سلبریتی‌ها چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری دیجیتال - رسانه مجازی نیلسو

سلبریتی‌ها چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری دیجیتال

تتلو با 15 میلیون کامنت زیر یکی از پست‌های سعی کرد قدرت نمایی کند. اما این قدرت تتلیتی‌ها نبود که خود را به ما نشان داد بلکه در واقع این قدرت رسانه بود که تتلو و یارانش را به بازی گرفت.

  • توسط صابر صادقی
سرمایه‌داری دیجیتال

دوران، دروان تفاخر و فضیلت نهاندن برای کسانی است که ما آنها را سلبریتی می‌نامیم. کسانی که برای اعتباری که امروز در جامعه کسب کرده‌اند تقریباً هیچ کاری نکرده‌اند. درواقع این اعتبار را به برکت تکنیک و فناوری‌ دارند که در چند شبکه‌ اجتماعی ویژه نثار آنها شده است. در واقع بیش از اینکه دوران سلبریتی‌ها باشد دوران اینستاگرام و اسنپ‌چت و مسنجر فیس‌بوک است. شبکه‌هایی که بیش از همه بر روی یک چیز حساب می‌کنند؛ هومون دوپامین. هورمونی که بر اساس یک اصل کار می‌کند؛ پاداش.

در روزهای گذشته امیرحسین مقصودلو معروف به تتلو از طرفداران خود خواست زیر یکی از پست‌های اینستاگرام وی 10 میلیون کامنت بگذارند و تنها در این صورت آخرین آهنگ خود را منتشر خواهد کرد. طرفداران او نیز که خود را تتلیتی‌ها می‌نامند سنگ تمام گذاشتند و صفحه 2 میلیونی تتلو با 16 میلیون کامنت رکورد بالاترین کامنت زیر پست اینستاگرام را شکست. پیشتر این رکورد در دست کایلی جنز بود که 148 میلیون فالوئر داشت و با این وجود یکی از پست‌های او 9 میلیون 800 هزار کامنت دریافت کرده بود.

امیرحسین مقصودلو معروف به تتلو
امیرحسین مقصودلو معروف به تتلو

تتلو طرفداران مشتاقی دارد. لشکری از طرفداران که حاضرند برای او دست به هر کاری بزنند و با 2 میلیون جور همه را بکشند. می‌گویند انسان در جمع کارهایی را انجام می‌دهد که در شرایط فردی قادر به انجام آن نیست. آیا فضای مجازی جمعی تازه است؟! جمعی که نه تنها انسان در آن کارهایی را انجام می‌دهد که پیشتر از انجام آن ابا داشته است بلکه به دلیل خصلت پنهان بودن هویت حتی وجهی خطرناک از وجود پنهان آدمی را آشکار می‌کند؟ آیا ما در هفته گذشته شاهد تظاهراتی 15 میلیونی در فضای مجازی ایران بوده‌ایم که نه خواستی سیاسی یا اجتماعی را فریاد می‌زدند بلکه خواستی به غایت سطحی و دون‌پایه را به رخ می‌کشیدند. در غیاب هنر و تفکر و سیاست و دیگر جلوه‌های اصیل فرهنگ این شامورتی‌بازی‌ها است که به سطح می‌آید.

چه کسی بازی می‌خورد؟

تتلو چه قصدی از این کار دارد. شاید شخصیت به شدت نارسیسیت او، وی را به چنین درخواستی کشانده که با دو میلیون فالوئر انتظار 15 میلیون کامنت داشت و لشکر تتلیتی‌ها نیز به آن لبیک گفتند. اما چقدر باید چنین پدیده‌هایی را جدی گرفت. یکی از دوستان هنرمند جمله نغزی دروصف سلبریتی‌های اینترنتی گفت که در وصف حال امروز ما ایرانی‌ها بسیار می‌گنجد. “تبدیل شدن به سلبریتی شاید کار یک شب باشد. شما با ابزار الکترونیکی امروز دیگر نیازی به سفر ندارید و فرآورده‌های ذهنی شما به دست همه می‌رسد. اما هنرمند ماندن کار یک عمر است.” یا به قول صائب تبریزی وقتی که برف سرخ ببارد زآسمان / بخت سیاه اهل هنر سبز می‌شود”

به همین دلیل است که پدیده‌ها و مدهای یک شبه را نباید در دنیای مجازی زیاد جدی گرفت چرا که بر اساس اصل پاداش عمل کرده و همانگونه که یک شبه ایجاد می‌شوند چنانچه در مدتی از دیده بیرون بروند از دل نیز بیرون خواهند رفت. عملکرد دنیای مجازی با دنیای واقعی بسیار تفاوت دارد اما گره‌ها خوردگی‌ها و نشانه‌هایی را نیز دربر دارد. زنگ خطرهایی نشان از سطحی‌نگری، بی‌تفاوتی نسبت به واقعیت، اسیر جو و تبلیغات شدن و مانند آن. این شبکه‌ها –مشخصاً اینستاگرام- با قسمتی از مغز سرکار دارند که بخش تصویری مغز را درگیر خود می‌کند همانند تلویزیون. این رسانه‌ها به گفته مارشال مک لوهان متفکر علوم ارتباطات رسانه سرد محسوب می‌شود که مخاطب تنها گیرنده است و هیچ گونه تعاملی نمی‌تواند با آن داشته باشد. در عوض رسانه‌های نوشتاری و با خواننده تعامل برقرار می‌کنند و بخش تحلیلی مغز را به فعالیت وادار می‌کنند.

شبکه‌های اجتماعی
در این بازی خود سلبریتی‌ها نیز مهره‌ای از نظام عظیمی محسوب می‌شوند که هدف آن تنها سرچ و فقط سرچ بیشتر است. هرچه سطحی‌تر بهتر، هر چه کوتاه‌هر بهینه‌تر و هر چه تصویری‌تر و کاربرپسندتر در نتیجه گوگل‌پسند‌تر

در این بازی خود سلبریتی‌ها نیز مهره‌ای از نظام عظیمی محسوب می‌شوند که هدف آن تنها سرچ و فقط سرچ بیشتر است. هرچه سطحی‌تر بهتر، هر چه کوتاه‌هر بهینه‌تر و هر چه تصویری‌تر و کاربرپسندتر در نتیجه گوگل‌پسند‌تر. به همین دلیل است تبلیغ در گوگل از شکل مستقیم آن به محتوا محور تغییر می‌کنند و Content marketing در بورس راهکارهای بازاریابی دیجیتال قرار می‌گیرد. در سلسله مراتبی که گوگل تعریف کرده است نیز طبقاتی وجود دارد که با طبقات اجتماعی که ما تا کنون می‌شناختیم متفاوت هستند. سلبریتی‌ها، خوانندگان و هرکس که فالوئرهای میلیونی دارد طبقات بالا جامعه قرار دارند اما راکفلرها، کارنگی‌ها و بوش‌ها در دوران سرمایه‌داری دیجیتال دیگر خانواده‌های ثروتمند نیستند. شرکت‌های دیجیتالی هستند که در حال حاضر بزرگترین آنها شرکت گوگل است. شاید در آینده‌ای نزدیک همانگونه پروفسور عباس رجبی‌فر استاد ایرانی دانشگاه ملبورن زمانی به نویسنده گفته بود 65 درصد کودکان امروز در مشاغلی کار کنند که هنوز ابداع نشده است.

بنابراین چهره جهان به کلی در حال دگرگونی است و آنکس که فکر می‌کند دارد بازی می‌دهد درواقع خود بازی خورده است. بازی پدیده‌ بزرگتری به نام فناوری یا اسم درست‌تر آن تکنولوژی دیجیتال را. ابرقدرت امروز جهان آمریکا، چین و روسیه هیچ کدام نیستند. آقایان و خانم‌ها معرفی می‌کنم شما مدت‌ها است وارد عصر گوگل شده‌اید!

عالیجناب گوگل

انتقاد از گوگل تنها به شبکه جستجوگر با ظاهری بسیار ساده و دستگاهی عظیم و نهان در پس و پشت آن خلاصه نمی‌شود. گوگل اسم رمز نوع جدیدی از تمدن است که امروز بشر وارد آن شده است. تمدنی که دیگر صحبت از چپ سیاسی و راست سیاسی را ممتنع کرده است. تمدنی جهانی که صحبت از کشورها را هم ممتنع کرده و پسرک آفریقایی در کامرون که به اینترنت دسترسی دارد تا دختر اسکیمو در کانادا در این تمدن جهانی سهم دارند و اصلاً وارد آن شده‌اند. گوگل و فضای مجازی قوانین خاص خود را دارد که چندان نیز دموکراتیک نیستند بلکه بر اساس هشتگ‌ها و هوش مصنوعی خبری بالا می‌آید که شاید محلی از اعراب نیز نداشته باشد.

در این تمدن است که سلبریتی‌های نویتی ساخته می‌شوند که تا پیش از این محلی از اعراب نداشتند. کسانی قهرمان می‌شوند که 30 یا 20 سال پیش از این ناشناخته می‌مانند. این موضوع تنها در مورد ایران صدق نمی‌کند و پدیده‌ای جهانی است اما آنچه تفاوت را در ایران بارز کرده است سکوت هنرمندان و متفکران سپردن سکان کشتی فرهنگ به بی‌فرهنگان است. در عصر ستایش قدرت و ثروت که ما در آن به سر می‌بریم و در عصری که اختلاف طبقاتی جایگاه خود را از بین طبقات به میان کشورها نیز کشانده است کسی پیدا می‌شود تا 100 میلیون یورو از ثروت هنگفت خود را صرف بازسازی کلیسای نوتردام پاریس کند. البته درآمد فرانسیس هنری پینات به او اجازه داد تا 0.3 درصد از ثروت خانوادگی را صرف بازسازی به زغم خود “جواهر میراث فرانسه” نماید. البته اگر او مانند دیگر شهروندان فرانسوی درآمد می‌داشت و می‌خواست 0.3 درصد از ثروت خود را وقف چنین کاری کند چیزی بیشتر از 840 یورو نمی‌شد. جمع 840 یوروهای خانوارهای فرانسوی شاید به عدد قابل توجهی برسد اما چه کسی است که در قبال کمی ستایش و پرستش حتی و گذشتن از خطاهای مالیاتی و تضمین شهرت از خیر 100 میلیون یورو بگذرد.

Digital psychology
این سیستم به خودی خود کار نخواهد کرد و بلکه نیاز به کسانی است که قضاوت کنند و کسانی که مورد قضاوت قرار بگیرند و اینجا همان جایی است که عالیجناب گوگل قدرت بلامنازع خود را به منصه ظهور می‌رساند

امروز سلبریتی‌ها و شوهایشان شهروندان درجه یک تمدنی هستند که گوگل خدای آن است. سرمایه‌داری امروز، سرمایه‌داری دیجیتال است که خود را با اینستاگرام و یوتیوب و در یک کلام رسانه به خانه هر کدام از ما رسانده است و ما کارگران این سرمایه‌داری مجازی بعد از ساعت‌ها کار وقتی دیگر رمق فکر کردن به چیز دیگری نداشتیم خستگی‌هایمان را جلوی پرده‌ رنگین تلویزیون و یا گوشی‌ها چینی‌ساخت اپل به بطالت می‌گذرانیم.

در این پرده‌های رنگین چه می‌بینیم؟ انسان دوستانی را که میلیون‌ها دلار را صرف فقرا در آفریقا می‌کنند، سلبریتی‌های ایرانی را که که زندگی اشرافی خود را به رخ هموطنان خود می‌کشانند و در آخر از همه می‌خواهند برای کمک به کودکان فلان روستا و فلان مدرسه به بهمان حساب پول واریز کنند، فستیوال‌ها و کنفرانس‌هایی را که میلیون‌ها صرف آن می‌شود. ماشین‌های گران قیمت که در خیابان‌های شهر “دور-دور” می‌کند و لفظ “لاکچری” که مثل نقل محافل در زبان اهالی اینستاگرام و حالا بسیاری از سایت‌ها که نمی‌خواهند از قافله عقب بمانند رد و بدل می‌شوند.

فرهنگ امروز جهان ثروت و قدرت را می‌ستاید و آنکه از کیک ثروت و قدرت بهره‌ای نبرده‌ است درواقع لایق آن نبوده است، سواد آن را نداشته و به اندازه کافی زرنگ نبوده. این سازمان اجتماعی که نام آن را می‌توان توانگرسالاری (Meritocracy) گذاشت انسان‌ها را بر اساس نزدیکی و دوری آنها به آنچه جامعه امروز بشری می‌ستاید ارزیابی می‌کند و بر اساس همان معیارها نیز آنها را سزاوار ملامت می‌داند. شخصیت‌ آنها، توانمندی آنها، اعمال آنها، کنش آنها، کار آنها، جایگاه اجتماعی آنها، دانایی و شایستگی آنها تنها در قبال نزدیکی و دوری از این معیارهای قدرت و ثروت ارزیابی می‌شود و اگر خیر محلی از اعراب نخواهند داشت.

این سیستم به خودی خود کار نخواهد کرد و بلکه نیاز به کسانی است که قضاوت کنند و کسانی که مورد قضاوت قرار بگیرند و اینجا همان جایی است که عالیجناب گوگل قدرت بلامنازع خود را به منصه ظهور می‌رساند.

قبلی «
بعدی »

۱ دیدگاه

  1. تحلیل بسیار عالی و کاملی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer