رابطه‌ زوج‌ها در گیرودار تغییر - رسانه مجازی نیلسو

رابطه‌ زوج‌ها در گیرودار تغییر

تلاش برای تغییر شریک رابطه (همسر، نامزد یا دوست) می‌تواند مشکلات بزرگی شما به همراه داشته باشد. بنابراین قبل از تصمیم برای پایان دادن به رابطه این مقاله را بخوانید

  • توسط مارال لاریجانی
پازل

هر کسی خصوصیات و ویژگی‌های دارد؛ ویژگی‌هایی که ممکن است شما را آزار دهد، نگران یا عصبانی کند. مثل اینکه او خیلی ساکت است، درون‌گرا است، خیلی کنترل‌ می‌کند، خیلی خودخواه است، عصبانی می‌شود، باعاطفه نیست، به خانواده‌اش خیلی وابسته است و …

از آنجا که جهان کامل نیست، به ندرت کسی را پیدا می‌کنیم که تمام معیارهای ما را برآورده کند. آنها ممکن است خصوصیات اخلاقی و عادت‌های خاصی داشته باشند که ما به آنها علاقه نداریم و به همین دلیل هم می‌خواهیم که در تفکر و رفتار خود تغییراتی ایجاد کنند. بعضی از ما باور داریم که اگر بتوانیم پارتنر خود را مجبور کنیم طوری رفتار کنند که ما دوست داریم، ازدواج‌مان خیلی رویایی‌تر خواهد شد. قبل از ازدواج، ممکن است فکر کنیم که فعلاً با خصوصیات عجیب آنها کنار می‌آییم، اما بعد از عروسی اوضاع را تغییر می‌دهیم.

آیا می‌توان کسی را تغییر داد؟

بعضی از چیزهایی که دوست داریم در آنها تغییر کنند، منطقی و معقول است: در خانه سیگار نکشند یا کاملاً سیگار نکشند و در کارهای کودک یا خانه بیشتر کمک کنند. اما احتمالاً برخی درخواست‌ها برای تغییر غیرمنطقی هستند؛ مثل اینکه از او بخواهید تا جنبه‌ای از شخصیت، نحوه لباس پوشیدن، یا نحوه بیان خود را تغییر دهد. و برخی درخواست‌ها صرفاً تلاشی برای کنترل آنها هستند، نه میل واقعی ما به تغییر.

حقیقت این است که در زندگی بعضی  موارد خارج از کنترل ما هستند، مثل دیگران؛ یعنی ما روی دیگران کنترلی نداریم. حق انتخاب کردن برای ما خیلی مهم است. هیچ‌کس نمی‌تواند ما را وادار به تغییر کند و ما در محدوده معقول و منطقی اختیارمان، مسیر خود را پیش می‌گیریم. اما درست همانطور که ما این حق را داریم، باید تصدیق کنیم که پارتنر ما نیز به طور یکسان از این حق برخوردار است.

تنها چیزهایی که با هر میزان اطمینان می‌توانیم کنترل کنیم، افکار، رفتارها و احساسات شخصی خودمان هستند. اینها مواردی هستند که به خود ما تعلق دارند و کاملا منطقی است که بتوانیم آنها را مدیریت یا کنترل کنیم. با این وجود، ممکن است بعضی‌ها دست از تلاش برای کنترل همسر، نامزد، دوست یا همان شریک رابطه خود برندارند. معمولا فکر می‌کنیم که اگر آنها کارها را از نظر ما به درستی انجام دهند -به روش ما- برای ازدواج‌مان و حتی برای خودشان بهتر است.

مشکلات زناشویی
احتمالاً برخی درخواست‌ها برای تغییر غیرمنطقی هستند؛ مثل اینکه از او بخواهید تا جنبه‌ای از شخصیت، نحوه لباس پوشیدن، یا نحوه بیان خود را تغییر دهد. و برخی درخواست‌ها صرفاً تلاشی برای کنترل آنها هستند، نه میل واقعی ما به تغییر

به خاطر داشته باشید که ما درمورد عادت‌ها و الگوهایی صحبت می‌کنیم که شخصاً متعلق به شریک زندگی ما هستند، مانند نحوه لباس پوشید، مسیر شغلی که انتخاب می‌کنند، سرگرمی‌های آنها و غیره. ما درباره زندگی مشترک مثل کمک نکردن او در خانه یا فریاد زدن موقع بحث، صحبت نمی‌کنیم.

متأسفانه، گرچه شاید اعتقاد داشته باشیم که می‌دانیم چه کاری یا فکری بهتر است، واقعیت این است که نمی‌دانیم و حتی اگر واقعا می‌دانیم، هیچ ضمانتی وجود ندارد که او هم مثل ما به مسئله نگاه کند. نباید هم اینگونه باشد، چون آنها دلایل خود را دارند که اینگونه فکر یا رفتار می‌کنند. هرکدام از ما به طرز خاصی فکر و رفتار می‌کنیم، چون از این کار پاداش می‌گیریم و تقویت می‌شویم. وقتی کسی ما را مجبور می‌کند که رفتار متفاوتی داشته باشیم، فرصتی گرفتن آن تقویت‌ها را از ما می‌گیرد و این می‌تواند احساس ناامیدی و ناراحتی در ما ایجاد کند (پاداش‌ها لزوما مادی نیستند، بلکه می‌توانند احساس راحتی، اطمینان خاطر، اضطراب نداشتن و … باشند).

این بدان معنی نیست که ما نمی‌توانیم روی زوج خود هیچ تأثیری بگذاریم. اما تأثیرگذاری به این معنی است که ما با آنها صحبت می‌کنیم و اطلاعاتی در اختیارشان می‌گذاریم تا بتوانند مشکلات و نیازهای ما را درک کنند. آنها سپس می‌توانند بر اساس این اطلاعات تصمیم‌ بگیرند که آیا می‌خواهند تغییراتی ایجاد کنند یا نیازهای ما را برآورده کنند یا نه. اما کنترل، یعنی به زوج خود دیکته می‌کنیم که چگونه رفتار کنند یا چه بگویند و به آنها فرصتی برای تصمیم‌گیری نمی‌دهیم.

تغییر، نیاز ماست یا آنها؟

تلاش برای تغییر افکار، رفتار یا خصوصیات شخصی در مورد شریک زندگی‌مان که شخصاً متعلق به آنها هستند و سالیان سال با آنها زندگی کرده‌اند، نه تنها غیرمنطقی است؛ بلکه می‌تواند برای رابطه مضر باشد. چون کسی که می‌خواهد دیگری تغییر کند، ناامید، ناکام و عصبانی می‌شود. زوجی هم که برای تغییر کردن تحت فشار قرار می‌گیرد، ازدواج خود را استرس‌زا می‌بیند و ممکن است از زوج خود به دلیل ایجاد این احساسات در او، ناراضی باشد. بعضی از این مشکلات به راحتی حل نمی‌شوند، چون هر دو نفر رابطه در جهت اهداف متضادی عمل می‌کنند و بدون حل و فصل مشکل، احتمالاً عصبانیت و نارضایتی آنها ادامه خواهد داشت.

علاوه بر این، حتی اگر می‌توانستیم شریک زندگی خود را تغییر دهیم، شاید به نفع ما نباشد که چنین کاری انجام دهیم. وقتی سعی می‌کنیم شخص دیگری را کنترل کنیم، یعنی فکر می‌کنیم که بهترین راه زندگی برای آن شخص را می‌دانیم. اما طرز تفکر یا رفتار ما همیشه بهترین راه برای شخص دیگر نیست. علاوه بر این، در حالی که شاید اعتقاد داشته باشیم که وقتی می‌خواهیم آنها تغییر کنند، منافع و علائق‌شان را در نظر داریم، اما واقعاً اینگونه نیست. ما فقط به علایق خودمان توجه می‌کنیم و از آنها می‌خواهیم که به شکلی مشخص فکر و رفتار کنند؛ چون این نیازهای ما را برآورده می‌کند، نه نیازهای آنها.

در نهایت، اگر سعی می‌کنید کسی را مجبور کنید که براساس نیازهای شما رفتار کنند، مسئول نتایج آن می‌شوید. این مسئولیتی است که باید از آن بپرهیزید، زیرا وقتی کارها طبق برنامه پیش نمی‌روند، در  مشکلات آنها شریک هستید و حتما سرزنش می‌شوید.

پذیرش در هر رابطه‌ای لازم است

باید این را بپذیریم که آنچه در زوج خود می‌بینیم، همان چیزی است که باید با آنها زندگی کنیم. اگر آنها صفاتی هستند که دوست نداریم، می‌توانیم تغییراتی را پیشنهاد دهیم، اما باید تصمیم را به خود آنها واگذار کنیم که آیا چنین تغییراتی به نفعشان هست یا نه. اگر آنها تصمیم بگیرند که به نفعشان نیست یا دوست ندارند، نوبت ماست که تصمیم بگیریم آنها را همینطور بپذیریم و در زندگی حفظ کنیم، یا رابطه را تمام کنیم. تبدیل آنها به انسانی متفاوت واقعاً گزینه خوبی نیست.

صمیمیت در ارتباط
باید این را بپذیریم که آنچه در زوج خود می‌بینیم، همان چیزی است که باید با آنها زندگی کنیم. اگر آنها صفاتی هستند که دوست نداریم، می‌توانیم تغییراتی را پیشنهاد دهیم، اما باید تصمیم را به خود آنها واگذار کنیم که آیا چنین تغییراتی به نفعشان هست یا نه

باید بدانید که پذیرش به معنای تسلیم و کناره‌گیری منفعلانه آن چیزی نیست که احساس می‌کنید نمی‌توانید تغییرش دهید. پذیرش یک انتخاب با تصمیم و اراده هوشیارانه و با آگاهی شما است؛ یعنی تغییر دهید آنچه را که می‌توانید و در محدوده اختیار و انتخاب شما است و بپذیرید آنچه را که نمی‌توانید تغییر دهد و در کنترل شما نیست.

خوب است که این واقعیت را بپذیرید، زیرا می‌تواند ناامیدی و خستگی شما را کاهش دهد و فشار زیاد ناشی از اصلاح شریک زندگی از روی دوش شما برداشته می‌شود و به شما امکان می‌دهد زمان بیشتری را برای رفع مشکلات خود اختصاص دهید. از این گذشته، اگر یکی از اهداف اصلی ما در زندگی این باشد که شریک زندگی خود را به فردی متفاوت تبدیل کنیم، ممکن است که خودمان هم مشکلاتی داشته باشیم که باید تغییر کنند.

چه وقت باید وضعیت موجود را بپذیریم؟

دانستن اینکه در رابطه شما و همسر، نامزد یا دوستتان چه چیزی شما را خیلی اذیت می‌‌کند، چالش هر رابطه‌ای است. به چند سوال زیر پاسخ دهید تا ببینید که در چه وضعیتی قرار دارید؟

چقدر این مشکلات شما را اذیت می‌کند؟

در یک روز بد، بین یک تا ده به این نمره دهید که مشکل موجود چقدر شما را اذیت می‌کند؟ یک به معنای این است که خیلی و ده به معنای این است که اصلا. در یک روز خوب، چطور؟

اگر تفاوت زیادی بین نمره شما در روز خوب و بد وجود ندارد و نمره زیادی هم به مشکل داده‌اید، به این معناست که مشکل پارتنرتان خیلی شما را اذیت می‌کند و خیلی برای شما اهمیت دارد. اما اگر به حال خوب و بد شما بستگی داشت، به این معنا است که مشکل با خلق و خو و استرس شما زیاد و کم می‌شود و احتمالا آن را هدفی برای برون‌ریزی خشم و استرس و حال بد خود قرار می‌‌دهید. روزی معمولی را هم انتخاب کنید و بعد شدت مشکل را بسنجید.

آیا این رفتار برای شما یا دیگران خطرناک است؟

پذیرش به این معنا نیست که خودتان را مجبور کنید رفتارهای خطرناک زوج خود را بپذیرید. گفتیم بهتر است رفتارهایی را که نمی‌توانید تغییر دهید را بپذیرید، اما باید ببینید این رفتارها چقدر جدی و آزاردهنده هستند؛ نباید مشکلات این چنینی را انکار کنید.

آیا احساس می‌کنید او تلاشش را می‌کند؟ آیا تفاوتی ایجاد شده است؟

گاهی شما تغییری از سوی پارتنر خود نمی‌خواهید؛ شاید فقط دوست دارید که شنیده شوید و ببینید او تلاش خود را برای رسیدگی به اوضاع انجام می‌دهد. نگاهی هم به معیارهای خود بیندازید، اگر خیلی سخت‌گیرانه هستند، در آنها تجدید نظر کنید؛ شاید با این روش تلاش‌های پارتنر خود را بیشتر و بهتر ببینید.

آیا نظر پارتنر خود را درباره این مشکل می‌دانید؟

این هسته اصلی پذیرش است. به جای اینکه حدس بزنید چرا او اینگونه فکر یا رفتار می‌کند که شاید اشتباه هم قضاوت کنید، باید با او صحبت کنید تا دیدگاه و انگیزه او را متوجه شوید و البته به گفته‌های او باور داشته باشید. این یعنی تعریف و درک دیدگاه‌های متفاوت درباره اولویت‎‌، اهداف و نیت پشت رفتار یک فرد که می‌تواند به پذیرش او کمک کند.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer