پناهنده افسرده دیروز، روان‌درمان‌گر امروز - رسانه مجازی نیلسو

پناهنده افسرده دیروز، روان‌درمان‌گر امروز

50 سال پیش، روان‌درمانی، کودک پناهنده را نجات داد و حالا او علم سلامت روان را متحول کرده است.

  • توسط زهرا خندان
پیتر فوناگی

در سال 1967، پناهنده مجارستانی جوان که برای همیشه به انگلستان فرستاده شده بود، برای پایان دادن به زندگی‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد. پیتر فوناگی خود را اینطور معرفی می‌کند: در 16 سالگی نوجوانی افسرده بودم و به خودکشی فکر می‌کردم و در مورد چگونگی آن نقشه می‌کشیدم. حالا که پیتر نوجوان را ارزیابی می‌کنم برای او بسیار نگران می‌شوم زیرا خوب می‌دانم به‌طور جدی در مسیر خودکشی قرار داشتم. علت آن ساده است: من پسری مجارستانی بودم که مجبور به زندگی در انگلستان شده بود و نمی‌توانست انگلیسی صحبت کند.

بیشتر بخوانید:

پیتر جوان در روزهای ابتدایی اقامتش در انگلستان، از اتاق خود خارج نمی‌شد و چیزی نمی‌خورد. از حرف زدن با دیگران بیزار بود و از درس خواندن فرار می‌کرد. خوشبختانه یکی از همسایه‌ها متوجه مشکل پیتر شد و او را به مرکز ملی کودکان و خانواده آنا فروید فرستاد تا به یکی از بهترین روان‌شناسان کودک عصر خود بدل شود.

آنا فروید، دختر زیگموند فروید پدر روان‌شناسی، این مرکز را پس از فرار از اتریش تأسیس کرد. این مرکز در ابتدا مختص کودکان آواره شده در حمله بلیتز و بازگشتگان اردوگاه‌های کار اجباری بود. اما امروز کار خود را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین خیریه‌ها در زمینه کودکان آسیب‌دیده از سوءاستفاده یا حوادث ناگوار ادامه می‌دهد.

پیتر تجربه‌اش از مرکز آنا فروید را اینطور توصیف می‌کند: تراپیست من می‌توانست فراتر از دردسرهای روزمره، افراد را با ظرفیت‌ها و شایستگی‌هایشان ببیند. او می‌دانست که با حذف محدودیت‌ها و رفتارهای دفاعی به بخش‌های مثبت افراد دسترسی پیدا می‌کند و او را بهبود می‌بخشد. خاطره پیتر از نحوه برخورد روان‌درمان‌گر با خودروی موردعلاقه‌اش جالب است: او برخاست، به سمت پنجره رفت، بیرون را نگاه کرد و گفت پیتر این ماشین فوق‌العاده است. او غرور و علاقه من نسبت‌به خودروی فورد قدیمی را تشخیص داد و فهمید آنچه من نیاز دارم تحسین علایقم از سمت دیگران است. او با چنین برخوردی اعتماد مرا جلب کرد و کاری کرد تا توصیه‌های او را جدی بگیرم.

توسعه سلامت کودکان در گرو درک شدن آنهاست و سه شاخه مراقبت‌های اجتماعی، علوم اعصاب و همچنین سلامت روان، شانه به شانه یکدیگر به دنبال رسیدن به آن هستند.

به نظر فوناگی، جلب اعتماد کودکان مسأله‌ای حیاتی است: کودکان در وضعیتی بسیار حساس و بی‌اعتماد نسبت‌به دیگران به من مراجعه می‌کنند. آنچه بر آن‌ها گذشته باعث شده اعتمادی به من نداشته باشند و اطلاعاتی را که به آنها می‌دهم پس بزنند. گاهی آن‌ها به یک مشاور حرفه‌ای نیاز ندارند بلکه فقط لازم است شنونده حرف‌های آن‌ها راجع به حوادثی که اتفاق افتاده باشیم. سکوت برای این کودکان آسیب‌زننده است. آن‌ها بدون گفتن احساس خود نمی‌توانند به روال طبیعی زندگی بازگردند.

برای جلب اعتماد کودکان و کمک به آن‌ها، بیشتر از هرچیز، رابطه‌شان با دوستان، خانواده و معلم‌ها اهمیت دارد. فوناگی می‌گوید: فاجعه زمانی به ضربه روحی تبدیل می‌شود که فرد در آن تجربه احساس تنهایی کند. داشتن روابط خوب با دیگران به کودکان در کنار آمدن با آسب‌ها کمک می‌کند.

جامعه آگاه، کودکان سالم

از نظر فوناگی، روانکاوی دیگر فقط مسیر بازیابی سلامت روان نیست، بلکه تنها یکی از شاخه‌هایی است که او در پی آموختن آن به شاگردانش است. توسعه سلامت کودکان در گرو درک شدن آن‌هاست و سه شاخه مراقبت‌های اجتماعی، علوم اعصاب و همچنین سلامت روان، شانه به شانه ‌یکدیگر به دنبال رسیدن به آن هستند.

فوناگی حالا در 68 سالگی مدیر مرکزی برای کودکان آسیب‌دیده است. او درست زمانی این مرکز را راه‌اندازی کرد که توجه زیادی به مسأله سلامت روان کودک جلب شده بود. از هر 8 کودک 5 تا 19ساله انگلیسی، یک نفر مبتلا به دست کم یک اختلال روانی است؛ یعنی تنها در جامعه انگلستان، یک‌میلیون و 250هزار کودک دچار مشکلات روانی هستند. در چند دهه اخیر، حساسیت جامعه انگلستان نسبت به سلامت روان کودکان بیشتر شده اما فوناگی معتقد است هنوز تا آگاه‌سازی جامعه نسبت‌به چگونگی پیشگیری و درمان این مسأله راه درازی باقی است.

پناهنده مجارستانی دیروز و روان‌شناس برجسته امروز، تأکید می‌کند که نقش فرهنگ در شکل‌گیری خود و هویت افراد قابل انکار نیست: در جامعه ما، به ویژه در میان کودکان طبقه متوسط، والدین به کودک می‌آموزند که پیشرفت خود را در اولویت قرار دهد، اما در جوامع دیگر، والدین اولویت‌دادن به دیگران را به فرزندان خود آموزش می‌دهند. این نوع از آموزش غربی خطراتی هم دارد. کودکان غربی خود را شاه و مرکز همه‌چیز فرض می‌کنند. به نظر فوناگی، این سبک تربیتی باعث شده انعطاف‌پذیری کودکان غربی درمقابل موقعیت‌های مختلف کمتر باشد. آن‌ها بیشتر از دیگران در معرض افسردگی و خشم هستند.

جامعه باید بپذیرد که مسائل مربوط به سلامت روان پیامدهای اجتناب‌ناپذیر انسان‌بودن هستند و کودکان باید به قدر کافی برای روبه‌رو شدن با موقعیت‌ها قوی بار بیایند. فوناگی به تأثیر منفی تصور در انسان‌ها اشاره می‌کند؛ انسان همیشه در حال خیال‌پردازی درباره بدترین اتفاق‌هاست. نمی‌توان از اثر بد چنین تصویرسازی‌هایی در سلامت روان کودکان چشم‌پوشی کرد.

آنچه والدین می‌توانند انجام دهند

به اشتراک‌گذاشتن علایق، هیجان‌ها و آرزوها می‌تواند رابطه پایدار و محکمی میان والدین و کودکان بسازد. برای مثال، خواندن دسته‌جمعی کتاب‌های جذاب به خانواده‌ها این امکان را می‌دهد تا با مفاهیم و جهان‌هایی تازه آشنا شوند و قوه خیال‌پردازی مثبت کودکان را تقویت کنند. بسیاری از نیازهای کودک در مسیر رشد، از طریق همین راهکار به طور هم‌زمان برطرف می‌شوند. مطالعه همراه والدین در توانایی‌های اجتماعی و آموزشی کودکان اثر چشم‌گیری دارد و این اثرات مثبت تا سال‌ها همراه کودک باقی خواهند ماند.

متواضع باشید

یک والد فروتن بیش از هر انسان دیگری در زندگی کودک مؤثر است. والدین باید مقتدر باشند چرا که بزرگ‌تر و عاقل‌تر هستند، اما هیچ‌کس از اشتباه‌کردن مصون نیست، پس توانایی پذیرش اشتباه‌ها در ایجاد یک رابطه سازنده با فرزندان بسیار مهم است.

از «نه» گفتن نترسید

گفتن نه، این کار را نکن! تقریباً همیشه مفید است؛ البته به‌جز زمانی که برای جلوگیری از انجام یک رفتار بد استفاده شود. در چنین شرایطی بهتر است والدین راه‌های دیگری را امتحان کنند.

درباره سلامت روان حرف بزنید

بیشتر نوجوانان مسیر رسیدن به بلوغ را صحیح و سلامت طی می‌کنند، اما برای بخشی از آن‌ها، فرآیند بلوغ به معنی آغاز مشکلات ماندگار و خطرناک در رابطه با والدین است. صحبت کردن راجع به مشکلات احتمالی، پیش از آنکه به وجود بیایند راه خوبی برای جلوگیری از آن‌هاست.

کلید اصلی، نظارت است

نظارت والدین به‌طور شگفت‌انگیزی مهم است. اگر نظارتی از سوی والدین بر نوجوان نباشد، او شانس بیشتری برای انحراف از مسیر سلامت روان خواهد داشت.

منبع:  www.theguardian.com

قبلی «
بعدی »

اکانت اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer