مهدورالدم؛ توجیهی برای کشتن و نجات قاتل - رسانه مجازی نیلسو

مهدورالدم؛ توجیهی برای کشتن و نجات قاتل

در عصر دانستن و تفکر باید در مواجهه با هر چالشی، ذهن را به تاریخ ارجاع داد و از دل روایات تاریخی مردم سرزمین خود، نمونه‌هایی را یافت که این رویارویی را منطقی‌تر سازد.

  • توسط مونا محمدنژاد
مطلب اصلی 6 - مهدورالدم؛ توجیهی برای کشتن و نجات قاتل

محمدعلی نجفی، چهره پاک‌دست سیاسیون اصلاح‌طلب که هر بار بر سرپیچی قرار می‌گرفتند، او را که از همه یقه‌سفیدتر بود از پستو خارج کرده و به میدان وارد می‌کردند، حالا با اتفاقی که در زندگی‌ شخصی‌اش رقم خورد، جبر روزگار او را از پستوی پاکیزه اصلاح‌طلبان به پیراهن خون‌آلود عثمان بدل کرده است.

بیشتر بخوانید:

واژه مهدورالدم که سال‌ها محجور و بلااستفاده مانده بود و شاید بسیاری از ما و جوانان حتی یکبار هم آن را نشنیده بودیم و تنها در ماجرای سلمان رشدی، نویسنده پاکستانی آیات شیطانی که با حکم امام خمینی مهدورالدم اعلام شده بود، چنین حکمی به‌صورت رسمی و از جانب یکی از علمای اسلام در دوره معاصر ولوله‌ای برپا کرد، اکنون در ماجرای مبهم قتل همسر محمدعلی نجفی به دست او و ادعایی که این روزها مدام شنیده شده، این واژه به کار می‌رود.

videoblocks bloody knife falls slow motion 2000fps b3so41kpg thumbnail full10 1024x576 - مهدورالدم؛ توجیهی برای کشتن و نجات قاتل
دگراندیشی چه به معنای مثبت و چه منفی در میان بسیاری از گروه‌های دینی تندرو و رادیکال پذیرفته نبوده و مرگ‌های دردآوری را برای فرد به همراه داشته است

در اسلام مهدورالدمی بنا بر شرایط و ضوابطی خاص باید از سوی قضات و عالمان واجدالشرایط اعلام شود، ولی در طول تاریخ از این حکم فقهی و دینی بهره‌برداری‌های زیادی در حذف دگر‌اندیشان شده‌ است؛ از سهروردی، عین‌القضات و حلاج گرفته تا کسروی و شریعتی.

دگراندیشی چه به معنای مثبت و چه منفی در میان بسیاری از گروه‌های دینی تندرو و رادیکال پذیرفته نبوده و مرگ‌های دردآوری را برای فرد به همراه داشته است؛ مرگ‌هایی که اگرچه باید برای خاموش کردن تفکر منفی به زعم کشندگان بهره‌برداری می‌شد، اما باعث ایجاد حس ترس و همدردی با مقتول می‌گشت. در ماجرای مذکور قتل میترا استاد، سخن از دگراندیشی نیست ولی اندیشه یکی از علل اعلام حکم مهدورالدم بودن است که پررنگ‌تر و شناخته‌شده‌تر از سایر دلایل برای این امر به کار گرفته شده است.

در این مطلب نه سعی داریم تفکر مقتول و نه فعل قاتل را سرزنش کنیم، بلکه هدف این است که در روزگار دگراندیشی‌ها، با پرهیز از هر خشونت و قضاوتی به مطالعه مختصر تاریخ این موضوع بپردازیم.

تاریخ و ایرانیان مهدور الدم

ابن‌مقفع با نام ایرانی روزبه، نویسنده و مترجم بزرگ ایرانی که اگرچه ادبیات فارسی و عربی بیش از هر کس دیگر وامدار ترجمه‌ها و نثر فاخر اوست، ولی نامش و رویداد پایانی زندگی او در ابهام قرار گرفته و بسیاری از منابع تاریخی با برچسب زندیق به ذکر کوتاهی از مرگ او بسنده می‌کنند.

در لغت‌نامه دهخدا ذیل نام او دلیل کینه منصور دوانیقی، دومین خلیفه عباسی را نوشتن امان‌نامه‌ای با لحنی گستاخ دانسته است. سپس او به حاکم بصره دستور داد تا ابن‌مقفع را بکشد؛ البته چنان‌که رسم بسیاری از اهل ادب و طنزپردازان بود، ابن‌مقفع حاکم بصره و بسیاری از افراد ذی‌نفوذ را مسخره می‌کرد که همین امر باعث شده بود به کشتن او با شدت و حدت زیادی بپردازند. در برخی منابع آمده است که او را تکه‌تکه کرده و در تنور سوزاندند و حاکم بصره اعلام کرد که چون زندیق (کافر) و مایه فساد جوانان بود نیازی به دادرسی وجود نداشت.

حسین بن منصور حلاج صوفی و زاهدی بود از اهالی فارس که دکان حلاجی (پنبه‌زنی) داشت. درباره مرگ او افسانه‌های زیادی وجود دارد از جمله اینکه او مدام ندای اناالحق سر می‌داد و متشرعین و دینداران آن را کفر می‌دانستند؛ به همین دلیل، با تحریک خلیفه عباسی، حکم کفر، ارتداد و مهدورالدم بودن او را گرفته و حامد بن عباس، وزیر المقتدر عباسی او را مانند ابن‌مقفع مُثله (تکه‌تکه کردن اعضای بدن) کرد و سوزاند و در نهایت خاکسترش را به دجله ریخت.

حافظ درباره حلاج می‌گوید:

گفت آن یار کزو گشت سرِ دار بلند                  جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

635990036846533087 1024x753 - مهدورالدم؛ توجیهی برای کشتن و نجات قاتل
در اسلام مهدورالدمی بنا بر شرایط و ضوابطی خاص باید از سوی قضات و عالمان واجدالشرایط اعلام شود، ولی در طول تاریخ از این حکم فقهی و دینی بهره‌برداری‌های زیادی در حذف دگر‌اندیشان شده‌ است

شیخ شهاب‌الدین سهروردی، مبدع فلسفه اشراق و صاحب کتب بسیاری در منطق، الهیات و فلسفه که مورد مخالفت علمای حلب قرار گرفت و آن‌ها از صلاح‌الدین ایوبی خواستند تا او را که گفته‌ها و افکارش را خلاف دین و موجب گمراهی می‌دانستند، بکشد.

عین‌القضات همدانی، قاضی، فیلسوف و عارف قرن ششم هجری، که تحت‌تأثیر حسادت جمعی دین‌فروشان به مرگ محکوم شد و به دلیل ناآگاهی عوام از شأن و مقام علمی‌اش، ابتدا شمع‌آجین و سپس به دار آویخته و در نهایت جسدش سوزانده شد. مرگ او نمونه کاملی از بی‌عدالتی حاکمان و جهالت مردمان زمانش بود که به‌عنوان یکی از سخت‌ترین مرگ‌ها در تاریخ پس از اسلام از آن یاد می‌شود.

مهدورالدمی؛ دستاویز تاریخ معاصر

مهدورالدم بودن در طول تاریخ قربانیان زیادی داشته است که برخی طبق این حکم، بحق و با اجرای کامل موازین و شرایط اسلامی رخ داده‌اند و برخی نیز با اتهامات در ظاهر دینی و در واقع شخصی یا گروهی انجام شده‌اند.

ترور احمد کسروی، نویسنده و مورخ دگراندیش که با پرداختن به نقد برخی باورهای دینی با قرائت شیعی به دست فداییان اسلام کشته شد.

علی شریعتی، نواندیش دینی و احمد قوام، نخست‌وزیر پهلوی نیز از جمله افرادی بودند که در برهه‌ای صحبت بر سر حکم ارتداد و مهدورالدم لودن آن‌ها وجود داشت ولی علمای عصر با این گفتگو همراهی نکردند و همین تشتت آرا باعث شد که از مرگ آن‌ها جلوگیری شود.

شیخ فضل‌الله نوری، روحانی دوره مشروطه که با اصرار بر گنجاندن لفظ مشروعه در متمم قانون اساسی و مخالفت‌هایی با مشروطه‌چیان در دادگاهی با حکم شیخ ابراهیم زنجانی به مرگ محکوم شد؛ البته در این میان نام‌های گمنام نیز بسیارند که قربانی اندیشه و فعل خود شده و در دل تاریخ ناپیدا شدند.

1398042212183537517869114 - مهدورالدم؛ توجیهی برای کشتن و نجات قاتل
محمدعلی نجفی در اولین جلسه دادگاه

این شیوه حذف در دوره حاکمیت کلیسا هم رواج بسیاری داشت که مذهبیون اندیشه‌های عالمان و دانشمندان را علت گمراهی آنان و مبادرت به ترویج این گمراهی در بین اقشار مردم می‌دانستند و حکم به اعدام آنان می‌دادند. از جمله معروف‌ترین این افراد می‌توان به گالیله اشاره کرد (البته وی با رد ادعای علمی خود از مرگ نجات یافت) و حتی می‌توان تاریخ را پس‌پس رفته و به سقراط و محاکمه تاریخی او رسید که دلیل اصلی قاضیان برای خوراندن شوکران به او این بود که موجبات فساد افکار جوانان را فراهم می‌آورد.

اگر به بازخوانی تاریخ معاصر پس از انقلاب بپردازیم، درمی‌یابیم محمدعلی نجفی در میان افراد مشهور تنها کسی نیست که پس از قتل همسرش، میترا استاد که زوایای ناشناخته زیادی دارد و بی‌شک گذشت زمان آن‌ها را روشن خواهد کرد، دلیل قتل صورت‌گرفته را مهدورالدمی مقتول دانسته است، بلکه سال‌ها پیش در دهه 70 نیز یکی از اعضای حزب‌ جمهوری اسلامی و از کاندیداهای اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 1358، جلال‌الدین فارسی هم که به‌علت داشتن تابعیت افغانستانی رد صلاحیت و از دور انتخابات کنار گذاشته شد در نزاعی موجب قتل فردی در حوالی طالقان شده بود که در یکی از جلسات دادگاهش، ضمن دفاع از خود بیان داشت که مقتول را به‌علت مهدورالدمی به قتل رسانده است.

اینکه آیا مقتول داستان پرتکرار محمدعلی نجفی، سیاستمدار کهنه‌کار مهدورالدم بوده یا خیر، قضاوتی است که نه بر عهده افکار عمومی و نه بر عهده قاتل بوده و هست، بلکه اگر در شرایط اعلام این حکم مطالعه‌ای داشته باشیم درخواهیم یافت که مجری و قاضی حکم مهدورالدمی باید دارای شرایط خاصی باشند تا بتوانند چنین حکمی را صادر و اجرا کنند.

منابع برای مطالعه بیشتر:

محاکمه قانون، وحید پوراستاد

تاریخ سخت‌کشی، عباسقلی غفاری فرد

روزنامه یاس‌نو، 8 خرداد 1382

دو قرن سکوت، عبدالحسین زرین‌کوب

تذکره‌الاولیا، عطار نیشابوری

صوفیان شهید، مصطفی علیپور

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer