شریعتی نامی که از چهره زمان پاک نمی‌شود - رسانه مجازی نیلسو

شریعتی نامی که از چهره زمان پاک نمی‌شود

  • توسط مونا محمدنژاد
علی شریعتی

سبزوار نام مردان تاریخ‌ساز زیادی را در تاریخ این مرز و بوم ثبت کرده است. از میان آن‌ها، مردی که نه چون ابوالفضل بیهقی و تاریخ‌نویس و محمود دولت‌آبادی رمان‌نویس بود و نه چون خواجه‌ نظام‌الملک توسی و بونصر مشکان وزیر و ملاهادی فیلسوف، او خودش بود؛ علی شریعتی. همان که از پله‌های فلسفه، دین، تاریخ، ادبیات، جامعه‌شناسی و … در 44 سال از عمر کوتاه ولی پربار خود بالا رفت و از همه آن‌ها برای رسیدن به آنچه نوگرایی و لزوم تغییر در اندیشه دینی می‌دانست به مثابه ابزاری بهره برد.

بیشتر بخوانید:

او که در روستایی در نزدیکی سبزوار به دنیا آمد ولی نامش در هر شهری از این سرزمین بر خیابانی نشسته است. علی شریعتی حالا دیگر پس از گذشت 42 سال از مرگش هر روز برای کشف و نقد اندیشه‌هایش چندین نشست، همایش، کارگاه و سخنرانی برگزار می‌شود. او و اندیشه‌هایش هنوز مورد انتقاد بسیاری از اندیشمندان و روشنفکران دینی معاصر است.

شاید بخش اعظمی از تفکر علی شریعتی نه وام گرفته از اقبال و عین‌القضات همدانی و نه لوئی ماسینیون، ژان پل سارتر (استادانش در دانشگاه سوربن) بود، بلکه پدرش اولین و آخرین آموزگار اوست. شریعتی ضمن سخنرانی‌هایی در حسینیه ارشاد به ترویج نواندیشی دینی پرداخت و بسیاری از اندیشه‌های رایج مذهبی را مورد نقد قرار داد تا آنجا که بسیاری از اندیشمندان و عوام با او به مخالفت برخاستند و جریان‌های مختلف در رد و تأیید او بر سر و سینه می‌کوفتند.

شریعتی در کنار همسرش، پوران شریعت رضوی و فرزندانش، احسان، سارا، سوسن و مونا
شریعتی در کنار همسرش، پوران شریعت رضوی و فرزندانش، احسان، سارا، سوسن و مونا

29 خرداد سالمرگ علی شریعتی است مردی که زندگی و اندیشه‌هایش پس از گذشت 40 سال هنوز محل داوری‌های بسیاری است؛ قشر روحانیون سنتی که او را مستحق حکم کفر و ارتداد می‌دانستند (حضرات آیات ابوالقاسم خویی، شهاب‌الدین مرعشی نجفی، مصباح یزدی، گلپایگانی و …)، مذهبیونی که او را نه تا مرز کفر ولی در حد اعوجاج و انحراف عقیدتی دانسته و مردم را از خواندن اندیشه‌های او پرهیز می‌دادند (علامه طباطبایی، دکتر بهشتی، سید حسین نصر و آیت‌الله مطهری) و چپ‌های محضی که او را نه مارکسیست کامل و نه مسلمان واقعی دانستند از یک طرف و از دیگر سو، طیفی که شریعتی خود در سلک آن‌ها قرار می‌گیرد یعنی امثال دکتر سروش که با بزرگداشت مقام اندیشه‌های او و ارج نهادن به مسیری که پیموده، او را گرفتار ایدئولوژی دانسته‌اند. (در کتاب فربه‌تر از ایدئولوژی) و به‌تازگی شاهد نقدهای کوبنده بنیادگذاران اندیشه ایران‌شهری به پیش‌قراولی دکتر سید جواد طباطبایی نیز بر او بوده‌ایم.

در اینجا به برخی از این دست اظهارات فهرست‌وار اشاره مختصری داریم:

1- در یکی از اسناد ساواک آمده است: شدیدترین وضع اختلافات بین طرفداران شریعتی و مخالفین وی فعلاً در مدرسه حقانی است، زیرا یکی از مدرسین آن مدرسه به نام مصباح یزدی که از مؤسسین در راه حق نیز می‌باشد، از مخالفین سرسخت شریعتی است. لذا طرفداران شریعتی در جلسات درس وی شرکت نکرده و مقالاتی را بر رد شریعتی می‌نویسد پاره می‌کنند و شاگردان مصباح هم مقالات شریعتی را پاره می‌کنند… (اسناد انقلاب اسلامی، ص368)

2- نظر علامه طباطبایی ضمن نامه‌ای آورده شده است: این‎جانب نوشته‎های دکتر شریعتی را هرگز تصدیق نکرده و چنین سخنی به احدی نگفته‎ام و نوع مطالب ایشان اشتباه و طبق مدارک دینی اسلامی غیرقابل‎قبول می‎باشد.

3- آیت‌الله مطهری در نامه‌ای به امام خمینی پیش از پیروزی انقلاب درباره شریعتی می‌نویسد: و خدا می‌داند که اگر خداوند نبود از باب ویمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین در کمین او نبود او در مأموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام می‌آورد.

همچنین در یکی از اسناد ساواک آمده است: به‌نظر می‌رسد جزوه‌ای در حال تدوین است که در این جزوه بر رد گفته‌های دکتر شریعتی مسائلی ذکر شده و در عین حال اشکالاتی را که بر او گرفته‌اند نگاشته شده است. جزوه مذکور توسط آقای روشن، پیشنماز مسجد الحسین، واقع در خیابان اقبال، پشت پارک خیام با همکاری عده‌ای از آقایان روحانیون از جمله آقای مطهری در حال تکمیل می‌باشد. (شریعتی به روایت اسناد ساواک، ج2، ص21)

4- جواد طباطبایی: اگر برخی‌ مباحث‌ سطحی ‌جامعه‌شناسی‌ دینی‌ را مانند شریعتی‌ ـ و به‌ تبع‌ او، سروش‌ که‌ در مقاله‌ای‌ که‌ ذکر آن‌ گذشت‌، عین‌ سخنان‌ شریعتی‌ را تکرار کرده‌ و متوجه‌ نشده‌ است‌ که‌ آن‌ سخنان‌ یکسره‌ فاقد معنا هستند ـ مشکل‌ سکولاریزاسیون‌ را می‌شد آسان‌تر حل‌ کرد. (همشهری)

5- حجه‌الاسلام محمدعلی انصاری با انتشار جزوه‌ای خطاب به او نوشت: تو به عنوان یک مؤمن و یک واعظ نباید محاسن خود را بتراشی، باید سخنرانی‌هایت را با نام خدا و پیغمبر شروع کنی، اهل بدعت را لعن و نفرین کنی، با ذکر مصائب امام حسین (ع) چشمان حضار را غرق در اشک و آه کنی و در پایان هم علاوه بر دعا برای سعادت مسلمانان از خدا بخواهی که در فرج امام زمان تعجیل فرماید. (مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد، ص384)

6- دیهیمی: شریعتی یک خطیب است. حالا بعضی‌ها به غلط او را روشنفکر می‌خوانند. یکی به من بگوید این چه جور روشنفکری است که هر جایی مصلحت می‌داند دروغ می‌گوید و برای پیشبرد اهدافش به‌راحتی وقایع را وارونه جلوه می‌دهد. اصلاً آدم از خودش خلق کرده بود و از زبان او حرف‌های خودش را نقل می‌کرد. این‌ها کار روشنفکر نیست. (خبرآنلاین، 1391)

دکتر چمران بر سر مزار دکتر شریعتی همراه با احسان شریعتی و یزدی
دکتر چمران بر سر مزار دکتر شریعتی همراه با احسان شریعتی و ابراهیم یزدی

در این میان، تعداد طرفداران او و بزرگانی که به نوعی دنباله‌رو و مسحور اندیشه او بودند نیز کم نیستند که در سال‌های دور و نزدیک به توجیه ایرادات وارد بر اندیشه و آثار او پرداخته‌اند.

1- آیت‌الله طالقانی در دانشگاه تهران: شریعتی در شک نماند به دنبال تحقیق رفت، تفکر کرد، اندیشید، هجرت کرد، با مردم دنیا و مکتب‌های مختلف آشنا شد به‌تدریج آفاق ذهنش باز شد و آنچه باید از یک اسلام متحرک انقلابی دریابد، دریافت و به کشور خود برگشت. ملتی را می‌توانست تغییر دهد و جوانان را از کاخ جوانان به حسینیه ارشاد کشید.

2- دکتر چمران در رثای شریعتی: ‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آن‌ها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آن‌ها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو درآوردی.

3- محمدجواد غلامرضا کاشی در گفتگو با ایکنا: شریعتی همچنان پل بود؛ پل میان دو جهان. امکانی برای گفت‌وگو و تعامل میان دو عالمی که هیچ یک از قلمرو فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ما بیرون نمی‌روند. ما شدیداً نیازمند احداث چنین پلی در جامعه امروزی ایران هستیم.

4- داوری اردکانی، استاد فلسفه: شریعتی بیهوده شریعتی نشده است. حرف‌هایی را که او در تاریخ زده است باید یک‌بار دیگر مورد تفکر قرار داد. شریعتی تتبع کرده است؛ حرف بی‌مدرک نزده، ولی غرض او تتبع تاریخی نبوده است. بلکه او حرف و نگاه دیگری به اسلام و تاریخ اسلام داشته که عرضه کرده است.

5- سروش دباغ: او یکی از شخصیت‌های مهم رفرم دینی بوده است، چیزی که ما به آن احتیاج داریم؛ یعنی تفسیرها و روایت‌های غیررسمی از دین. از این لحاظ شریعتی به مثابه شخصی که تحصیلات رسمی دینی و فقهی نداشت، بسیار در جامعه دینی ما مؤثر بود.

برخی هم در ضمن اظهارنظرهای خویش دوپهلو رفته و سخنان ضد و نقیض درباره شخصیت او بیان کرده‌اند.

همسر شریعتی،پوران شریعت رضوی در بهمن 1397 درگذشت 1024x646 - شریعتی نامی که از چهره زمان پاک نمی‌شود
همسر شریعتی،پوران شریعت رضوی در بهمن 1397 درگذشت

آنچه واقع‌بینانه به نظر می‌آید داوری شریعتی در تاریخ و جغرافیای اندیشگی و زیستی او است. اگر با این دیدگاه به کندوکاو در آرای او بنشینیم، درمی‌یابیم که شریعتی حجمی از مسیر احیای تفکر و روشنفکری دینی را پیموده است و باید سهمی از آنچه امروز بدان رسیده‌ایم مدیون اندیشه‌های او بدانیم؛ هرچند که امروزه از آن اندیشه‌ گذر کرده باشیم و ایده‌های او را به تاریخ پیوسته بدانیم و هرچند امروز نمی‌توانیم با اندیشه‌های او کاملاً همسو شویم چون بسیاری از روشنفکران ما روشنفکری و دین را در تضاد با هم می‌دانند و نه با ایدئولوژی‌سازی میانه‌ای دارند، ولی در مجموع اکنونی که در آن هستیم به پشتوانه مسیری است که از یکسو از سیدجمال‌الدین اسدآبادی تا سروش و شبستری و از دیگر سو، از آقاخان کرمانی و آخوندزاده تا ماشاءالله آجودانی و فریدون آدمیت و از طرف دیگر، از امثال داور، فروغی و تقی‌زاده تا سید جواد طباطبایی آغاز شده است.

اگر منصفانه بنگریم شریعتی سهمی چشمگیر در این کاروان اندیشه ایرانی مدرن دارد.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer