روح پراگ - رسانه مجازی نیلسو

روح پراگ

  • توسط مونا محمدنژاد
Ivan Klíma 2015 - روح پراگ

کتاب «روح پراگ» نوشته ایوان کلیما، نویسنده اهل چک است که در سال 1994 پس از یک دوره طولانی ممنوعیت منتشر شد. این نویسنده متولد 1931 است که دوران کودکی خود را به‌دلیل یهودی‌بودن والدینش در اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی گذراند.

او در این کتاب، درگیری و چالش‌های جامعه کمونیستی و سیطره رژیم‌های کمونیستی بر اروپای شرقی را که عقب‌افتادگی برای آنان به ارمغان آورد، نشان می‌دهد. این کتاب در بخش ابتدایی آن در حقیقت اتوبیوگرافی نویسنده است.

بیشتر بخوانید:

کتاب تم و درون‌مایه‌ای اندوهناک دارد که پیوندی با ذهن ایرانی تاریخ و سیاست‌زده ما برقرار می‌کند. حکومت‌های دیکتاتوری در سایه ضعف جامعه فقیر و جنگ‌زده خود را بر روح و جان مردم حاکم می‌کنند.

کلیما این کتاب را در 5 بخش و طی 15 سال به نگارش درآورده است. او در این کتاب با نثری گاهی روایت‌گونه و گاه روزنامه‌وار به بیان برخی خاطرات خود و موضوعات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و غیره می‌پردازد. آثاری که سیاست و رویدادهای تاریخی و سیاسی بر فرهنگ و نگاه مردم گذاشته‌اند تداعی‌کننده است «در این کشور همه احساس می‌کنند که کلاه سرشان رفته است و بنابراین فکر می‌کنند که حق دارند سر دیگران کلاه بگذارند. من حتی شاهد نوعی کلاهبرداری بودم که تقریباً به شکل قاعده و قانون در‌می‌آمد.» (صفحه 127)

کلیما تجارب تاریخی دارد که زمان و مکان نمی‌شناسد و دغدغه انسان حاضر که در جدال با ایدئولوژی‌های مصنوع کمر خم کرده است. آنچه همه مقالات جمع‌آوری‌شده در کتاب را به هم پیوند می‌زند شهر پراگ است، پایتخت چک که قدمتی بیش از 2500 سال دارد و تاریخی را با خود یدک می‌کشد که در میان شهرهای اروپایی کمتر شهری آن را در پیشینه خود دارد.

اسلاونکا دراکولیچ در کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» درباره پراگ توصیف رمانتیک یک خبرنگار آمریکایی از پراگ کمونیستی را به چالش می‌کشد و می‌نویسد: «من اصلاً چنین چیزی نمی‌بینم. چون اهل کشوری هستم که زندگی در آن خیلی شبیه پراگ (یا بوداپست) است،  تنها چیزی که می‌بینم، صرفه‌جویی در مصرف انرژی الکتریکی گران است، لامپ‌های بدی که زود می‌سوزند و چراغ‌های شکسته‌ای که سال‌ها طول می‌کشد تا عوضشان کنند. قبول دارم که این منظره ممکن است تصویری رمانتیک از شهر به آدم بدهد، بخصوص که از قضای روزگار آدم آمریکایی باشد، ولی ارائه این تصویر مسلماً عمدی نبوده‌ـ چه کسی تابه‌حال شنیده که رژیمی کمونیستی رمانتیک باشد؟» (صفحه 240)

49956574 2275612519130263 5361375472477513040 n - روح پراگ
روی جلد روح پراگ با ترجمه خشایار دیهیمی

کلیما خود نیز به این امر اذعان دارد که هر چه اطلاعات درباره پراگ وجود دارد اغلب به قلم نویسندگان خارجی است. او خود روح پراگ را از یک شهر با سابقه تاریخی در هنر و علم و آهنگسازان، دانشمندان، نویسندگان و سیاستمداران خالی می‌داند و آن را در این کتاب اینگونه توصیف می‌کند: «این آزادی نبود که بیش از هر چیز در شکل و شمایل و روح پراگ نقش داشت،  آنچه چنین نقشی را داشت اختناق بود، زندگی برده‌وار، شکست‌های رسوایی‌آمیز و اشغال‌های نظامی ددمنشانه. پراگ، آنگونه‌ای که در مرز دو قرن بود دیگر وجود خارجی ندارد و آن‌هایی که ممکن بود خاطره آن ایام را در دل و ذهن داشته باشند دیگر زنده نیستند.

 یهودیان کشته شدند، آلمانی‌ها تبعید شدند و بسیاری از شخصیت‌های بزرگ بیرون رانده شدند و در سرتاسر جهان پراکنده شدند؛ مغازه‌های کوچک و کافه‌ها بسته شدند: این میراثی بود که پراگ آن را با خودش به قرن بیستم کشاند؛ البته این روح که بر پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم حاکم بود، دیگر در هیچ کجای جهان یافت نمی‌شود. آن روح را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد؛ در جایی که این گذار، این همه تراژیک و این همه آشکار نبود، اما چگونه روحی امروز بر پراگ حاکم است؟» (صفحه 61)

پراگ قلب اروپاست و نویسنده آن را زیر فشار چکمه آلمان‌های نازی و کمونیست‌ها به تصویر می‌کشد؛ همانگونه هرابال در «تنهایی پرهیاهو» از شهر خود، پراگ در سیطره فرهنگ کمونیستی می‌نویسد: «اتاقک‌های سوخت‌اندازی حرارت مرکزی ساختمان‌ها را دوست داشتم که در آن‌ها مردانی با تحصیلات عالی، مثل سگی که به لانه‌اش به شغل‌های خود زنجیر شده‌اند؛ مردانی که به‌صورت تحقیق جامعه‌شناسانه تاریخچه
زمانه خویش را می‌نویسند و من از آن‌ها بودم که آموختم چگونه طبقه متوسط تحصیل‌کرده و اهل مطبوعات نزول کرد. چطور طبقه کارگر از اعماق، به سطح اجتماع آمد و طبقه نخبه و دانشگاه‌دیده در مقام کارگر انجام‌وظیفه می‌کند.

بهترین دوستانم در بین این گروه دو عضو سابق آکادمی علوم هستند که کارشان به فاضلاب شهر مربوط می‌شود و این دو نفر درباره فاضلاب و مجراهای چپ‌اندرقیچی‌اش در زیر شهر پراگ گزارش محققانه‌ای نوشته‌اند. از آن‌ها بود که آموختم موادی که شنبه‌ها وارد مرکز تصفیه فاضلاب ناحیه پدبابا می‌شود با موادی که دوشنبه‌ها وارد همین مرکز می‌شود، تفاوت اساسی دارد.» (صفحه 23)

روح پراگ را کلیما با مقاله‌ای درباره کافکا که اطلاعات بسیار مفیدی با زاویه دیدی خلاق ارائه می‌دهد، پایان می‌بخشد و بخش اعظمی از کتاب او به دغدغه‌های ادبی و زبانی منحصر شده که به‌موازات دیدگاه‌های سیاسی‌اش پیش می‌روند.

از آثار این نویسنده که به فارسی ترجمه شده‌اند عبارت‌اند از: «در انتظار تاریکی، در انتظار روشنایی»، ترجمه فروغ پوریاوری؛ «کار گل»، ترجمه فروغ پوریاوری؛ «نه فرشته نه قدیس»، ترجمه حشمت کامرانی؛ «در میانه امنیت و ناامنی»، ترجمه فروغ پوریاوری.

منابع:

  • تنهایی پرهیاهو، بهومیل هرابال، ترجمه امیر علیجان‌پور، ناشر: انتشارات آوای مکتوب.
  • روح پراگ، ایوان کلیما، ترجمه خشایار دیهیمی، ناشر: نی.
  • کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم، اسلاونکا دراکولیچ، ترجمه رویا رضوانی، ناشر: گمان.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer