اینجا ابتدا به این شکل نبود. یعنی شیرینی‌فروشی در کار نبود اصلاً؛ نانوایی بود. پدر و مادر من زمان انقلاب کمونیست و قبل از مهاجرت از اوکراین و ورود به ایران نانوا بودند. بعد از مهاجرت به ایران در اطراف خیابان نادری و سعدی ساکن شدیم و پدر و مادرم همان حرفه را ادامه دادند اما با بروز قحطی که آن زمان رخ‌داده بود فقط نان می‌پختند و می‌فروختند. بعد از جنگ جهانی دوم و رونق گرفتن دوباره تجارت ایران پدر و مادرم دوباره به حرفه شیرینی و پیراشکی‌پزی روی آوردند و شیرینی‌های محلی روسی (ایریس، زانوشکا، پادوشکا و بارباریس) را درست کردند که خیلی هم با استقبال مردم مخصوصاً اقلیت‌ها مواجه شد؛ البته هنوز هم دستگاه‌های تولید شیرینی‌های محلی روسی وجود دارد اما چون ذائقه مردم عوض‌ شده دیگر از آن‌ها درست نمی‌کنیم. بعدازآن پدرم تصمیم گرفت از هلند کاکائو وارد کند و تولید شکلات دست‌ساز را در مغازه خودمان شروع کرد؛ در حال حاضر شکلات‌های دست‌ساز فیگور، اکلر شکلاتی، ترافل‌های بادام‌زمینی با روکش‌های مختلف، شیرینی ناپلئونی، و انواع شکلات‌های دست‌ساز تلخ و شیری درست می‌شوند. ولی این روزها مردم بیشتر شکلات دارک دوست دارند و شیری خیلی مشتری ندارد، برعکس قدیم. همین باعث شد یکی از معروف‌ترین شکلات‌فروشی‌های تهران هم بشویم.

شیرینی‌پزی باید در خون آدم باشد

از روبن می‌پرسم مینیون یعنی چه؟ می‌گوید: من کوچک‌ترین عضو خانواده هستم. در تهران متولد شدم و برای ادامه تحصیل به پاریس رفتم و همان‌جا بود که فهمیدم اسم مغازه باید مینیون باشد. مینیون عبارت رایجی در فرانسه دارد به معنی گربه ملوس و از طرفی هم رستوران موردعلاقه من در پاریس هم به همین نام بود که در زبان فرانسه به معنی بانمک و دوست‌داشتنی است. بعد از اینکه با خانواده مشورت کردم اسم اینجا شد مینیون.

کافه‌قنادی مینیون
ورودی کافه‌قنادی مینیون

روبن معتقد است شیرینی‌پزی باید در خون آدم باشد. نمی‌توانیم الکی بگوییم خب از امروز باید شیرینی بپزیم؛ باید حرفه‌ای بود. باید به مردم و پولی که می‌دهند احترام گذاشت. خانواده من هم از من ارث برده‌اند. پسرم بعد از مهاجرت به کشور آمریکا و تأسیس کارگاه شکلات‌سازی خودش در ایالت کالیفرنیا با توان تولید بیش از 60 نوع شکلات دست‌ساز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان شکلات با همان نام مینیون شناخته ‌شد. وقتی می‌گویم کار شکلات و شیرینی باید در خون باشد به نوه هفت‌ساله‌ام در آمریکا اشاره می‌کنم که به‌تنهایی قادر است چند نوع شکلات دست‌ساز درست کند.

روزهای دور، در اوج

مشتری‌های روبن بیشتر از افراد محلی هستند اما می‌گوید سال‌ها قبل خیلی از افراد سرشناس از نویسنده و بازیگر تا چهره‌های سیاسی برای خرید شیرینی و شکلات و خوردن یک فنجان قهوه به اینجا می‌آمدند و همیشه هم بساط گپ و گفت به‌پا بوده ولی چند سال اخیر تعداد آن‌ها کمتر شده است و جوان‌ترها هم کمتر در مورد این شیرینی‌فروشی چیزی می‌دانند. بعد از اینکه مشتری‌ها کمتر شدند مجبور شدیم نیروها را کم کنیم و با حداقل نیرو کار کنیم.

حین صحبت حسن آقا، قناد آذری‌زبان شیرینی مینیون سمت ما می‌آید و با روی باز یک عدد شیرینی نارگیلی تازه تعارفم می‌کند. می‌خندد و می‌گوید: خوش‌آمدی دختر جان. شیرینی تازه برای شماست، گرم و خوشمزه. و دوباره می‌رود اتاقک پشت و مشغول کار می‌شود.

 موقع خداحافظی روبن با یک جعبه شیرینی جلو می‌آید. جعبه را به دستم می‌دهد و تشکر می‌کند که اینجا آمده‌ام و باهم حرف زدیم. می‌گوید دوباره منتظرم هستند و هر وقت که گذرم به خیابان سعدی افتاد باید حتماً مهمان شیرینی و قهوه‌های دل‌چسبش باشم.

زیاده‌گویی نکنم. اینجا با تمام شیرینی‌فروشی‌های تهران فرق دارد. جایی است برای نشستن و حرف زدن با غریبه‌هایی که زود آشنا می‌شوند و با روی باز حضورتان را خوش‌آمد می‌گویند. لئونی که با خنده‌هایش حالتان را خوب می‌کند و روبن هم با طریقه حرف زدنش توجه‌تان را جلب می‌کند. زن‌هایی که با شما از هر دری حرف می‌زنند و دختری که با لهجه جذاب ارمنی سفارش قهوه می‌گیرد. اینجا بیشتر شبیه خانه است.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer