نازیبایی هنرمندانه از روزمرگی‌های شهری - رسانه مجازی نیلسو

نازیبایی هنرمندانه از روزمرگی‌های شهری

  • توسط صابر صادقی
هانی نجم هنرمندی است که در آثارش به زندگی روزمره ساکنان شهرها می‌پردازد و آن را به قالب هنر وارد می‌کند.

مجموعه‌ای از ده‌ها بلیت‌ اتوبوس و مترو در کنار هم که روی هر یک از آن‌ها چهره‌ای طراحی شده است. این تصویری است ساده از واگویه‌های شخصی که محتوای زندگی بسیاری از مسافران و همشهریان ما را به تصویر می‌کشد. هر یک تصویری است از چهره‌های غمزده و خسته مردم شهر که از سویی به سوی دیگر می‌روند و ترافیک، گرما و فشار اتوبوس و مترو را تحمل می‌کنند و زندگی شهری را هر یک به نوعی تاب می‌آورند. این اثر مربوط به دورانی است که شهروندان هنوز از بلیت‌های کاغذی استفاده می‌کردند و ادبار دیجیتالی بر سر مردم هوار نشده بود؛ چشم‌ها روی صفحه گوشی‌ها قفل نمی‌شد و نگاه‌ها با هم گره می‌خورد و تلاقی می‌یافت. گرچه چشم‌ها و چهره‌ها همگی خبر از خوشکامی و خوشرویی ندارند، همانگونه که در واگویه‌های هانی نجم نیز هویدا است.

بیشتر بخوانید:

واگویه‌های شخصی جمعیتی انبوه

WhatsApp Image 2019 06 09 at 01.43.53 1 1024x691 - نازیبایی هنرمندانه از روزمرگی‌های شهری
پرتره‌هایی از مسافران روی بلیت‌های مترو

هانی نجم هنرمندی است که در آثارش به زندگی روزمره ساکنان شهرها می‌پردازد و آن را به قالب هنر وارد می‌کند. روایت‌هایی صادق و صمیمی از زندگی روزمره که به گفته امید شمس، علی‌رغم سادگی ظاهر دارای پیچیدگی هستند! بنابراین اگر بنا بود من اسم یا عبارتی برای نمایشگاه او پیشنهاد کنم، عبارت «واگویه‌های شخصی جمعیتی انبوه» را پیشنهاد می‌کردم؛ چراکه به نظرم، این عبارت کلیت آثار هانی را در برمی‌گیرد.

تجربه هانی نجم منحصربه‌فرد است و فارغ از تعارفات و انتظارات زیبایی‌شناختی مخاطبان، او کار روی زباله‌ها و پسماندها را برگزیده است؛ محصولاتی انسانی که درعین‌حال که از وجهی عمومی نیز برخوردارند، حاصل نیازهای شخصی هستند. انسان امروز سعی در زدودن و پنهان کردن و نادیده‌گرفتن آن‌ها دارد و درعین‌حال، از آن‌ها راه گریزی هم ندارد.

 هانی نجم با انتخاب زباله چه پیامی را می‌خواهد برساند؟ انتخاب این فرم و محتوا ارتباط وثیقی با زندگی روزمره انسان دارد؛ به‌ویژه امروز که تقریباً تمامی حضور انسان مدرن و به تبع آن ایرانیان در هر گوشه از کشور و حتی جهان با تولید زباله روبه‌رو است و رد زباله را به غیر از شهرها می‌توان در ساحل دریا، جنگل‌ها، دشت‌ها، کویر و حتی مناطق حفاظت‌شده نیز یافت. می‌توان گفت نقد نحوه زندگی روزمره ما ایرانیان در آثار هانی نجم نمایان شده است. این نگاه زیست‌محیطی در دیگر آثار او نیز قابل رصد است؛ جایی که گاوها را در گسترده‌ای از شهر تهران به تصویر می‌کشد. تقابل شهر و محیط‌زیست از تضادی پرده برمی‌دارد که شهروندان این شهر خشمناک تجربه می‌کنند.

در آثار این هنرمند، محیط‌زیست و هنر با هم از در دوستی درمی‌آیند و تلاش می‌شود پیوندی که در زندگی واقعی بین این دو دیده نمی‌شود به دنیای تصاویر خلاق کشیده شده و زباله مانند مواد و مصالحی گرانبها برای هنر به‌کار برده شود تا ارزش‌های زیبایی‌شناسی را از دل زشتی‌های قراردادی بیرون کشیده و به نمایش گذاشته باشد.

25 1024x683 - نازیبایی هنرمندانه از روزمرگی‌های شهری
هانی نجم در کنار تابلوی خود در گالری آرتلند

علیه شهر یا علیه این شهر

روایت‌های نجم از شهر و زندگی شهری همدلانه نیست. گرچه هنر او در زندگی روزمره شهری ریشه دارد اما در آن نشانی از علاقه به شهروندی و شبکه انسانی و شهری که انسان مدرن را می‌آفریند نیست. گویا برای او مهم‌تر این است که در این دوران بی‌معنایی انسان به اصالت خود بازگردد و اصالت چیست و در کجاست؟! او به شیوه غرولندهای عوامانه یا ارتجاع سنت‌گرایانه سخن نمی‌گوید؛ غرولندهایی که راه‌حل را در بازگشت به ریشه‌ها و زندگی روستایی یا شاید حتی پیش‌تر از آن می‌بینند. او در آثار خود برمی‌نمایاند که شکل درست و زندگی اصیل در محیطی انسانی‌تر قرار دارد. اتفاقاً همین اعتنا به مردم و زندگی روزمره آن‌هاست که به آثار او جلوه‌ای انسانی و درعین‌حال مدرن می‌بخشد. خواسته او درواقع اصالت دادن به انسان مدرن در همین زندگی شهری است. در نظر او، نوع‌دوستی در این شهر جایی ندارد و کلیتی است متشکل از «ده‌ها، هزاران، میلیون‌ها جزء درمانده» که ازدحامی را می‌آفرینند که «وجدان را بلعیده، علاقه انسانی را قورت داده و جایشان استخوان سفت‌وسخت بی‌تفاوتی را قر کرده است.»

او با بی‌تفاوتی و منفعل بودن جامعه شهری مدرن می‌ستیزد و آن را در آثارش به نقد می‌کشد و «با همان تنهایان» را در قابی کنار هم می‌گذارد تا غربت انسان شهری را با خودش و دیگران به نمایش بگذارد.

WhatsApp Image 2019 06 09 at 01.42.00 1 1024x1024 - نازیبایی هنرمندانه از روزمرگی‌های شهری
پرتره‌هایی از مسافران روی بلیت‌های مترو در کنار کارت‌های بازی (چقدر زندگی این انسان‌ها اسیر بازی‌های زمانه است)

نجم خود می‌گوید: ما شهروندیم! شهروندی یعنی تک پرتره من در کنار هزاران پرتره دیگر که اصلاً کاری به کار هم نداریم، مگر آنکه منافعمان در هم گره بخورد، یا در هم به خطر بیفتند یا حتی سایه‌هایشان به خون هم تشنه و همدیگر را نشانه رفته باشند.

روایتی است که ریشه در تلقی ما از یکدیگر در این شهر پرهیاهو و کنش متقابل شهروندان دارد؛ شهروندانی که اعتماد و جمع‌اندیشی از میان آن‌ها رخت بربسته و جای خود را به توده‌ای بی‌شکل داده است که مسیر حرکت خود را ویران می‌کند و به سمتی بی‌هدف پیش می‌رود. این روایت بیشتر شبیه روایتی غربی بعد از جنگ جهانی دوم است که واقعیت عصر مدرن بر حقیقت رؤیای توسعه فائق آمد و انسان غربی با وحشت کارخانه پیشرفت آشنا شد؛ پیشرفتی که این‌بار در همه زمینه‌ها رخ نمود و کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی به کارخانه تولید انواع سلاح بدل شدند و تا شهرنشینی و مدنیت را نه توسعه دهند، بلکه متوقف کنند.

روایت ایرانی اما از ابتدا با هول و وحشت همراه بوده است. ما طعم پیشرفت و ترقی غربی را با گلوله‌های توپ عثمانی و پس از آن روسیه تزاری چشیدیم که بر سرمان می‌ریختند و بخش‌هایی از فرهنگ و شهرهای ما را می‌بلعیدند و به همین دلیل، از همان ابتدا این روایت در نظر ما خوش‌آهنگ‌تر آمد.

ایرانی‌ها به وقت‌شناسی معروف نیستند و ما همه شتابزده‌ایم. این حرکات سرسام‌آور در خودروهای شخصی و پیشی‌گرفتن در مترو اگر برای بهره‌وری بیشتر و بهتر یا توسعه نباشد که نیست، پس از چه رو است. نجم از خود می‌پرسد: ما شهروندیم؟ فقط و فقط به آن خاطر که در شهر زندگی می‌کنیم و زندگی در اینجا بر ما سوار است و با سرعتی سرسام‌آور برای خودش می‌تازد.

هنر چیزی نیست جز بازتابی از زندگی

WhatsApp Image 2019 06 09 at 02.01.52 491x1024 - نازیبایی هنرمندانه از روزمرگی‌های شهری
نمونه‌ای دیگر از این مجموعه که در آن‌ها پرتره‌ها با طیفی وسیع از زنگ‌های تند و نقش‌های ساده به تصویر کشیده شده‌اند

درمی‌یابیم چرا این هنرمند این هجمه از تصاویر نازیبا و تکراری را دستمایه قرار داده است؛ محیطی آکنده از سیمان و آهن و چهره‌های عبوس و درهم؛ بیرنگی در لباس‌های تیره، ساختمان‌های خاکستری و خودروهای سفید؛ شهرهای ایران زشت‌اند و مردمان آن مضطرب. تعجبی ندارد چرا هنرمند چنین بیانی را برای خلق اثر هنری خود انتخاب کرده است.

«آدم‌هایی در خود فرورفته با چهره‌هایی محو که بی‌هویتی را به ما القا می‌کنند. با دست‌های چنگک‌مانند خود تقلا می‌کنند تا از این چاه بیهودگی رهایی یابند و در جایی دیگر پیکرهایی می‌شوند بی‌جان، روی میله‌های اتوبوس که بی‌رمق آویزان‌اند. گاهی فضای اطراف این جسدها محو می‌شود و خود پیکرها خودنمایی می‌کند و دست‌های چنگک‌مانندشان تبدیل به بال‌هایی می‌شود تا شاید تنها راه رهایی از این فضای دل‌مرده پریدن باشد، چراکه نمی‌توان از درون هیچی گذشت، چراکه هیچی هیچ است.»

در یکی از این آثار طیفی وسیع از پرتره‌ها با رنگ‌های تند و طرح ساده به تصویر کشیده شده‌اند. تصاویری که اوج عصبیت‌های انسان امروز را نشان می‌دهند و حسی تشویش‌آمیز را به بیننده منتقل می‌کنند؛ عصیانی که روی کاغذ ریخته شده است و انتقاد از شهوتی که نمی‌آفریند بلکه فقط پنجه می‌کشد.

ایوان کلیما باور داشت هر شهری مانند یک آدم است و برای ارتباط با او باید هویت خاص و استثنایی او را شناخت. این آثار و این نقاشی‌های روح و هویت شهر ما را به تصویر می‌کشند و دریچه‌ای را برای شناخت خود جمعی‌مان به روی ما می‌گشایند. با کنار هم گذاشتن این پرتره‌های شخصی و این آدم‌های بی‌حرف و ساکت هانی نجم روح شهر خود را به تصویر کشیده است. هدف هم شاید همین باشد؛ چاره‌جویی در برابر این توده خشمگین بی‌روح.

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer