دردسر بزرگ زنان کوچک - رسانه مجازی نیلسو

دردسر بزرگ زنان کوچک

آیا فیلم نسخه‌ جدید بی‌بی‌سی از روی این کتاب، مسأله رمان لوییزا می آلکات را حل می‌کند؟

  • توسط مرسده خدادادی
مایا هاوک در نقش جو مارچ در فیلم جدید زنان کوچک. عکس از پاتریک ردموند، بی‌بی‌سی

مقدمه مترجم: لوئیزا می ‌آلکات در سال ۱۸۳۲ در ژرمن تاون در فیلادلفیای آمریکا به دنیا آمد. در کودکی خانواده او به بوستون نقل‌مکان کردند و بقیه عمر خود را در آنجا گذراند. پدر آلکوت مردی مؤمن و مذهبی و آموزگاری در مدرسه‎ای دینی و امور خیریه بود و خانواده فقیری را اداره می‎کرد. سه خواهر به نام‎های اَبی گیل، الیزابت و آنا داشت که در رمان زنان کوچک به سه خواهر جوزفین تبدیل شده است. اولین کتاب او مجموعه‌ای از داستان‌های پریان بود و مدتی هم برای آتلانتیک مانتلی، شعر و داستان کوتاه می‌نوشت. در زمان جنگ داخلی آمریکا در بیمارستانی پرستار بود و نامه‌هایی که در آن دوران به خانواده خود می‌نوشت بعد‌ها به صورت یک مجموعه منتشر شد. مدتی هم سردبیر یک مجله کودکان بود. زندگی لوئیزا می آلکوت، داستان‎نویس آمریکایی در قرن نوزدهم از جهات بسیاری شبیه زندگی شخصیت جوزفین یا همان جو در رمان زنان کوچک است. آلکوت که عاشق پدرش بود، برای کمک به خانواده‌اش از همان نوجوانی به کار خدمتکاری و معلمی سرخانه مشغول شد و اولین اثرش را در 16 سالگی نوشت. بعدها نیز برای کسب درآمد بیشتر هم داستان و رمان جدی نوشت و هم آثار بازاری. ولی مشهورترین اثرش زنان کوچک بود که در سال 1868 نوشت و به دنبال موفقیت و استقبال مردم از آن، سه اثر دیگر در دنباله آن درباره شخصیت‎های اصلی این اثر یعنی خانواده مارچ نوشت که عبارت بود از: همسران خوب (1869)، مردان کوچک (1871) پسران جو (1886) و این آثار تا حدودی زیادی امنیت اقتصادی را در زندگی برایش به ارمغان آورد.

 رمان زنان کوچک رمانی شرح‌حال‌گونه و بر اساس زندگی خود نویسنده است هر چند آلکوت برخلاف شخصیت محبوبش جوزفین که در جلد دوم این رمان (همسران خوب) ازدواج می‎کند، تا آخر عمر مجرد ماند. کتاب زنان کوچک در سال اول انتشار بیش از ۶۰هزار نسخه به فروش رسید و هنوز هم همچنان به چاپ می‌رسد و خریدار دارد. آلکوت زنان کوچک را براساس الگویی اخلاقی و مذهبی نگاشته است و این اثر به دلیل طنز و صمیمیت بسیار قوی آن هنوز در سراسر جهان خوانندگان بسیاری دارد و سال‌هاست که جای خود را در میان آثار کلاسیک و موفق جهان حفظ کرده است. از نقل‌قول‌های معروف او عبارت‌اند از: زنان برای مدت طولانی ملکه نامیده شده‌اند اما پادشاهی که به آن‌ها داده شده است ارزش حاکمیت ندارد یا من دوست دارم برای کمک به زنان به خودم کمک کنم.

متن مقاله

من نگران نسخه‌ تلویزیونی جدید بی‌بی‌سی از زنان کوچک هستم. نگران این نیستم که فیلم شبیه کتاب نباشد بلکه نگران آنم که خیلی به متن وفادار مانده باشد. زیرا از اولین باری که رمان احساساتی‌ک لوییزا می آلکات نوشته شده به سال 1868 را خواندم آن را بیش از پیش دردسرساز یافتم. هیجان‌زده‌ام که ببینم نویسنده هایدی توماس که خالق ماما را صدا کن است چه در چنته دارد. می‌خواهم مایا هاوک را در نقش جو ببینم و من واقعاً می‌خواهم امیلی واتسون را در نقش مارمی ببینم. اما چه خواهد شد اگر آن‌ها به داستانی بچسبند که آلکات در مورد خواهران سرزنده مارچ می‌گوید، بدین صورت که این دختران رام و دست‌آموز شده‌اند و رؤیاهایشان را فراموش می‌کنند تا آنچه را مری گیتسکیل خوب بودن یک بعدی نامیده است به دست آورند؟

سخت است دیدن اینکه جوی سرسخت و قانون‌شکن و نویسنده و دختری با حالات پسرانه و کارآفرین که موهایش را برای پول درآوردن برای پدر بیمارش می‌فروشد با یک پروفسور مردسالار ازدواج می‌کند و این پروفسور آن قدر از نوشته‌های جو ایراد می‌گیرد که او در جوهردانش را می‌بندد و مدرسه پسرانه برپا می کند.

سخت است دیدن مگ وفادار که با مردی ازدواج می‌کند که کاری بی‌خود و بی‌ثبات دست و پا می‌کند تا از شب‌هایی که از صدای گریه نوزادانش به‌هم‌ریخته است نجات پیدا کند. مادر مگ به مگ که حالا مادر شده نصیحت می‌کند که به خاطر داشته باشد او اکنون یک همسر و مادر است (خیلی ممنون مارمی!) اما همسر مگ همچنان به گریه‌ دو نوزاد تازه متولدشده بی‌توجه است.

و سخت است ببینی لاری، دوست خوشتیپ جو با ایمی خودخواه ازدواج می‌کند و انگار ایمی بعد از آن همه بدجنسی در حق خواهرش که دستنویس‌های رمانش را بعد از یک سال زحمت از روی انتقام سوزانده، حالا خوشبخت و عاقبت‌به‌خیر شده است.

بیشتر بخوانید:

 امیلی واتسون در نقش مارمی (مادر خانواده) با از چپ: کاترین نیوتن در نقش ایمی و مایا هاوک در نقش جو و ویلا فیتزجرالد در نقش مگ و آن الوی در نقش بت. عکس از: پاتریک ردموند، بی‌بی‌سی
امیلی واتسون در نقش مارمی (مادر خانواده) با از چپ: کاترین نیوتن در نقش ایمی و مایا هاوک در نقش جو و ویلا فیتزجرالد در نقش مگ و آن الوی در نقش بت. عکس از: پاتریک ردموند، بی‌بی‌سی

فیلم می‌توانست داستان خود را قبل از این ازدواج‌ها قطع کند. هر کاری در فیلم‌سازی اقتباسی ممکن است. نسخه بریتانیایی زنان کوچک قبل از ازدواج دخترها داستان خود را تمام می‌کند. اما در آمریکا زنان کوچک در یک جلد آمده و دنباله‌ غم‌انگیزی به نام همسران خوب دارد و بیشتر نسخه‌های سینمایی هر دو کتاب را در بر می‌گیرد و در هر حال آیا اینکه داستان را تا نیمه دنبال کرد نوعی تقلب است؟ همه می‌دانیم داستان‌های جذاب دخترها وقتی زن می‌شوند به اتمام می‌رسید و شاید این همان نکته‌ای است که آلکات می‌خواست به ما یادآور شود.

و شاید نمی‌خواست. آلکات نمی‌خواست زنان کوچک را بنویسد. او وقتی یک انتشاراتی از او خواست کتابی برای دختران بنویسد سرگرم کارهای دیگری بود و سرش شلوغ بود. با ادعای اینکه تنها دخترانی که می‌شناسد خواهران او هستند، در مورد خواهرانش و خودش نوشت اما از این داستان خوشش نیامد. او آن را داستانی اخلاقی برای جوان‌ها خواند و موفقیت آن او را شگفت‌زده کرد و تحت فشار گذاشت. او می‌خواست جو را مانند خودش دختری نویسنده و مجرد باقی بماند اما خوانندگان زیادی نامه نوشتند و خواستند تا جو ازدواج کند که آلکات به دوستش گفت جرأت ندارم او را مجرد باقی بگذارم و همسر خنده‌داری برای او دست‌وپا کرد. جای تعجب ندارد داستانی که تحت‌فشار خوانندگان نوشته شود بعضی جاهایش بلنگد.

آلکات در این مورد احساس پشیمانی می‌کرد. در کتاب چهارم از این سری کتاب خواهران مارچ با نام پیران جو نمی‌توانست ازدواج جو را به عقب بازگرداند، اما شاگرد نمونه‌اش را دختری کرد که نویسندگان فمینیستی را که جو در حال خواندن آن‌هاست لیست می‌کند. آلکات این کار را در لحظه آخر و زمانی که داشت از این دنیا رخت برمی‌بست انجام داد. او به دلیل مسمومیت با جیوه از دنیا رفت زیرا سال‌ها قبل برای درمان تیفوئید برایش جیوه تجویز کرده بودند. وی زمانی این بیماری را گرفت که 500 مایل مسافرت کرده بود تا به عنوان پرستار جنگی در جنگ داخلی آمریکا کار کند. در زنان کوچک آقای مارچ به جنگ می‌رود اما در واقعیت پدر آلکات فردی با عقاید رادیکالی بود که خانواده‌اش را در فشاری جهنمین گذاشته بود تا ایده‌آل‌هایش را به اجرا بگذارد. آن‌ها به‌دلیل تعصبات گیاهخواری او تقریباً از گرسنگی به حال مرگ افتاده بودند. خانه آن‌ها روی راه‌آهن زیرزمینی بود و در هفت‌سالگی وقتی آلکات در اجاقی را که استفاده نمی‌شد باز کرد برده‌ای را که پنهان شده بود یافت. آلکات به آن برده خوانده و نوشتن یاد داد.

چه می‌شود اگر برخی موارد زندگی شخصی آلکات در فیلم نیز ظاهر شود؟ این کار قبلاً امتحان شده است. در نسخه سال 1994 سوزان ساراندون در نقش مارمی از پوشیدن لباس‌های زیر تنگ که در آن زمان پوشیدنشان برای زنان اجباری و ضروری  بود اجتناب می‌کند و اما من فکر می‌کنم آیا یک نسخه سینمایی وجود دارد که این حقیقت را به تصویر بکشد که زنان کوچک زمانی شروع شد که آقای مارچ به دخترانش فشار آورد که با خود بجنگند و این در حقیقت به این معنی بود که خودشان را محو و کمرنگ کنند.

مارمی می‌توانست به قناری بخت‌برگشته غذا دهد اما گذاشت قناری بمیرد تا به دخترش درسی دهد.

این دختران زمانی واقعاً زنان کوچک شدند که خواهرشان بت مرد. آقای مارچ این را وقتی فهمید که به خانه بازگشت و فهمید جو از شدت پرستاری بت تقریباً مریض و داغان شده و او را تحسین کرد که زن جوانی شده که دیگر سوت نمی‌زند و لاتی حرف نمی‌زند و دیگر روی قالیچه دراز نمی‌کشد. او می‌گوید دلم برای دختر سرکشم تنگ شده اما اگر زن مهربان و کمک کار و قوی‌ای به جایش داشته باشم خیلی احساس رضایت بیشتری خواهم داشت. بله پدر جو ترجیح می‌دهد به جای دختر سرکشش یک زن پرستار داشته باشد. در جایی از کتاب نیز می‌خوانیم که لاری در تحسین ایمی است و به او می‌گوید از رنج و صبر زنانه او تحت تأثیر قرار گرفته است. صبر را می‌توان درک کرد اما رنج زنانه دیگر چیست؟

در مورد بت هم می‌توان گفت مرگ منزوی‌اش منتقدین فمینیست مانند ساندرا گیلبرت و سوزان گوبار را بر آن داشت که آن را یک خودکشی آرام و طولانی‌مدت توصیف کنند و این مرگ آرام را بهای سربه‌زیری زنانه نامیدند. می‌دانم منظورشان چیست. حتی بت فداکار نیز بایستی خودش را کوچک‌تر از آنچه بود می کرد. صحنه وحشتناکی است که او یک روز را از کارهای روزانه‌اش مرخصی می‌گیرد تا استراحت کند. دخترها معمولاً با کار خانه، مطالعه، کارهای خیریه و کارهایی که بابتشان دستمزد می‌گرفتند سرشان بسیار و بیش از حد معمول شلوغ بود. او متوجه می‌شود که قناری کوچکش مرده و پاهایش رو به بالا جمع شده است انگار طلب غذا می‌کند و به همین دلیل جان داده است. مادرشان مارمی می‌توانست به آن پرنده غذا دهد، اما اجازه داد قناری بمیرد تا به دخترش درسی بدهد. نتیجه‌گیری اخلاقی این بخش از داستان و کتاب آن قدر کج و معوج و مورددار است که فکر نکنم هیچ نسخه‌ سینمایی بتواند آن را درست و رفع و رجوع کند.

و با همه این‌ها نمی‌توانم اجازه دهم زنان کوچک از دست برود. برخلاف پایان بسیار افسرده‌کننده‌ این کتاب، چیزی بسیار شادی‌آور و زنده در مورد داستان چهار خواهر که برخلاف جریان دنیا شنا می‌کنند وجود دارد و جو شخصیت زنی بسیار پررنگ و جادویی است. هیچ‌کس تا کنون نتوانسته است مشکل زنان کوچک را حل کند حتی خود نویسنده‌اش لوییزا می الکات و شاید این نسخه‌ سینمایی جدید بتواند راهی کشف کند. ببینیم و تعریف کنیم!

نویسنده: سامانتا الیس

منبع: گاردین

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer