سایه‌هایی در تبریز که انقلاب را رهبری کردند - رسانه مجازی نیلسو

سایه‌هایی در تبریز که انقلاب را رهبری کردند

  • توسط مونا محمدنژاد
خانه مشروطه تبریز

هر انقلابی را در تاریخ به نام تفنگ‌به‌دست‌ها ثبت می‌کنند تا در مقابل جسارت نداشته اغلب مردم، به ترویج شجاعت و جسارت و بعضاً حماقت بپردازند، غافل از اینکه در پس هر تحولی، اندیشه‌هایی متعالی و والا و البته در اقلیت، وجود دارند که عامه و اکثریت بر آنها سوار می‌شوند و اغلب چون این اندیشه‌ها بکر و تازه هستند برای عوام جذابیتی دوچندان دارند، ولی از آنجا که با قرائت عوامانه دانسته می‌شوند رو به افول می‌نهند.

بیشتر بخوانید:

مشروطه‌خواهان تبریز را به ستارخان و باقرخان می‌شناسند و نامشان بر خیابان‌ها و بزرگراه‌ها نهاده می‌شود، اما با غور و تأملی در تاریخ و مطالعه کتاب‌های گردنه تاریخی مشروطه، درمی‌یابیم که این دو و شماری از مشروطه‌خواهان که بعدها یعنی پس از شکست استبداد صغیر به بیراهه رفتند، تنها در حکم راننده‌ای برای اتوبوسی تازه بودند که حتی نمی‌دانستند ترمز کدام است و کلاژ چیست.

در این میان، روشنفکرانی که یا در آن سوی مرز ایران و در روسیه زندگی کرده بودند یا عده‌ای از داخل ایران که با این روشنفکران آن‌سوی آبی حشر و نشری داشتند توانستند تفکری تازه را در سراسر شهرهای بزرگ منتشر کنند.

تبریز؛ پای ثابت انقلاب‌ها

تبریز آن زمان از این روزهای کلانشهر بودن صرف، چیزی فراتر داشت، در واقع مرکز تلاقی اندیشه‌های نو و فناوری‌های روز دنیا در ایران بود؛ همانگونه که اولین دستگاه چاپ در تبریز به راه افتاد و محل نشست ولی‌عهد در دوره قاجار بود؛ یعنی به تعبیری تبریز پایتخت دوم ایران بود.

مجسمه علی مسیو
مجسمه علی مسیو

در تبریز بیش و پیش از هر شهری در ایران مشروطه شناخته و معرفی شد، اما همانند بسیاری از شهرهای ایران مردم عامه چیز زیادی درباره مشروطه نمی‌دانستند و تنها گرانی نان و قحطی یا ظلم ملا و فراش‌باشی باعث می‌شد که خود را در دریای مواج مقابل تلگرافخانه یا خانه امام جمعه بیندازند.

انجمنی سری در تبریز قاجاری

در این بحبوحه، مردی که گویی با یکی از ابزار سفر در زمان، خودش را به تبریز رسانده بود به نام علی مسیو گام بزرگی در جهت آگاهی مردم و مشروطه‌خواهان و سازماندهی و هماهنگی مجاهدان مشروطه برداشت. او شورایی با نام مرکز غیبی تبریز تشکیل داد که نوعی سازمان سری بود و تحرکات بازار و مجاهدان را هدایت می‌کرد.

غیبی بودن این مرکز بدان جهت بود که کار خود را در زمان ولایت‌عهدی محمدعلی شاه که در آن زمان محمدعلی میرزا نامیده می‌شد، آغاز کرد و برای آنکه از دستبرد مخالفان مشروطه و چاپلوسان دستگاه در امان باشند، اعضای انجمن به شکل پنهانی و با چندین واسطه تصمیمات خود را در شهر تبریز اعمال می‌کردند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که با امضای متمم قانون اساسی به دست مظفر‌الدین شاه، انجمن‌هایی در شهرهای سراسر کشور موظف به تبلیغات و انجام انتخابات مجلس شدند. در تبریز نیز انجمنی بدین کار مشغول شد که با کارشکنی محمدعلی میرزای ولیعهد و امام جمعه و عواملشان روبه‌رو بودند.

در این میان، تاجری چینی‌فروش به نام کربلایی علی ملقب به علی مسیو که به خاطر عشق به انقلاب فرانسه و فرانسه‌دانی‌اش به این عنوان خوانده می‌شد، عده‌ای از تجار باسواد و روشنفکر و ضمیر را گرد خود آورد و شد سازمانی پنهانی که از پشت پرده به انجمن تبریز یاری می‌رساند.

اعضای سایه و سیاست آنان در رهبری مردم

مرکز غیبی تبریز که از حزب اجتماعیون عامیون منشعب شده بود با ده نفر از تاجران تبریز از جمله رسول صدقیانی، محمدعلی تربیت، علی دوافروش، ابوالحسن حکاک‌باشی، علی‌نقی گنجه‌ای و … که هر یک تاجر یا از بزرگان شهر بودند، آغاز به کار کرد.

در ابتدا هرکدام از این افراد موظف بود ده نفر را با اهداف مرکز غیبی که عدالت‌طلبی و حکومت قانون بود آشنا کند، یکی از راه‌های جذب افراد نیز انتشار شب‌نامه‌هایی بود که در مقاله‌ای دیگر به کیفیت نگارش و نحوه انتشار آنها خواهیم پرداخت.

جلسات این مرکز در تاریکی برگزار می‌شد تا اعضای ارشد شناسایی نشوند و قربانی مخالفان مشروطه نشوند. نظم و انضباطی که علی مسیو در تبریز و در میان مشروطه‌خواهان ایجاد کرده بود، مثال‌زدنی است. گفته می‌شود قدرت او در آن زمان تبریز بی‌نظیر بود و بازار و بسیاری از محلات زیر سلطه و حاکمیت او بودند و حتی حاکم تبریز نیز بسیار از او و قدرتش در شهر هراس داشت.

منزل علی مسیو و محل برگزاری جلسات سری
منزل علی مسیو و محل برگزاری جلسات سری

اعضای مرکز غیبی تبریز غیر از سخنرانی و انتشار اعلامیه در راستای تنویر افکار عمومی، در گیرودار جنگ‌های مشروطه‌طلبان و مخالفان مشروطه در زمان استبداد صغیر علاوه بر رهبری فوج‌ها و دسته‌های مختلف مردم، به کمک ستارخان و باقرخان شتافتند و محلاتی را در تبریز به دست گرفتند.

سرنوشت مردان مرکز غیبی تبریز

اطلاع صحیحی درباره نحوه مرگ علی مسیو در دست نیست و منابع مشروطه مرگ وی را مرگی طبیعی دانسته که پس از پیروزی مشروطه‌طلبان و تصرف تهران و پیش از ورود نیروهای روس به تبریز (1290 هجری شمسی) رخ داده است؛ زیرا در جریان اشغال تبریز، دو فرزند نوجوان او همراه با سایر آزادی‌خواهان تبریز برای انتقام از او به دار آویخته شدند.

حاج‌علی ترکی یا حاج‌علی دواچی یا حاج علی دوافروش، از اعضای انجمن تبریز و از بنیان‌گذاران مرکز غیبی و نفر دوم بعد از علی مسیو بود. وی نیز در جریان اشغال تبریز در دسته اعدام‌شدگان در باغ‌شمال بود.

سیدحسن شریف‌زاده تبریزی معلم مدرسه مموریال تبریز و از بنیان‌گذاران مرکز غیبی تبریز بر اثر ترور و شلیک گلوله در نزدیکی کنسولگری فرانسه کشته شد. او را بسیاری با معلم شهید آمریکایی هوارد باسکرویل دوست و همرزمش می‌شناسند.

میرزا محمدعلی خان تربیت، روزنامه‌نگار و دولتمرد ایرانی، مؤسس کتابخانه تربیت، از آزادی‌خواهان و روشنفکران آذربایجان و از فعالان انقلاب مشروطه بود. او نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی در دوره‌های هشتم تا دوازدهم بود و به مرگی طبیعی درگذشت.

یوسف خزدوز تبریزی یا یوسف خزدار تبریزی از مشروطه‌خواهان اهل تبریز و عضو مرکز غیبی بود. به روایت تاریخ مشروطه وی در جریان انقلاب مشروطه به دلیل تخلف در مقررات مرکز غیبی به دستور آن تشکل کشته شد. البته ژانت آفاری دلیل مرگ او را محبوبیتش در بین مردم دانسته که می‌توانست نقش رهبران مشروطه در تبریز را تحت الشعاع قرار دهد.

شجاع الملک یکی از اعضای ارشد مرکز غیبی تبریز و مشروطه در دفاع از پل آجی در مقابل حمله صمدخان برای ورود به تبریز کشته شد. در همان روز از سوی کوی خیابان مارالان نیز بمباران شد و توپ‌های دولتی از دامنه کوه‌ها پیوسته مارالان را گلوله‌باران کردند.

حاج میرزا رسول صدقیانی، از بزرگمردان مشروطه در جریان اشغال تبریز توسط قوای روس جلای وطن کرد و در سال 1302 هجری شمسی در وین اتریش درگذشت و در قبرستان اسکودار استانبول به خاک سپرده شد.

و از سرنوشت بقیه چیز زیادی در دست نیست؛ برخی در کشاکش جنگ صمدخان و دفاع محلات تبریز کشته شدند و برخی نیز جلای وطن کرده و به عثمانی یا قفقاز پناهیدند.

خانه مشروطه تبریز
خانه مشروطه تبریز: به علاقه‌مندان توصیه می‌شود حتماً در بازدید از تبریز از این خانه دیدن کنند تا در با حال و هوای مشروطه تبریز بیشتر آشنا شوند

این افراد و بسیاری که نامشان در صفحات تاریخ ضبط و ثبت نشده است انقلابی را رقم زدند که اگرچه در نتیجه ظلم، بی‌عدالتی و فقر اکثریت به وجود آمده بود، ولی نیازمند اندیشه‌ها و زیرساخت‌های فکری و فرهنگی زیادی بود تا بتواند به اهداف واقعی انقلاب و شهدای آن دست یابد.

انقلاب مشروطه نیز چون بسیاری از انقلابات در سراسر جهان در دو سطح عوام و خواص جریان یافت و از آنجا که اکثریت با عوام بود، انحراف و انشعاب زیادی را به خود دید تا در زمان روی کار آمدن رضاشاه با شعار احیای اهداف مشروطه باز هم دستاویزی برای قدرت‌طلبی شود. مشروطه و خون‌هایش برای سال‌های زیادی در آلبوم‌ها و قاب‌ها، مردان تفنگ‌به‌دست با آن قطارهای فشنگ نشسته بر سینه‌هایشان منتظر ماندند تا اهدافشان تحقق یابند.

در تاریخ مشروطه به درستی نویسنده اشاره می‌کند که مشروطه صدسال برای ایران زود بود و این یعنی گوری خالی که ما و نسل‌های پیش صدسال بر آن گریسته‌ایم.

برای مطالعه بیشتر درباره مرکز غیبی تبریز می‌توانید به منابع زیر مراجعه کنید:

  • تاریخ مشروطه ایران نوشته احمد کسروی.
  • انقلاب مشروطه ایران: ۱۹۲۲–۱۹۰۶ (۱۲۹۰–۱۲۸۵) نوشته ژانت آفاری، ترجمه رضا رضایی.
  • ن‍ق‍ش‌ م‍رک‍ز غ‍ی‍ب‍ی‌ ت‍ب‍ری‍ز در ان‍ق‍لاب‌ م‍ش‍روطی‍ت‌ ای‍ران‌ نوشته صمد سرداری‌نیا.
  • بانیان و حامی مرکز غیبی تبریز نوشته محمدحسن پدرام.
قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer