ده اشتباه مهلک که نوجوان‌تان را به آتشفشان تبدیل می‌کند - رسانه مجازی نیلسو

ده اشتباه مهلک که نوجوان‌تان را به آتشفشان تبدیل می‌کند

  • توسط مارال لاریجانی
نوجوانان و والدین

در هر رابطه‌ای، باید هر روز صدها تصمیم بگیریم؛ به ویژه در رابطه پیچیده و حساس بین والدین و نوجوان. در این رابطه، چند اشتباه اساسی وجود دارد که والدین را به تصمیم گیری‌های بد سوق می‌دهد، اما آگاهی از این اشتباهات، به شما کمک می‌کند از درگیری‌ها جلوگیری کنید. این اشتباهات مرزهای روانی را در هم می‌شکنند و این در حالی است که وجود مرزها روابط را به گلستان تبدیل می‌کنند. اگر می‌خواهید فرزند نوجوان شما انعطاف پذیر و مستقل باشد، باید به این نکات توجه کنید.

1- آمیختگی بیش از حد با نوجوان: همدلی یعنی درک احساسات دیگران، اما آمیختگی یعنی احساس کنید آنها کاملا متعلق به شما هستند. همه ما درد افرادی را که دوست داریم، احساس می‌کنیم، همانطور که با شادی آنها شاد می‌شویم. اما اگر در رفتار با فرزندان خود زیاده‌روی کنیم، نمی‌گذاریم خودشان تجربه کنند، نظرات خود را شکل دهند و مشکلات خود را حل کنند. انگار که آنچه تجربه می‌کنند، مشکل ما است، نه آنها.

آمیختگی بیش از حد با نوجوان

به این صحنه فکر کنید: مادری که برای صرف شام با دوستانش، پیامی را روی گوشی خود می‌خواند، به شدت ناراحت می‌شود و با عذرخواهی از دوستانش به خانه برمی‌گردد. چرا؟ چون دخترش در آن پیام توضیح داده بود که با دوستش قهر کرده است. انگار این اتفاق برای خود مادر افتاده است و نه دخترش.

این عدم وجود مرز بین والدین و کودک باعث می‌شود که نوجوان به بزرگسال مستقلی تبدیل نشود. برای جلوگیری از آمیختگی بیش از حد با کودک، از خود بپرسید: فرزندتان چگونه است؟ مثل شما؟ یا متفاوت از شما؟ آیا بیش از حد نگران یا دل‌مشغول شادی یا غمگینی او هستید؟

2- مشکلات را به خود نسبت ندهید: شاید بعضی روزها به نظر برسد که نوجوان طردتان می‌کند یا حتی از شما متنفر است؛ اما واقعا اینطور نیست و فقط درگیری‌های زیادی درون خودش دارد.

 بدیهی است که نباید بی‌احترامی آنها را تحمل کرد. اما به یاد داشته باشید که شما بزرگسال هستید و امنیت بیشتری دارید، به همین دلیل هم آشفتگی کمتری احساس می‌کنید. اما اینکه رفتار فرزندتان را به خودتان بگیرید، باعث می‌شود که عصبانی و ناامید شوید و احساس گناه داشته باشید. همین احساسات شماست که تعادل‌تان را برهم می‌زند، نه رفتار فرزندتان. همچنین باعث می‌شود که تصمیمات خوبی نگیرید. در دل بحث که هستید، به یاد بیاورید که این واقعاً به شما ربطی ندارد، بلکه بخاطر فرزند شما و سن حساس اوست. اگر احساسات شما را جریحه‌دار کرد، به او زمان بدهید و دوباره نزدیکش شوید، اینجاست که احتمالاً یک گفتگوی موثر اتفاق می‌افتد.

3- درباره آینده آنها پیش بینی نکنید: نسبت دادن رفتار فعلی فرزندتان به آینده آنها، در بهترین حالت بیهوده و در بدترین حالت مضر است. اوضاع بین حالا و آینده تغییر می‌کند و چه کسی از آینده خبر دارد؟ نگرانی از این که کودکت هرگز یاد نخواهد گرفت که اتاق خود را تمیز کند، دندان‌های خود را مسواک بزند، یا به موقع کارهای خود را انجام دهد، همان چیزی است که روانشناسان آن را “تفکر فاجعه آمیز” می‌نامند. تفکرات فاجعه آمیز با واقعیت ارتباط ندارند، اما کاملا بخاطر اضطراب شما هستند. نگرانی درباره آینده آنها، فقط باعث می‌شود که نتوانید به مشکلات اکنون آنها رسیدگی کنید. کودکان همچنین نیاز دارند که والدین به آینده آنها امیدوار باشند ، به خصوص اینکه خود آنها بیشتر از آنچه فکر می‌کنید، نگران آینده هستند. گفتن اینکه”می‌دانم بالخره راهت را پیدا می‌کنی” خیلی بهتر از  این است که بگویید “چطور می‌خواهی موفق شوی؟”

نوجوانان و والدین

4- الگوی از دست دادن کنترل برای او نباشید: به یاد داشته باشید که در دوران نوجوانی، خودکنترلی و خودتنظیمی تازه در حال شکل‌گیری است. ما معمولا فکر می‌کنیم که نوجوانمان دیگر به بزرگسالان تقریبا کامل تبدیل شده است؛ مثل کیکی که فقط کمی زمان بیشتری برای پخت نیاز دارد. اما او مثل یک کودک نو پا است در بدن یک بزرگسال. نشان دادن این که چگونه هنگام حل کردن مشکلات آرام بماند، خیلی مهم است. او نمی تواند راهنمایی‌های شما را به طور مداوم دنبال کند، هنوز نه، اما در نهایت آن را به دست می‌آورد.

5- در مبارزات قدرت شرکت نکنید: نوجوان یک مبارز قدرت است و این را دوست دارد. این راهی برای اوست که استقلال خود را به دست آورد و احساس بزرگتر شدن کند (حتی وقتی مثل کودک رفتار می‌کند). نوجوانان همیشه در نبردهای اراده پیروز خواهند شد، چون همه چیز برای به دست آوردن دارند و چیزی برای از دست دادن ندارند. بهتر است با دادن انتخاب به فرزندتان، از مبارزات قدرت جلوگیری کنید. هنگامی که با او درگیر جنگ درباره این هستید که او با پدربزرگ و مادربزرگش شام بخورد (یا شبی را با دوستانش بگذارد)، بخاطر بسپارید که این موضوع مورد بحثش نیست، بلکه نبرد اراده برای او مهم است.

بگذارید او انتخاب کند: او می‌تواند شام را با شما بخورد و آخر هفته آینده دوستانش را ببیند، یا دوستانش را امشب ببیند و آخر هفته آینده در خانه بماند. این ممکن است بی‌رحمانه به نظر برسد باشد، اما نیست؛ چون انتخاب‌ها واقعی هستند. شاید خودش تصمیم بگیرد که هر کاری که دوستانش انجام می‌دهند، آنقدر مهم است که ارزش دارد آخر هفته آینده در خانه بماند. در این صورت، مجبور هستید بگذارید بیرون برود، اما نتیجه آن را هم ببیند.

6- رفتار همسر خود را جبران نکنید: خیلی از والدین می‌گویند که برای جبران رفتار همسرشان باید خیلی آسان‌گیر یا خیلی سخت باشند. اما جبران رفتار همسر، بیش از آنکه مشکلات را حل کند، مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند. اول این این شما را در میان رابطه نوجوان با والد دیگر خود قرار می‌دهد و این نقض مرزهاست. او باید یاد بگیرد که چگونه با هر دوی شما رابطه برقرار کند. همچنین توانایی شما در تصمیم‌گیری‌های خوب در مورد فرزندپروری را به خطر می‌اندازد. بچه‌ها به والدینی نیاز دارند که سازگار، محکم و در عین حال معقول باشند.

7- وقتی لازم است گوش کنید، صحبت نکنید: گوش دادن یکی از قدرتمندترین کارهایی است که یک انسان برای دیگری می‌تواند انجام دهد و ابراز حمایت و عشق بی قید و شرط است. بسیاری از اوقات وقتی بچه‌ها فقط می‌خواهند که شنیده شوند، والدین برای نصیحت یا حل مشکل وسط صحبت او می‌پرند. اما با گوش دادن می‌توانید در مورد وضعیت فرزندتان اطلاعات بیشتری کسب کنید و به او نزدیک‌تر شوید، پس فرضیه نمی‌سازید، حدس نمی‌زنید و در نهایت می‌توانید توصیه‌های بهتری ارائه دهید.

سوالاتی مثل “چطور” یا “چه” یپرسید تا او را به گفتگو بکشید، اما از “چرا” دوری کنید؛ زیرا باعث می‌شود که حالت دفاعی بگیرد. “چطور در آزمون شیمی نمره 17 گرفتی؟” خیلی از “چرا نمره 17 گرفتی؟” متفاوت است. “برای افزایش نمره چه کاری می‌توانی انجام دهی” پاسخی بهتر از این است که “باید هر روز بعد از مدرسه به معلم مراجعه کنی و هر شب نیم ساعت دیگر هم مطالعه کنی”.

نوجوانان و والدین

8- کارهایی که او خودش می‌تواند را انجام ندهید: این چالش را انجام دهید: هر کاری را که در یک هفته برای فرزند خود انجام می‌دهید، بنویسید. شاید به کاغذ زیادی احتیاج داشته باشید. در پایان هفته لیست را مرور کنید. همه کارهایی را که او می‌تواند خودش انجام دهد، متوقف کنید. دور کارهایی را که می‌تواند بخشی از آنها را انجام دهد، دایره بگشید و بگذارید به آن بخش برسد و باقی را شما ادامه دهید. به کارهایی که مانده است ادامه دهید. من قول می‌دهم که هفته بعد بار بسیار سبک تری داشته باشید و او هم به بزرگسالی متعهد و وظیفه‌شناس تبدیل می‌شود.

9- شوخی کردن را تبدیل به عادت نکنید: شوخی گهگاه گاه به گاه می تواند به فرزندتان کمک کند که خود را کمتر جدی بگیرد، اما نباید این یکی از اصلی‌ترین راه‌های روابط شما باشد. نوجوانان هم دوست دارند پدر و مادر خود را مورد آزار و اذیت قرار دهند یا شوخی کنند. این راهی برای آنها است که بتوانند هویت مستقلی برقرار کنند. همچنین شوخی فرصتی برای شما است تا او یاد بگیرد پاسخ خوبی به شوخی‌ها بدهد؛ او باید این مهارت را داشته باشد، چون دوستانش همیشه در حال شوخی کردن با او هستند.

10- حریم خصوصی وی را نقض نکنید: این یک توصیه پیچیده در عصر دیجیتال است. آیا باید فرزندتان را کنترل کنید، متن های او را بخوانید، در اتاق او جستجو کنید؟ حداقل تا زمانی که یک مشکل جدی پیش روی شما قرار نگیرد، می‌توانید به حریم خصوصی او احترام بگذارید. اگر فکر می کنید ممکن است به خودش آسیب برساند، از انجام هر کاری برای مداخله دریغ نکنید. اطمینان حاصل کنید که دلیل خوبی برای نقض حریم خصوصی وی دارید، نه فقط بخاطر اضطراب خودتان.

با خودتان مهربان باشید، والدین همیشه اشتباه می‌کنند و چیزی به اسم والدین عالی وجود ندارد، فقط کافیست به اندازه کافی خوب باشید.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer