نرگس آبیار، چهره مؤثر سینمای ایران: دنیایی زنانه و سینمایی قصه‌گو - رسانه مجازی نیلسو

نرگس آبیار، چهره مؤثر سینمای ایران: دنیایی زنانه و سینمایی قصه‌گو

نرگس آبیار در مراسم پایانی دومین دوره جایزه آکادمی سینما سینما از سوی 207 روزنامه‌نگار به عنوان چهره مؤثر سینمای ایران در سال 1397 انتخاب شد. مروری بر کارنامه او نشان از اتفاقی ویژه برای آبیار در طول سال‌های اخیر دارد.

چهره مؤثر سینمای ایران

مراسم پایانی دومین دوره جایزه آکادمی سینماسینما شامگاه شنبه ۱۹ مردادماه در هتل پارسیان انقلاب تهران برگزار شد. جایزه آکادمی سینما سینما یک جایزه خصوصی مربوط به فیلم‌هایی است که در طول یک سال اکران می‌شود و دومین دوره این مراسم نیز به فیلم‌های سال ۱۳۹۷ اختصاص داشت. فیلم‌هایی که با رأی اعضای ۸۶ نفره آکادمی سینما سینما در ۸ رشته سینمایی نامزد و در نهایت بهترین‌ها انتخاب می‌شوند.

بیشتر بخوانید:

 هنرمندان سینما در رشته های مختلف، برخی منتقدان و صاحب‌نظران، اساتید دانشگاه در رشته‌های مرتبط و فعالان عرصه فیلم کوتاه و مستند در آکادمی سینما سینما حضور دارند و آن‌گونه که مسئولان برگزاری این مراسم توضیح داده‌اند در این آکادمی هر عضو می‌تواند در رشته‌های اعلام‌شده سه انتخاب با رعایت اولویت داشته باشد. به رأی هر هنرمندی در رشته تخصصی خود، ضریب تعلق می‌گیرد و آرای او در دیگر رشته‌ها بدون ضریب محاسبه می‌شود. هیچ کدام از هنرمندان نمی‌توانند به خود یا عوامل فیلمی که به نحوی در آنها شرکت داشته‌اند، رأی دهند.

اما در دومین دوره این جایزه علاوه بر انتخاب برترین‌های سال ۹۷، اتفاق مهم دیگری نیز رخ داد و آن انتخاب چهره مؤثر سینمای ایران در سال ۹۷ بود. در مراسم امسال ۲۰۷ روزنامه‌نگار به طور آزاد به هر چهره سینمایی که احساس کردند در سینمای ایران مؤثر است، رأی دادند. آرایی که در نهایت به انتخاب نرگس آبیار به عنوان چهره مؤثر سینمای ایران در سال ۱۳۹۷ منجر شد.

این کارگردان ۴۸ سینمای ایران از ابتدای دهه ۹۰ با چهار فیلم بلندی که ساخته به عنوان یکی از چهره‌های مطرح سینمایی شناخته شده و اکنون به جایی رسیده که در یک جشن مربوط به بخش خصوصی سینمای ایران و توسط ۲۰۷ روزنامه‌نگار به عنوان چهره مؤثر سینمای ایران در سال ۹۷ انتخاب می‌شود. اما نگاهی به کارنامه آبیار نشان می‌دهد که او راه خویش را به‌تدریج طی کرده و اکنون موفق به دریافت چنین جایزه‌ای شده است.

رمان‌نویسی: آغاز راه

آبیار که دانش‌آموخته رشته ادبیات فارسی است، داستان‌نویسی را از سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. او در ابتدای کار رمان‌هایی برای کودکان و نوجوانان می‌نوشت اما به‌تدریج کتاب‌هایی نیز برای بزرگسالان منتشر کرد. مجموعه داستان‌های دوخط که در سال ۱۳۷۸ منتشر شد، اولین اثر آبیار بود که در دسترس مخاطبان قرار می‌گرفت. به‌تدریج تمام سال‌های دهه ۸۰ رمان‌ها و داستان‌های زیادی از آبیار در دسترس اهالی کتاب قرار گرفت. او در سال ۱۳۸۲ با نوشتن رمان کوه روی شانه‌های درخت، که مضمونی درباره جنگ هشت‌ساله ایران و عراق داشت، موفق شد که برنده هشتمین جایزه جشنواره کتاب دفاع مقدس شود. او در طول سال‌هایی که به عنوان نویسنده کتاب‌های ادبی فعالیت می‌کرد همچنان در هر دو حوزه کودک و نوجوان و بزرگسالان به کار خود ادامه داد. اتفاقی که خیلی زود آبیار را به یکی از نویسنده‌های شاخص حوزه ادبیات داستانی و رمان تبدیل کرد.

ساخت فیلم کوتاه و مستند: سکوی پرش

نرگس آبیار از سال ۱۳۸۵ با فیلم کوتاه داستانی بن‌بست مهربان نشان داد که سودای دیگری غیر از نویسندگی در سر دارد. او به سمت ساخت فیلم کوتاه و داستانی متمایل شده بود و با همین اولین اثر موفق شد که برنده بهترین فیلم کوتاه داستانی از جشنواره ستایش شود و در چند جشنواره بین‌المللی نیز حضور پیدا کند. اما این پایان کار آبیار نبود.

او در سال ۱۳۸۷ با ساخت مستند یک روز پس از دهمین روز دروازه‌های موفقیت را به روی خویش باز کرد؛ مستندی که در بیش از ۳۵ جشنواره جهانی شرکت کرد و جوایز متفاوتی را نیز برای کارگردان خود به ارمغان آورد. برنده بهترین مستند جشنواره اسماعیلیه مصر، جایزه بزرگ جشنواره باتومی گرجستان، جایزه موفقیت سینمایی جشنواره آزا یونان، دیپلم افتخار از جشنواره ایوگانی ایتالیا و بهترین مستند همایش تصویر عاشورا بخشی از جوایزی بود که آبیار در این جشنواره‌ها به دست آورد.

موفقیت مستند یک روز پس از دهمین روز آبیار را برای ساخت مستندهای دیگری ترغیب کرد و به این ترتیب او مستند روز پایان را در سال ۱۳۸۷ ساخت که توانست جایزه بهترین مستند نیمه‌بلند جشنواره سینما حقیقت را به دست آورد. مستندهای مادرِشهر و شیرپوشان به همراه فیلم کوتاه داستانی ناسور دیگر آثاری بود که آبیار در سال‌های بعد ساخت تا به‌تدریج برای ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خود آماده شود؛ فیلمی که با حضور در جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۱ نوید ظهور یک کارگردان متمایل به سینمای قصه‌گو را می‌داد.

اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند

اولین فیلم نرگس آبیار را یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران دانست که داستانی یک خطی و شاید کم‌اهمیت دارد اما آبیار با هوشیاری در مواجهه با کاراکتر اصلی داستان آن را به روایتی تبدیل می‌کند که می‌توان به راحتی همراهش شد. این فیلم در مورد زنی باردار به اسم لیلا (با بازی گلاره عباسی) است. او با مشکلی دست به گریبان است که اگرچه کوچک و بی‌اهمیت به نظر می‌رسد اما برای او بزرگ است. داستان یک زن باردار که با مشکلاتی در زندگی شخصی خود روبه‌روست و سعی می‌کند در عین حالی که مشکلات زیادی دارد اما بر آنها فائق آید.

اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند با همه ویژگی‌هایی که داشت، نوید ظهور یک فیلمساز شاخص در سینمای ایران را نمی‌داد.
اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند با همه ویژگی‌هایی که داشت، نوید ظهور یک فیلمساز شاخص در سینمای ایران را نمی‌داد.

اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند را هر چند می‌توان شخصی‌ترین فیلم آبیار قلمداد کرد که مولفه‌های یک اثر داستانی بر مبنای رمان‌های خود را در آن گنجانده اما به همان نسبت تلاش می‌کند تا با کمترین جزییات یک فیلم سینمایی را سرپا کند. اتفاقات داستان همان‌طور که اشاره شد شاید از دید مخاطب اهمیتی نداشته باشند، اما از دیدگاه یک زن باردار هر یک از آنها مصیبتی بزرگ به حساب می‌آید. به این اعتبار می‌توان اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند را یکی از زنانه‌ترین فیلم‌های سینمای ایران در سال‌های اخیر به حساب آورد.

آبیار در این فیلم با گرفتن بازی درست از گلاره عباسی که نقش حساس و ظریفی بازی می‌کند، حداقل کاری که انجام می‌دهد نشان دادن جزییات دغدغه‌های یک زن باردار حاضر در یک محیط سنتی است. اما اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند با همه ویژگی‌هایی که داشت، نوید ظهور یک فیلمساز شاخص در سینمای ایران را نمی‌داد. این فیلم هر چند موفق شد جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم کرتل زنان فرانسه در سال ۲۰۱۵ را نیز به دست آورد، در بهترین حالت یک فیلم اول بود که درست ساخته شده ولی هیچ‌یک از مولفه‌های شاخص بودن را برای کارگردان خود به ارمغان نمی‌آورد.

به نظر می‌رسید که آبیار پس از این فیلم به همان فضای رمان‌نویسی بازخواهد گشت یا اینکه اگر قصد دارد در سینما بماند به کارگردانی معمولی تبدیل خواهد شد. اما این پایان داستان نبود و سال بعد آبیار با فیلمی به جشنواره فیلم فجر قدم گذاشت که دیگر می‌شد او را در زمره افراد شاخص سینمای ایران دسته‌بندی کرد.

شیار ۱۴۳

 فیلم دوم نرگس آبیار با همه تفاوت‌هایی که با فیلم اولش داشت، اما باز هم از همان جهان قصه‌گوی ذهن نویسنده‌اش می‌آمد. آبیار در شیار ۱۴۳ خانواده‌ای را در استان کرمان روایت می‌کرد که هم‌نشینی اجزای آن پیش از روایت داستان اصلی جذاب‌ترین بخشش بود. مَش الفت (با بازی مریلا زارعی) مادری است که با تلاش فراوان دو فرزندش را بزرگ کرده است. درحالی‌که مادر او نیز در کنار آنها زندگی می‌کند. فیلم با روندی سریع داستان زندگی مش الفت و اعضای خانواده‌اش را در دوره‌های زمانی متفاوت نشان می‌دهد تا به دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق برسیم. پسر مش الفت عزم جنگ می‌کند و پس از چند بار رفت و برگشت از جبهه، دیگر به خانه برنمی‌گردد. داستان فیلم بر اساس انتظار مش الفت برای گرفتن خبری از پسرش است.

 آبیار در این بین روایتی موازی از یک مستندساز را نشان می‌دهد که در حال مصاحبه با خانواده و اطرافیان مش الفت است. آبیار که پیش از این در اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند نشان داده بود که جهان زنانه و چگونگی تصویرسازی آن را به خوبی بلد است، در شیار ۱۴۳ با کمک گرفتن از توانایی‌های بازیگری مریلا زارعی، مادری را تصویر می‌کند که انتظار بخش مهمی از وجود اوست.

ذات فیلم آبیار به‌شدت ضد جنگ است و این همان نکته‌ای است که می‌توان به وسیله آن شیار 143 را یک پرواز بلند برای کارگردانش خواند.
ذات فیلم آبیار به‌شدت ضد جنگ است و این همان نکته‌ای است که می‌توان به وسیله آن شیار ۱۴۳ را یک پرواز بلند برای کارگردانش خواند.

روایت این انتظار در کنار انواع و اقسام شادی‌ها و غم‌ها که در مسیر داستان شکل می‌گیرد، فیلم را به سمتی می‌برد که هر مخاطبی تا پایان میخکوب شخصیت مادر شیار ۱۴۳ می‌شود. به این نکات نوع مواجهه هر تماشاگر با جهان قصه‌گوی فیلم آبیار را هم اضافه کنید. آنگاه است که این فیلم نه تنها مورد توجه قرار می‌گیرد بلکه می‌تواند نشان دهد که سینمای ایران حالا یک کارگردان تازه به مجموعه فیلمسازان خود را اضافه کرده که برخلاف بسیاری از پیشینیان خود نه تنها جهان داستان و نوع روایت آن را به خوبی می‌شناسد، بلکه قصد دارد اتفاقی متفاوت از شکل‌های قصه‌گویی در سینمای ایران را ترویج دهد.

در این بین وام‌گیری آبیار از داستان واقعی مادر شهیدی که سال‌ها برای شنیدن نام فرزند خود، رادیو به کمر بست بر جذابیت‌های مش الفت می‌افزاید و ما را در راستای مواجه شدن با واقعیت‌هایی که در سال‌های قبل بر اثر جنگ بر ما گذشته قرار می‌دهد. ذات فیلم آبیار به‌شدت ضد جنگ است و این همان نکته‌ای است که می‌توان به وسیله آن شیار ۱۴۳ را یک پرواز بلند برای کارگردانش خواند. چگونگی پیدا شدن بخش‌هایی از جسد پسر مش الفت و روبه‌رو شدن او پس از سال‌ها انتظار با همین بخش‌ها، داستان غم‌انگیزی است که اتفاقاً نوع روایت آن برای همیشه در خاطره مخاطب می‌ماند.

دریافت سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران در سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در سال ۱۳۹۲، جایزه ویژه هیأت داوران از جشنواره فیلم والاکولومسکی روبژ مسکو (دفاع میهنی) در سال ۲۰۱۵، جایزه بهترین فیلمساز زن از جشنواره جیپورهند و جایزه بهترین فیلمساز زن از جشنواره داکا بنگلادش در سال ۲۰۱۶ بخشی از جوایزی بود که آبیار برای شیار ۱۴۳ به دست آورد.     

 نفس

هر اندازه اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند را بتوان فیلمی شخصی در کارنامه نرگس آبیار دسته‌بندی کرد، سومین فیلم او یعنی نفس را می‌توان ادای دین سازنده‌اش به دنیای رمان‌ها و خاستگاه اصلی خود او دانست. نفس که در سال ۱۳۹۴ ساخته و در جشنواره فیلم فجر اولین اکران خود را تجربه کرد، نه تنها همه مولفه‌های فیلم‌های قبلی آبیار را دارد بلکه این‌بار جهان داستان، دنیای ذهنی دختربچه‌ای است که تلاش می‌کند جهان واقعی را از دریچه نگاه خود ببیند.

دنیای عجیبی که آبیار در نفس به اتفاق انیمیشن‌هایی که واکاوی‌های ذهن بهار را قصد دارد به مخاطب نشان ‌دهد، به خوبی با اتفاق پایان فیلم در یک راستا قرار می‌گیرد.
دنیای عجیبی که آبیار در نفس به اتفاق انیمیشن‌هایی که واکاوی‌های ذهن بهار را قصد دارد به مخاطب نشان ‌دهد، به خوبی با اتفاق پایان فیلم در یک راستا قرار می‌گیرد.

 آبیار این‌بار داستان خود را بر مبنای خانواده‌ای یزدی قرار داده که در حومه شهر تهران بین سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ زندگی می‌کنند. آن‌گونه که در خلاصه داستان می‌خوانیم نفس روایتی از زندگی چهار کودک با نام‌های بهار، نادر، کمال و مریم است که همراه پدرشان غفور (با بازی مهران احمدی) و مادربزرگشان (با بازی پانته‌آ پناهی‌ها) در دهه ۵۰ خورشیدی نفس می‌کشند! دنیای این کودکان دنیایی است پر از رؤیاهای زیبای کودکانه که قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد. مرکز این داستان بهار (با بازی ساره نورموسی) دختربچه داستان است که تلاش می‌کند جهان را از دیدگاه خویش ببیند؛ جهانی که فیلمساز و نویسنده فیلمنامه نیز پشت آن قرار گرفته‌اند و اتفاقات پرشمار آن سال‌ها را با تکیه بر ذهن یک کودک بازخوانی می‌کنند.

آبیار باز هم در این فیلم تلاش می‌کند تا بازه‌های زمانی متعددی از زندگی این کودکان را در طول ۵ سال به تصویر درآورد. در نفس او با بهار همراه می‌شود تا دنیای زنانه‌ مدنظر در آثار قبلی‌اش را در قالب یک دختربچه و ضرورت‌های زندگی نیمی از کودکان ایران را به تصویر کشد. دنیای عجیبی که آبیار در نفس به اتفاق انیمیشن‌هایی که واکاوی‌های ذهن بهار را قصد دارد به مخاطب نشان ‌دهد، به خوبی با اتفاق پایان فیلم در یک راستا قرار می‌گیرد.

هر چند که انیمیشن‌های فیلم اجرای جذابی ندارد و گاهی وجودشان زیاد از حد است اما در کل نفس را به یکی از اتفاقات ویژه سینمای ایران تبدیل می‌کند. بازی فوق‌العاده پانته‌آ پناهی‌ها و نقش کوتاه و به‌یادماندنی شبنم مقدمی نکته مهم دیگری از این فیلم است که باید از آن یاد کرد.

شبی که ماه کامل شد

فیلم شبی که ماه کامل شد برنده 6 سیمرغ بلورین
فیلم شبی که ماه کامل شد برنده ۶ سیمرغ بلورین

اما انتخاب نرگس آبیار به عنوان چهره مؤثر سینمای ایران در سال ۱۳۹۷ به دلیل ساختن فیلم شبی که ماه کامل شد اتفاق افتاد. نرگس آبیار در این فیلم به سراغ داستان واقعی فائزه (با بازی الناز شاکردوست) دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران رفت که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالی است که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است. در این مسیر، برادرش با او همراه می‌شود اما در میانه راه، اتفاقاتی برای آنها رقم می‌خورد. فائزه همسر عبدالحمید ریگی، برادر عبدالمالک ریگی تروریست بود که انسان‌های بی‌گناه بسیاری را در مرز استان سیستان و بلوچستان به شهادت رساند.

 روایت پرالتهاب زندگی فائزه در دستان آبیار به گونه‌ای روایت شد که این فیلم در جشنواره فیلم فجر سال گذشته توانست ۶ سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن و بهترین چهره‌پردازی را به خود اختصاص دهد. نرگس آبیار نه تنها در این فیلم، داستانی پرحادثه و پرهیاهو را روایت می‌کند که از سوی مقابل دنیای تنهایی زن اصلی فیلم در کنار مادر شوهر خود (با بازی فرشته صدرعرفایی) و همسرش عبدالحمید (با بازی هوتن شکیبا) اتفاقی ویژه را در سینمای ایران رقم زد.

فروش فراوان این فیلم در گیشه و جایزه‌ای که آبیار به عنوان چهره مؤثر سال ۱۳۹۷ سینمای ایران به انتخاب روزنامه‌نگاران گرفت، همه و همه نشان‌دهنده تاثیرگذاری فوق‌العاده شبی که ماه کامل شد، بود؛ فیلمی که حالا می‌تواند ادعایی محکم برای این دیدگاه باشد که نرگس آبیار به کارگردانی صاحب‌سبک تبدیل شده است.   

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer