رعایت منشور حقوق بیمار عامل تخصیص بودجه بیشتر بیمارستان - رسانه مجازی نیلسو

رعایت منشور حقوق بیمار عامل تخصیص بودجه بیشتر بیمارستان

دبیر کمیسیون اخلاق پزشکی سازمان نظام پزشکی ایران در گفتگو با نیلسو تأکید کرد

  • توسط معصومه ستوده
بیمارستان

آیا منشور حقوق بیمار منشوری برای اجرا شدن است یا اینکه هدف از نوشتن آن این بوده که ایران همچون کشورهای پیشرفته، منشور حقوق بیمار داشته باشد و به قولی، از قافله تمدن عقب نماند. به همین دلیل، منشور حقوق بیمار نوشته شد و درحال‌حاضر این منشور در کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها نصب شده است اما سؤال اساسی این است که این منشور تاچه حد اجرایی شده است و مهم‌تر اینکه آیا قابلیت دفاع از بیماران را دارد؟ مهم‌ترین نکاتی که بارها مورد اعتراض مردم واقع شده در این منشور مورد توجه قرار گرفته است و به قولی، بیمار این حق را دارد که در صورت نقض، از پزشک شکایت کند. در چنین شرایطی، سازمان نظام پزشکی وظیفه دارد که به این شکایت رسیدگی کند. وجود منشور حقوق بیمار و باید و نبایدها به بهانه‌ای تبدیل شد تا با دکتر احسان شمسی گوشکی، متخصص اخلاق پزشکی و دبیر کمیسیون اخلاق پزشکی سازمان نظام پزشکی ایران و عضو هیأت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو کمیته اخلاق زیستی یونسکو گفتگویی داشته باشیم. شمسی گوشکی بر این باور است که رعایت منشور حقوق بیمار در حال حاضر به عنوان شاخص اعتبارسنجی موردتوجه قرار گرفته است که همین موجب شده مدیران بیمارستانی به این منشور بیشتر توجه کنند.

بیشتر بخوانید:

دکتر احسان شمسی گوشکی
دکتر احسان شمسی گوشکی، متخصص اخلاق پزشکی و دبیر کمیسیون اخلاق پزشکی سازمان نظام پزشکی ایران و عضو هیأت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو کمیته اخلاق زیستی یونسکو

اصولاً چه انگیزه‌ای موجب شد حقوق بیمار در ایران مورد توجه قرار بگیرد و منشوری برای آن نوشته شود؟ هرچند به کرات در بیمارستان‌ها و مطب‌ها شاهد این هستیم که حقوق بیماران نقض می‌شود؟

موضوع حقوق بیمار همواره مورد توجه نظام‌های سلامت مدرن در دنیا بوده است. با این رویکرد که نباید حقی از بیمار ضایع شود. یک نکته مهم دیگر این است که بیمار به دلیل بیماری آسیب‌پذیر هست. به همین دلیل، مجموعه‌ای از حقوق برای بیمار و به تبع آن، مجموعه‌ای از تکالیف برای ارائه‌کنندگان خدمات سلامت پزشکان و پرستاران و … در نظام‌های سلامت احصا شد. رعایت این حقوق برای افرادی که این تکالیف برعهده‌ آن‌ها قرار می‌گیرد، لازم‌الاجراست. در نظام سلامت ایران، این کار براساس یک پژوهش وسیع که در مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران توسط آقایان علیرضا پارساپور و زیر نظر آقای دکتر باقر لاریجانی انجام شد، عملیاتی شد. این منشور ابتدا در دهه 80 در قالب یک متن ابتدایی و در نهایت متن دیگری که ورژن دوم آن بود در سال 89 منتشر شد. منشور حقوق بیماران درحال‌حاضر مصوب شورای‌عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت بوده و در این منشور بر حقوق بیماران تأکید شده است.

آیا نظام پزشکی در برابر منشور حقوق بیمار، اصولی را برای جامعه پزشکی تدوین کرده است؟

بله. در برابر منشور حقوق بیمار، از سوی دیگر شاهد این بودیم که سازمان نظام پزشکی به عنوان مرجع پزشکان و ارائه‌کنندگان خدمت کاری که انجام داد این بود که در آبان‌ماه سال 97 راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای اعضای سازمان نظام پزشکی را منتشر کرد که در واقع روی دیگر این سکه محسوب می‌شود. منشور حقوق بیمار به حقوق بیمار اشاره دارد. شما این نکته را مدنظر قرار دهید که هر حقی توسط فردی باید ادا شود. این راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای اعضای سازمان نظام پزشکی در واقع تکالیف پزشکان، دندانپزشکان، ماماها و فیزیوتراپ‌ها و داروسازان و تکنیسین‌های علوم آزمایشگاهی … را مشخص کرده است. در این منشور تأکید شده که حقوق بیماران همچون دسترسی به خدمات دقیق و درست پزشکی، محرمانه بودن اسرار، در جریان قرارگرفتن روند درمان، برخورد درست و بدون تبعیض باید تأمین شود.

درحال‌حاضر منشور حقوق بیمار نوشته شده و در بسیاری از مراکز درمانی و کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها درمعرض دید عموم نصب شده است. حال سؤال اساسی این است که استیفای این حقوق برعهده کیست؟ اصولاً از چه نهادی باید انتظار داشت که رعایت این حقوق را رصد کرده و در این مورد مراقبت لازم را انجام بدهد؟       

دولت باید شرایطی را فراهم کند تا حقوق بیمار تأمین شود. برخی از حقوق بیماران همچون حفظ حریم خصوصی، محرمانه ماندن اسرار و … باید مورد توجه قرار بگیرد؛ به‌طور مثال، اگر قرار است تا معاینه‌ای صورت بگیرد باید لباس مناسب به بیمار داده شده و لباسش در جلوی دیگران بالا زده نشود. اگر قرار است بیمار در مورد بیماری خود با پزشک صحبت کند باید فضای امنی فراهم شود دیگران صحبت‌های آنان را نشنوند. بیمار حق دارد که کاملاً در جریان روند درمان خود قرار بگیرد و برای او توضیح داده شود. هیچ بی‌احترامی و تبعیضی جنسیتی، قومیتی، نژادی علیه بیمار در نظام سلامت پذیرفته نمی‌شود. اگر هریک از این حقوق تأمین نشود، بیمار این حق را دارد که شکایت کند. شکایت کردن هم قسمتی از حقوق بیمار است که بر آن تأکید شده است. به عبارت دیگر، بیمار خود باید مطالبه‌گر باشد و اجازه ندهد که حقوقش پایمال شود. در این صورت باید به نظام پزشکی شکایت کند تا بتواند حقوق خود را استیفا کند.

چه تضمینی وجود دارد که بیمارستان خود را ملزم بداند تا حقوق بیمار را رعایت کند؟ به هر حال همواره بیمارستان با تعداد زیادی بیمار مواجه می‌شود که شاید شکایت آن‌ها اهمیت زیادی نداشته باشد. این نکته در بیمارستان‌های دولتی بیشتر مشهود است زیرا اصل رضایت بیمار اهمیت زیادی ندارد؟

خوشبختانه منشور حقوق بیمار بعد از تصویب به‌عنوان شاخص اعتبارسنجی مورد توجه قرار گرفت. من به عنوان فردی که شاهد اتفاقات و تحولات در طول ده تا پانزده سال اخیر بودم می‌توانم این موضوع را تأیید کنم که به صورت آهسته و پیوسته حساسیت به این موضوعات بیشتر شده است.

منظورتان این است که رعایت این حقوق در تخصیص بودجه بیمارستانی تأثیر داشته و به عنوان یک شاخص در تخصیص بودجه بیمارستانی مؤثر است؟

بله. بیمارستانی که می‌خواهد درجه یک باشد. باید معیارهای زیادی را مدنظر قرار دهد. اگر منشور حقوق بیمار در بیمارستانی رعایت شود قطعاً مقدار بودجه‌ای که به بیمارستان اختصاص پیدا می‌کند، بیشتر است. رعایت این موارد قطعاً به سود بیمارستان است. به همین دلیل، بیمارستان‌ها تلاش دارند نسبت‌به اجرای حقوق شهروندی اهتمام بورزند تا بودجه بیشتری به‌دست بیاورند.

به منظور تحقق منشور حقوق بیمار در بیمارستان‌ها باید چه نهادی وجود داشته باشد تا این اطمینان ایجاد شود که منشور به درستی اجرایی می‌شود؟

تحقق منشور حقوق بیمار مسأله بسیار پیچیده‌ای است که تنها با داشتن منشور حقوق بیمار محقق نمی‌شود. اولین بستر برای تحقق منشور حقوق بیمار بیان این نکته است که منشور حقوق بیمار چیست. به‌قدر کافی در این مورد صحبت شده است. من به عنوان عضو کمیته اخلاق زیستی یونسکو در مقام مقایسه ایران با بسیاری از کشورها تصریح دارم که منشور حقوق بیمار ما منشور بسیار پیشرفته‌ای است. اگر به ابعاد منشور حقوق بیمار در ایران عمل شود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. این منشور با بسیاری از کشورهای پیشرفته برابری می‌کند. گام بعد از تدوین منشور حقوق بیمار این است که شما بتوانید این منشور را اجرایی کنید. اجرایی کردن این منشور مستلزم داشتن نهاد است. در دنیا نهادی که این کار را در بیمارستان پیگیری می‌کند کمیته اخلاق بیمارستانی است. در کشورهای پیشرفته در همه بیمارستان‌ها کمیته‌ای وجود دارد به نام کمیته اخلاق بیمارستانی که بر روند درمان نظارت می‌کند. این کمیته این روند را با حساسیت دنبال می‌کند.

پلمپ بیمارستان
در کشورهای پیشرفته در همه بیمارستان‌ها کمیته‌ای وجود دارد به نام کمیته اخلاق بیمارستانی که بر روند درمان نظارت می‌کند. این کمیته این روند را با حساسیت دنبال می‌کند.

اعضای این کمیته که در آن بیمارستان که کار نمی‌کنند آیا از اعضای وزارتخانه هستند؟

اتفاقاً از اعضای خود بیمارستان هستند.

چه افرادی در این کمیته عضویت دارند؟

در این کمیته یک حقوقدان، یک متخصص اخلاق پزشکی، یک پرستار، پزشک و ریاست بیمارستان و … حضور دارند که مسائل اخلاق پزشکی بیمارستان را دنبال می‌کنند. البته اسم کمیته‌های اخلاق پیش‌تر وجود داشت اما آن‌ها یک راهنمای تشکیل نداشتند. خوشبختانه در سال 97 کمیته اخلاق بالینی در وزارت بهداشت تشکیل شد. پیش‌تر اگر کمیته اخلاق بیمارستانی می‌خواستند کار کنند چون یک کمیته مرکزی وجود نداشت که برای آن‌ها تعیین کند که شما باید چطور کار کنید، دچار مشکل می‌شدند. در سال 97 شورای عالی اخلاق پزشکی تصویب کرد و کمیته اخلاق بالینی در وزارت بهداشت شکل گرفت. بعد از این اتفاق، کمیته‌های اخلاق پزشکی شکل گرفتند و پوست‌اندازی کردند. شما باید این موضوع را قبول کنید که بدون داشتن نهاد، منشور حقوق بیمار را نمی‌توان اجرایی کرد.

اگر منشور حقوق رعایت نشود چه اتفاقی می‌افتد. در این موارد چطور می‌توان حقوق بیمار را اعاده کرد؟

این بحث، جز مسائل کلان‌ است. در این راستا، اتفاق خوب دیگری در سال 97 رخ داد. سازمان نظام پزشکی راهنمای اخلاق حرفه‌ای را منتشر کرد. این راهنما تنها یک راهنما و توصیه اخلاقی صرف نیست. این راهنما بخشی از آیین‌نامه انتظامی نظام پزشکی است که در واقع اگر فردی به این عمل نکند مورد بازخواست واقع می‌شود. در سال 1348 یعنی پنجاه سال قبل که اولین بار آیین‌نامه انتظامی نظام پزشکی نوشته شد یک ماده 6 وجود داشت که در آن تأکید شده بود که مسائل اخلاقی باید در یک راهنما توسط نظام پزشکی تبیین شود. این ماده پنجاه سال روی زمین مانده بود و اجرا نشده بود. حال بعد از گذشت پنجاه سال این راهنما تدوین شد.

فقدان این راهنما چه مشکلاتی را ایجاد کرده بود؟

عدم تعریف موجب شده بود که چالش‌های زیادی به وجود بیاید. اگر بیماری از پزشکی می‌خواست شکایت کند مبنای قانونی در این حوزه وجود نداشت. خوشبختانه در شرایط کنونی این مبنا وجود دارد و در برخورد با متخلفان سردرگمی ایجاد نمی‌شود. به عبارتی این نکات در نظام پزشکی مسموع و قابل طرح است. به نظر من، در شرایط کنونی زیرساخت‌ها به قدر کافی ایجاد شده و به همین دلیل بسیاری از موانع برداشته شده است.

در مبحث منشور حقوق بیمار لازم است تا به پایمال شدن بیشتر منشور حقوق بیمار در بیمارستان‌های آموزشی اشاره کنیم که بیمار به عنوان یک کیس مطالعاتی درنظر گرفته‌شده و حقوقش نادیده گرفته می‌شود؟ شما این ارزیابی را قبول دارید؟

به موازات این اقدامات، باید به سایر جنبه‌های نظام سلامت هم توجه کرد. شما به بیمارستان‌های آموزشی اشاره کردید که حقوق بیمار در آن نقض می‌شود. من اصلاً این سخن شما را قبول ندارم.

این ارزیابی شما بی‌طرفانه است؟

بله. در این قضاوت سعی می‌کنم که بی‌طرف باشم. شما این قضاوت را قبول کنید که کاری که در بیمارستان‌های آموزشی انجام می‌شود، بی‌نظیر است. این را قبول دارم که این بیمارستان‌ها به دلیل مشکلات مالی اتاق‌های چندتخته دارند و به اندازه کافی تخت ICU ندارند. تعداد پرسنل بسیار کم بوده و امکان رسیدگی به بیماران را ندارند. از سوی دیگر، بخش‌های بیمارستان بسیار شلوغ بوده و مراجعه مردم بسیار زیاد است اما در این وضعیت نمی‌توان منکر خدمات رزیدنت‌ها شد که با حقوق یک‌میلیون تومانی به مدت چهار تا پنج سال حدود 12تا 13 ساعت در روز کار می‌کنند؛ کمااینکه نام رزیدنت مشخص است که به معنی ساکن بیمارستان است. بسیاری از این رزیدنت‌ها متأهل هستند اما نهایت تلاش خود را می‌کنند. به همین دلیل تصریح دارم که کار بی‌نظیری انجام می‌شود اما چون دک و پز ندارد و خصوصی نیست، به چشم نمی‌آید. تعداد بیمار و لود آن بسیار بالاست.

این بحث بسیار مهم هم به دغدغه بسیاری از کارشناسان حوزه سلامت تبدیل شده است که آیا امکان دارد که حجم و تعداد زیاد بیمار ضریب دقت را پایین آورده و موجب شود تا خطای پزشکی افزایش یابد؟

این ارزیابی درست نیست. گاهی اساتید در بیمارستان‌های آموزشی بیش از یک سال است که کارانه خود را دریافت نکردند. وقتی شما تمام این عوامل را در کنار هم مورد بررسی قرار دهید و به قیمت‌های درمانی توجه کنید متوجه می‌شوید درمان در این بیمارستان‌ها تقریباً مجانی است. مردم این نکات را متوجه نمی‌شوند اما انترنی که سابقه بیماری را می‌گیرد و گزارشی که به فلو داده می‌شود همه موجب شده تا ضریب خطا کاهش پیدا کند. شما هر ساعت شب که به بیمارستان آموزشی مراجعه کنید حتماً پزشک متخصص وجود دارد یا رزیدنت حضور دارد اما این موضوع در بیمارستان خصوصی باکلاس مشاهده نمی‌شود. در بسیاری از موارد پزشک متخصص وجود ندارد و باید تلفنی با پزشک هماهنگ کنند تا بالای سر بیمار حاضر شود. بیمارستان آموزشی با تلاش زیاد همه پرسنل و مدیران سرپا ماندند. شما این نکته را مدنظر قرار بدهید که بیمارستان‌های آموزشی جز بیمارستان‌های بزرگ و ریفرال هستند. در این بیمارستان‌ها بیماران لوکس و الکتیو حضور ندارند که بخواهند عمل جراحی زیبایی انجام داده یا اینکه بخواهند سزارین با وقت قبلی انجام بدهند. پیچیده‌ترین بیماران به بیمارستان‌های دولتی مراجعه می‌کنند. این اعمال جراحی برای بخش خصوصی به‌صرفه نیست. به همین دلیل، فارغ از ناتوانی مالی این بیماران، بخش خصوصی این بیماران را قبول نمی‌کند.

بیمارستان‌های دولتی با چنین بیمارانی روبه‌رو هستند. البته این سخنان به این معنا نیست که بیمارستان‌های خصوصی بد عمل می‌کنند بلکه تلاش دارد براساس برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری که انجام شده است خود را اداره کرده و به سوددهی برساند. نظر من این است که اگر قرار است قضاوتی صورت بگیرد باید این عوامل را مدنظر قرار داد.

اما در همین بیمارستان شاهد این هستیم که میزان ارتباط بیمار با پزشک بسیار کم بوده و در بسیاری از موارد بیمار اصلاً پزشک خود را نمی‌بیند؟ این نکته در منشور حقوق بیمار مورد توجه قرار گرفته است اما به‌راحتی در بیمارستان دولتی نقض می‌شود؟

 به نظر من باید مسائل فرهنگی از همان ابتدا در ما نهادینه شود. بحث مهربانی و آموزش اخلاق حرفه‌ای را از همان ابتدا باید دنبال کنیم. نکته‌ای که اهمیت بسیار زیادی دارد این است که مبادا اعتماد بین مردم و پزشک از بین برود. در این شرایط مردم ضرر می‌کنند زیرا مردم به جای مراجعه به یک پزشک به چند پزشک مراجعه می‌کنند. در این شرایط بیمار دچار مشکلات زیادی می‌شود. یکی از دلایل این بی‌اعتمادی عدم ارتباط درست پزشک با بیمار در بیمارستان دولتی است. من این انتقاد را قبول دارم که در بیمارستان‌های دولتی همکاران پزشک فرصت پیدا نمی‌کنند که با بیماران حرف بزنند، درحالی‌که در جریان بیماری به صورت کامل هستند و باید حق بیمار را رعایت کنند. با این حال فرصت توضیح فراهم نمی‌شود اما بهترین کار برای بیمار انجام می‌شود. بیمار این واقعیت را قبول نمی‌کند و مرتب این نکته را می‌گوید که پزشک اصلاً مرا ندید درحالی‌که پزشک از طریق گزارش سه نفر در جریان پرونده بوده و حتی در اتاق عمل حضور داشته است؛ با این حال، عدم ارتباط با بیمار این فرآیند را مختل می‌کند. اگر این ارتباط کم شود مشکلاتی را ایجاد می‌کند. در مجموع می‌توان گفت درصورتی‌که افراد دیگری در این فرآیند وارد شوند مشکلات زیادی ایجاد می‌شود. شما به کرات این موضوع را لمس کردید که برخورد پزشک با بیمار در مطب بسیار خوب و محترمانه است اما برخورد منشی بسیار زشت و زننده است. وجود منشی در واقع در رابطه بین پزشک و بیمار اختلال ایجاد کرده است.

بحثی دیگری که در حال حاضر مطرح شده است موضوع رضایت آگاهانه از بیمار است که همواره مشکلاتی را ایجاد کرده است. به‌طور کلی در مورد روند اخذ رضایت از بیمار چه ارزیابی دارید؟

موضوع پرمناقشه، اخذ رضایت آگاهانه از بیمار است. این کار وظیفه خود پزشک است وقتی پزشک می‌خواهد بیمار را اندوسکوپی کرده یا اینکه عمل جراحی روی او انجام بدهد باید مراحل را برای او شرح بدهد و بعد از او رضایت بگیرد. پزشک در ضمن باید مراحل را برای بیمار شرح بدهد و حتی شرحی از خطرات، مشکلات و راه‌های جایگزین بدهد و در نهایت رضایت بگیرد. متأسفانه بخش رضایت گرفتن که جنبه اخلاقی خوب رابطه پزشک و بیمار بوده، به بخش حقوقی تبدیل شده که موجب نارضایتی گسترده شده است زیرا بیمار هول می‌کند که مگر قرار است چه اتفاقی بیفتد که از من رضایت گرفتند. باور من این است که بیمارستان نباید در این روند دخالت کند بلکه خود پزشک باید این کار را انجام بدهد. هر چیزی که بین پزشک و بیمار فاصله بیندازد آثار سوئی به دنبال دارد. در نظام سلامت باید تلاش شود تا هر چیزی که این رابطه را مخدوش می‌کند از میان برداشته شود.

 در این راستا لازم است بستری فراهم شود تا ارتباط پزشک و بیمار مستحکم‌تر شود. این نکته را از من بپذیرید به عنوان فردی که در حوزه اخلاق پزشکی کار کرده و در نظام پزشکی مسئولیت دارم و از طرفی، دبیر اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی بوده و هم در وزارت بهداشت دبیر کمیته ملی اخلاق در پژوهش و هم عضو کمیته ملی اخلاق بالینی هستم، در مقام کارشناسی تصریح دارم که ما نظام قابل‌قبولی در حوزه سلامت داریم. متأسفانه مسائلی به وجود می‌آید که امکان دارد افراد این مزیت‌ها و خوبی‌ها را حس نکنند. در این شرایط افراد احساس می‌کنند تحت ظلم قرار گرفته‌اند در چنین وضعیتی، همکاران ما در نظام پزشکی وظیفه دارند که به وجهه بیرونی هم توجه کنند. همکاران باید تلاش کنند مشکلات کمتری ایجاد شود.

شما تأکید دارید نظام پزشکی باید به وجهه بیرونی توجه کند. با توجه به تبلیغات گسترده در صداوسیما به‌وسیله پزشکان چرا در این مورد اقدامی صورت نمی‌گیرد؟ به‌هرحال مردم از نظام پزشکی انتظار دارند که در این مورد اقدام کند به‌ویژه اینکه در بسیاری از تبلیغات با واقعیت همخوانی ندارد، اما ما شاهد سکوت نظام پزشکی هستیم؟

رسانه‌ها نقش بسیار مهمی در این زمینه دارند. من در این حوزه از صداوسیما گلایه دارم که چرا اجازه می‌دهد که پزشکان به این صورت تبلیغ کنند. امکان دارد که به مردم این پیام را بدهد که همه پزشکان کاسب هستند. وقتی که موضوع سلامت مردم با تبلیغات همراه می‌شود جامعه دچار بی‌اعتمادی می‌شود. شما این نکته را مدنظر قرار دهید که تلویزیون از یک سو درحال تبلیغ پفک است و بعد یک پزشک را نشان می‌دهد که محصول جدیدی را تبلیغ می‌کند. من از همکاران درخواست دارم که از این کار پرهیز کنند و از صداوسیما می‌خواهم که این فرصت را در اختیار این پزشکان قرار ندهد. مسأله خدمات سلامت نباید با تبلیغات گره بخورد.

در بخش آموزشی بیمار واقعاً خدمات خوبی دریافت می‌کند. من به عنوان یک خانم خدماتی که در بیمارستان محب یاس دریافت کردم در سایر بیمارستان‌ها دریافت نکردم اما این نکته را قبول کنید که وقتی یک بیمار وارد بیمارستان آموزشی می‌شود باید برای انجام هر کاری ساعت‌ها معطل بشود. به‌هرحال چند نفر باید نظر بدهند و ارزیابی کارشناسی آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است. این کار بعد از مدتی بیمار را کلافه می‌کند.

خیلی بهتر است که این اتفاق رخ ندهد. درست است که افراد باید آموزش ببینند اما این به این معنا نیست که کیفیت خدمت کاهش پیدا کند. اگر خانم رزیدنتی یک سزارین را در بیمارستان محب یاس انجام می‌دهد اطمینان داشته باشید که زیردست بهترین اساتید کشور آموزش دیده است. چون بحث آموزش است تمام کارها باید با دقت و بدون خطا انجام ‌شود.

پس معطلی بیمار را تأیید می‌کنید. قبول دارید که این معطلی حقوق بیمار را نادیده می‌گیرد. همین معطلی در بسیاری از موارد موجب شده بیمار قید رفتن به بیمارستان آموزشی را بزنند.

نوع خدمات ارائه‌شده در این بیمارستان‌ها به گونه‌ای است که ارزش این معطلی را دارد. پدر و مادر من در سنی هستند که باید مرتب تحت نظر پزشک باشند. اولویت نخست من این است که به بیمارستان آموزشی مراجعه کنند.

چرا اولویت نخست شما رفتن به بیمارستان آموزشی است، به‌هرحال این بیمارستان‌ها به دلیل شلوغی بیش‌ازحد خدمات را در زمان مناسب ارائه نمی‌کنند و همین موجب شده بسیاری حاضر نباشند که به بیمارستان دولتی بروند. چون توان این همه معطلی را ندارند؟

 دقت کنید این معطلی مزایایی هم دارد زیرا کار مرتب چک می‌شود و میزان خطا کاهش می‌یابد. معطل شدن در این بیمارستان‌ها به دلیل آموزشی بودن نیست، بلکه ناشی از دولتی بودن و شلوغ بودن بیمارستان است. در کشور به دلیل تلفیق آموزش پزشکی با وزارت بهداشت، تمام بیمارستان‌های بزرگ کشور آموزشی هستند. بخشی از بار خدمت‌رسانی بر عهده آموزش‌گیرندگان است. شما این نکته را فراموش نکنید که در این کشور ما عمل قلب تنها دو میلیون تومان برای فرد هزینه دارد. تمام بیماران سخت که کارشان جایی انجام نشده است به این بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند. این شلوغی موجب معطلی می‌شود و ربطی به آموزشی بودن ندارد.

یعنی باور شما این است که این شلوغی به‌دنبال اجرای طرح تحول سلامت رخ داده است. به‌هرحال بعد ازاین طرح چون هزینه پرداخت از جیب بسیار کم شد، بسیاری از مردم برای درمان به تهران و شهرهای بزرگ کشور مراجعه کردند و در برابر دریافت خدمات درمانی بسیار خوب هزینه بسیار اندکی پرداخت کردند که با قبل از اجرای طرح تفاوت قابل‌ملاحظه‌ای داشت؟

 بله. تمام این موارد ناشی از حجم بالای کار است که به دلیل فقدان نظام ارجاع، ایجاد شده است. فقدان نظام ارجاع کارآمد که سبب می‌شود بیمارستان‌ها بسیار شلوغ شود.

از همان روزی که سنگ‌بنای طرح تحول سلامت گذاشته شد بسیاری از کارشناسان حوزه سلامت تأکید کردند که باید نظام ارجاع را در کشور پیاده کرد زیرا به این صورت می‌توان به اهداف این طرح دست یافت. در غیر این صورت نمی‌توان اهداف طرح را محقق کرد چون امکان کنترل ورودی طرح وجود ندارد. حال بعد ازگذشت بیش از شش سال شاهد این هستیم که این طرح هنوز در کشور اجرایی نشده است. به نظر شما، مهم‌ترین دلایل عدم اجرای این طرح بعد از شش سال چیست؟ چرا نظام ارجاع هنوز اجرایی نشده است و همچنان بیماران این امکان را دارند که با هر بیماری با هر سابقه‌ای به بیمارستان‌های بزرگ مراجعه کنند؟

ما سال‌ها تلاش کردیم نظام ارجاع درست کنیم ولی چون پرونده الکترونیک سلامت نداشتیم، به همین دلیل نظام ارجاع قابلیت پیاده‌سازی ندارد. به عبارتی، سامانه ما دستی است. این کار همچنان در حال پیگیری در وزارت بهداشت است اما هنوز به نتیجه نرسیده است.

مهم‌ترین مزیت داشتن پرونده الکترونیک سلامت از یک‌سو و همچنین داشتن نظام یکپارچه سلامت چیست؟ این کار چقدر می‌تواند جلوی اتلاف هزینه را بگیرد؟

اگر پرونده الکترونیک سلامت وجود داشته باشد بیماری که می‌خواهد داروی خود را از داروخانه بگیرد قبل از اینکه به داروخانه برسد داروی او آماده شده است. وقتی پرونده الکترونیک سلامت وجود داشته باشد، دیگر امکان ندارد که بتوان دارویی را قاچاق کرد. اگر سامانه ارجاع وجود داشته باشد دیگر یک نفر برای درمان یک بیماری ساده که در همان شهر قابل درمان است، به یک بیمارستان فوق تخصصی در تهران نمی‌رود. شما به این نکته توجه کنید که چنین بیمارستانی تعداد زیادی بیمار سخت دارد که امکان درمان در سایر بیمارستان‌‌ها را نداشتند. به همین دلیل، چنین بیمارستانی باید به موارد بسیار پیچیده درمانی برسد و نباید وقت و توان این بیمارستان صرف رسیدگی به امور ساده درمانی شود.

باور شما این است که بدون پرونده الکترونیک سلامت و نظام ارجاع نمی‌توان سیستم سلامت را اداره کرد؟

دقیقاً. اداره نظام سلامت بدون داشتن یک سیستم الکترونیک تحت وب به‌هم‌پیوسته و یکپارچه ملی مثل اداره سیستم بانکی با چرتکه است. اگر شما توانستید بانک مرکزی را با چرتکه اداره کنید و توانستید این کار را بدون کامپیوتر انجام دهید قطعاً می‌توانید نظام سلامت را بدون پرونده الکترونیک اداره کنید. الان بیمار ما می‌تواند از یک روستای دورافتاده بلند شده و به تهران بیاید و به تخصصی‌ترین بیمارستان کشور مراجعه کند. اتفاقاً باید این بیمارستان در اختیار این افراد باشد اما افرادی که لازم است باید از امکانات این بیمارستان استفاده کنند.

موضوع بسیار مهم در بیمارستان‌های آموزشی بهره گرفتن زیاد از پزشکان جوان است که در برخی موارد منجر به ایجاد چالش شده است. به‌هرحال بسیاری از مردم در مورد اعتماد کردن به این پزشکان تردید دارند. به نظر شما، تردید مردم در مورد اعتماد کردن به پزشکان جوان تا چه حد درست است؟

در شرایط کنونی، بسیاری از پزشکان از شهرت برخوردار هستند اما ما پزشکان جوانی داریم که از تخصص خوبی برخوردار بوده و به علم روز آشنا هستند. به‌هرحال بیمارستان آموزشی بسیار شلوغ بوده و این پزشکان بیماران زیادی را ویزیت می‌کنند؛ به همین دلیل، از مهارت بالایی برخوردار هستند و به راحتی می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد. به نظر من، سامانه‌ای باید ایجاد کرد تا بتوان مراجعه نیروی انسانی به پزشکان را کنترل و مدیریت کرد. در این صورت می‌توان مراجعه بیماران را به سمت پزشکان جوان هدایت کرد. موضوع تعداد بیماران یک پزشک، موضوع مهمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

اگر بخواهیم نظام سلامت را ارزیابی کنیم این نظام از نظر شما تا چه حد موفق بوده و مهم‌ترین نقاط ضعف و قوت آن چیست؟ به منظور رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت باید چه کار کرد تا بتوان سیستم سلامتی داشت که هم ارائه‌کنندگان خدمت و هم دریافت‌کنندگان خدمت رضایت داشته باشند و عدالت محقق شود؟

نظام سلامت ما در همه ابعاد نظام موفقی بوده است. به همین دلیل، امید به زندگی ایرانیان ازسال 1990 تا سال 2000 بسیار افزایش یافته است. امید به زندگی ایرانیان نزدیک به کشورهای اروپایی است. زنان ایرانی نزدیک به هشتاد سال امید به زندگی دارند و مردان چندسال کمتر. این عدد بسیار قابل قبول است. ازسوی دیگر، تعداد زنانی که سر زایمان فوت می‌کنند در حال حاضر بسیار کاهش یافته که واقعاً بی‌نظیر است. این تعداد زیر بیست نفر در بین صدهزار نفر است. مسائل سلامت ما ابعاد پیچیده‌ای دارد. در حال حاضر افراد زیادی زیر 50 سال فوت می‌کنند که ما به آن مرگ زودرس می‌گوییم. مهم‌ترین علت مرگ در این سنین، بیماری قلبی- عروقی است که به دنبال فشارخون ایجاد می‌شود که فشارخون هم به دلیل استفاده زیاد از نمک به وجود می‌آید. ایرانی‌ها سه‌برابر میانگین جهانی نمک مصرف می‌کنند.

کاهش فشار خون با استفاده کمتر از نمک امکان‌پذیر است که با تغییر در سبک زندگی می‌توان به این مهم دست یافت. شما این نکته را فراموش نکنید که سیستم سلامت سیاسی نبوده و موضوعی کاملاً اجتماعی است که باید با آن برخورد منطقی داشت زیرا تأمین‌کننده سلامت همه آحاد جامعه است. به همین دلیل در مدیریت نظام سلامت نباید موضوعات سیاسی را مدنظر قرار داد. تمام عزم خود را باید جزم کنیم تا سیستم سلامت ما ارتقا پیدا کند؛ البته به شرطی که کشور بتواند به سلامت از شرایط خطرناک موجود عبور کند. به‌هرحال شرایط موجود تحریم‌ها سیستم سلامت کشور را با دشواری‌های زیادی روبه‌رو ساخته است. در کل من آینده نظام سلامت را روشن می‌بینم که در این نظام هم ارائه‌کنندگان خدمت و هم گیرندگان خدمت رضایت دارند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer