کودکم حست را بشناس! - رسانه مجازی نیلسو

کودکم حست را بشناس!

گزارش نیلسو از فعالیت کودک‌محور موزه صلح تهران

اسلاید پشت اسلاید. نقاشی کودکان سردشت که در فرهنگسرای ارسباران به نمایش درآمده بود، این‌بار در موزه صلح تهران به نمایش درآمد؛ تصاویر راویان کوچک که روایتگر نگاه کودکان سردشتی به زندگی بود، این‌بار در کارگاه همدلی تجزیه و تحلیل شد. کودکان کوچک در مورد جزءجزء نقاشی بچه‌های سردشت نظر می‌دادند که منظور بچه سردشتی از کشیدن این نقاشی چه بوده است؟

 آبشار شلماش که در نقاشی کشیده شده است چقدر می‌تواند زیبا باشد؟ در نهایت کودک به این سوال پاسخ می‌داد که چه حسی نسبت به آبشار شلماش یا طبیعت زیبای سردشت دارد؟ این سوال از کودک حاضر در موزه صلح پرسیده می‌شد که پرنده‌ای که در آسمان کشیده شده چه پرنده‌ای است؟ این سوال کافی بود تا اختلاف‌نظر جدی بین بچه‌ها به وجود بیاید.

بیشتر بخوانید:

پس از پایان نمایش، نوبت به بازی رسید. بچه‌ها دایره‌ای درست کرده بودند که یک نفر به نام اوستا در وسط دایره قرار گرفته بود. دونفر با اشاره به هم می‌گویند که جایشان را عوض کنند. اگر اوستا زود جای یکی از آنها را می‌گرفت، فردی که جایش را اوستا اشغال کرده بود، اوستا می‌شد.

در بازی دیگری یک نفر را به اتاقی می‌فرستند و در غیبت او فردی به عنوان رهبر انتخاب می‌شود. رهبر گروه دو حرکت را با گروه هماهنگ می‌کند. مانند دست زدن و بشکن زدن. گروه زمانی مجاز به تغییر حرکت است که رهبر گروه آن حرکت را انجام دهد. وقتی کودکی که از جمع جدا شده بود وارد اتاق می‌شود. همه همان حرکت را انجام می‌دهند که کودک باید دقت کرده و متوجه شود که چه کسی زودتر حرکت را تغییر می‌دهد که بر آن اساس مشخص می‌شود که رهبر چه کسی است و آن را معرفی می‌کند.

فعالیت کودک‌محور موزه صلح موجب شد تا این سوال به صورت جدی مطرح شود که اصولاً آموزش‌هایی با محوریت صلح برای کودکان چقدر ضروری است؟ همین انگیزه موجب شد میزگردی با حضور مونا بادامچی‌زاده و فرحناز عطاریان، اعضای شورای سیاست‌گذاری بخش کودک موزه صلح تهران در محل موزه برگزار شود تا این ضرورت مورد بررسی قرار بگیرد.

مونا بادامچی‌زاده، عضو شورای سیاست‌گذاری بخش کودک موزه صلح تهران در تشریح فعالیت‌های آموزش به کودکان در موزه صلح تهران گفت: در بخش کودک چهار حوزه اصلی وجود دارد که شامل احترام به خود، احترام به دیگری، احترام به محیط زیست و سناریوی موزه صلح تهران است. ما برای هریک از این موارد کارگاهی را طراحی کردیم. به‌طور مثال پروژه راویان کوچک در بخش سناریوی موزه صلح تهران قرار می‌گیرد.

شناخت احساسات

احترام به خود، احترام به دیگری، احترام به محیط زیست مستلزم شناخت فردی از احساسات شخصی است. شناخت احساسات فردی موضوعی بود که شورای سیاست‌گذاری بخش کودک موزه صلح تهران، بر اهمیت آن تاکید داشت. مونا بادامچی‌زاده ضمن اشاره به ضرورت شناخت احساسات شخصی گفت: به نظر ما شناخت احساسات واجد اهمیت بسیار زیادی است که ما ترجیح دادیم برای آن کارگاه برگزار کنیم. به این نکته توجه کنید که تا زمانی که من نتوانم احساسات خود را بشناسم درنتیجه نتوانم این احساسات را بیان کنم، همین موضوع مساله‌ساز می‌شود. به منظور بیان احساسات مجبور هستم که ابتدا احساسم را بشناسم. به همین دلیل کارگاه‌هایی برای شناخت احساسات طراحی کردیم تا به این وسیله فرصتی فراهم بشود که بچه‌ها احساسات خود را شناخته و بتوانند آن را بیان کنند.

نشست کودکان در موزه صلح تهران

عضو کارگروه کودک موزه صلح تهران ضمن تشریح کارگاه برگزارشده، افزود: به‌طور مثال ما کارگاهی داریم به نام حس من کجاست؟ در برگه‌های کوچکی سوالاتی از بچه‌ها پرسیده می‌شود که اگر یک اتفاق خاص برای تو رخ بدهد تو چه احساسی پیدا می‌کنی؟ بعد این سوالات در جاهای مختلف موزه پخش می‌کنیم. این کار مزیت‌های متعددی دارد. بچه‌ها ضمن آشنایی با جاهای مختلف موزه، سؤالات را پیدا کرده و در مورد آن بحث می‌کنند.

در ادامه فرحناز عطاریان، عضو شورای سیاست‌گذاری بخش کودک موزه صلح تهران به گروه سنی اشاره کرد و گفت: اگر گروه سنی پیش‌دبستان یا مهدکودک باشد. چهار تا حس را مشخص می‌کنیم که شامل خوشحالی، غم، عصبانیت و ترس است. سؤالاتی با توجه به این سنین طراحی کرده و در سالن موزه قرار می‌دهیم.

بادامچی‌زاده به سوالات اشاره و تصریح کرد: ما این سوالات را از بچه‌ها می‌پرسیم که اگر در خیابان در حال بستنی خوردن باشید و بستنی شما یک دفعه به زمین بیفتد شما چه حسی پیدا می‌کنید؟ اگر مامان و بابا تو را محکم بغل کرده و محکم فشار بدهند. چه حسی به تو دست می‌دهد؟ البته ما هنگام طرح این سوالات دقت می‌کنیم که در حالت چهره ما حس خاصی مشخص نباشد که بچه را تحت تاثیر قرار بدهد. به‌هرحال اگر ما خوشحال یا ناراحت باشیم بچه با توجه به حس صورت ما جواب می‌دهد به همین دلیل صورت ما حالتی خنثی دارد. پاسخ بچه‌ها جالب بود چون می‌گفتند که دوست ندارند که پدر و مادرشان آنها را فشار بدهند و این کار باعث ناراحتی آنها می‌شود. تنها دوست دارم که مرا آرام بغل کنند.

 اما جالب بود که برخی از بچه‌ها نسبت به این موضوع حس خوشحالی داشتند. در این کارگاه بچه‌ها در مورد حسشان توضیح می‌دادند. یک سوال دیگر این بود که بچه‌ها چه حسی به شما دست می‌دهد وقتی وارد فضای تاریک می‌شوید؟ یکی از بچه‌ها می‌گفت که من خوشحال می‌شوم چون چشمانم شگفت‌انگیز می‌شود! این سوالات در واقع شناخت ابتدایی احساسات برای بچه‌های کم‌سن هست. موضوعی که با شناخت فضای موزه همراه هست برای بچه‌های بزرگ‌تر طراحی شده است. بچه‌های بزرگ‌تر هم همین سوالات پرسیده شده اما کمی پیچیده‌تر بوده و یک پله بالاتر رفته است. این سوالات در ارتباط با صلح با خود طراحی شده است.

 بازی صلح‌آمیز

تنها مشاهده یک جلسه کارگاه کودکان نشان می‌دهد که بعد از برگزاری کارگاه، بچه‌ها حتماً بازی می‌کنند. به عبارتی بازی جزء جدایی‌ناپذیر فعالیت بخش کودک است که البته عطاریان تاکید دارد که بازی‌های صلح‌آمیز نقش مهمی در یادگیری کودک دارد. فرحناز عطاریان در ادامه به برگزاری بازی صلح‌آمیز اشاره کرد و گفت: برگزاری بازی صلح‌آمیز جزء جدایی‌ناپذیر برنامه ماست، در کنار هر کارگاهی بازی صلح‌آمیز اجرا می‌شود. به‌طور مثال، ما کارگاهی برگزار کردیم در مورد اینکه من کجا به دنیا آمدم؟ مزیت برگزاری این کارگاه این بود که بچه‌ها با ملیت‌های مختلف آشنا شدند. بعد از اتمام کارگاه، بازی صلح‌آمیز برگزار شد. بچه‌ها بازی کرده و برنامه حالت فان برایشان پیدا کرد.

بادامچی‌زاده به نحوه طراحی بازی صلح‌آمیز اشاره و تصریح کرد: بسیاری از این بازی‌ها قدیمی هستند. برخی از کتاب خانم ثریا قزل‌ایاغ تحت عنوان راهنمای بازی‌های ایران برگرفته شده است. من عضو کمپین بازی برای بازی هم هستم که شعارش این است که ما بازی می‌کنیم که بازی بکنیم. ما بازی نمی‌کنیم که یاد بگیریم! هرچند درحین بازی کردن بچه‌ها نکات مهمی را یاد می‌گیرند. منظور ما از بازی صلح‌آمیز، بازی مشارکتی بوده و به هیچ عنوان هدف آن برد و باخت نیست.

بسیاری از این بازی‌ها قدیمی هستند. برخی از کتاب خانم ثریا قزل‌ایاغ تحت عنوان راهنمای بازی‌های ایران برگرفته شده است

عطاریان عنصر همدلی را عنصر مهم بازی صلح‌آمیز دانست و گفت: بچه‌ها حین بازی باید حواسشان به یکدیگر باشد. به احساسات هم احترام بگذارند و مراقب هم باشند. در کارگاه دیگری هدف ما شناخت نشانه‌هاست که بچه‌ها بین خودشان دو نشانه را توافق کرده و تغییر نشانه توسط یک نفر انجام می‌شود که در واقع بچه‌ها از آن کودک تبعیت کرده و نشانه را تغییر می‌دهند؛ به‌طورمثال پای خود را به زمین کوبیده یا اینکه دست می‌زنند. کودکی که از بیرون وارد می‌شود با توجه به تغییر نشانه‌ها باید تشخیص بدهد که کدام کودک رهبری را برعهده دارد تا بتواند برنده شود. هدف ما این است که بچه‌ها با نشانه‌ها بیشتر آشنا شده و دقتشان بالا برود.

بادامچی‌زاده به بازی عدد در هوا اشاره کرد و گفت: «بچه‌ها در این بازی باید چشم خود را ببندند. با توجه به اینکه آستانه صبر و تحمل آنها کم است این کار برایشان بسیار سخت است. در این شرایط بچه‌ها با چشم بسته باید بتوانند همدیگر را حس کنند. یک نفر در این بازی عدد یک را می‌گوید. نفر بعدی که عدد دو را می‌گوید به ترتیب این کار را انجام نمی‌دهد. دو نفر نباید به‌طور همزمان عدد دو را بگویند اگر این اتفاق رخ بدهد، همه باید از ابتدا شروع کنند. به عبارت دیگر، بچه باید با چشم بسته دیگران را حس کند و بتواند زمان مناسب را تشخیص دهد تا در بهترین زمان عدد را اعلام کند. این کار خیلی سخت هست اما بچه‌ها به مرور یاد می‌گیرند که از سایر حس‌های خود استفاده کنند. بچه‌ها در ابتدا تنها تا عدد ۳ پیش رفتند اما بعد از مدتی تمرین و تکرار به عدد ۱۵ رسیدند که بسیار خوب بود. حتی ابراز امیدواری می‌کردند که بتوانند تا بیست بازی را ادامه دهند.

عطاریان در ادامه افزود: این بازی در واقع هدفش تقویت بقیه حس‌ها به‌جز حس بینایی است. دراین بازی سایر حس‌ها که شاید حس پنج‌گانه هم نباشد تقویت می‌شود. این هنر بزرگی است که فرد با چشم بسته بتواند این احساس را داشته باشد که فرد کناری او قرار است که حرف بزند و او زرنگی کرده و قبل از او عدد را مطرح می‌کند. حس‌شناسی در واقع خودشناسی است که این کارگاه آن را تقویت می‌کند که در واقع آموزش غیرمستقیم است، چون ما رویکردمان آموزش مستقیم نیست.

تشدید منازعه

چطور می‌توان جلوی منازعه را گرفت؟ این سوال موجب شد بخش کودک کارگاه آموزشی برگزار کند تا بچه‌ها از کودکی مهارت حل منازعه را یاد بگیرند؟ بادامچی‌زاده به کارگاه تشدید منازعه اشاره کرد و گفت: این کارگاه در واقع بخشی از کارگاه بزگسالان است. کارگاه بزرگسالان در واقع یک نیم‌روز است. بخش آموزش موزه آن را برای بزرگسالان برگزار می‌کند اما قسمت کوچکی از آن را ما برای بچه‌ها مناسب‌سازی کردیم. در این کارگاه، ۹ مرحله تشدید یک دعوا یا منازعه ترسیم شده است. ما به بچه‌ها این کارت‌ها را می‌دهیم و از آنها می‌خواهیم که این کارت‌ها را مرتب کنند. کارت‌ها در واقع تصویر هستند. ما درعین حال تاکید می‌کنیم که هیچ درست و غلطی وجود ندارد. ممکن است که بچه‌ای از آخر کارت‌ها را مرتب کرده و به ابتدا برسد به عبارتی از جنگ به صلح برسد. از دعوا به گفتمان برسند. امکان دارد که بچه‌ای از گفتمان به دعوا برسد. حتی موردی داشتیم که بچه‌ای دایره‌ای کارت‌ها را مرتب کردند. بعد از مرتب کردن از آنها می‌خواهیم که صحبت کنند و بعد با گروه‌های خود مشورت می‌کنند. در نهایت این سوال را مطرح کردیم که اگر قرار شود که فردی وارد شود تا مشکل را حل کند به نظر شما بهتر است که وارد کدام مرحله شود و چرا این مرحله را انتخاب کردید؟ بچه‌های کوچک‌تر کمتر از این کارگاه استقبال می‌کنند چون حوصله‌شان سر می‌رود اما بچه‌های بزرگ‌تر خیلی خوب در این مورد بحث می‌کنند. ما هیچ وقت به بچه‌ها این را یاد نمی‌دهیم که چالش، اختلاف‌نظر و درگیری (البته نه نوع فیزیکی آن) کار نادرستی است. بچه باید این نکته را یاد بگیرند که اختلاف‌نظر بسیار خوب است چون موجب رشد و تعالی انسان می‌شود اگر قرار شود که همه با هم موافق باشند که پیشرفتی ایجاد نمی‌شود.

بادامچی‌زاده تصریح کرد: بچه این سوال برایش مطرح می‌شود که برای جلوگیری از منازعه و دعوا از چه ابزاری باید استفاده کرد. متوجه می‌شود که یکی از این ابزار گفتگو است. در مرحله بعد این نکته مطرح می‌شود که لازمه گفتگو چیست؟ صبر داشتن، احترام گذاشتن، گوش کردن به حرف دیگران هرچند مخالف ما باشد. مهم‌ترین شرط گفتگو است که باید رعایت شود.

تلنگری بر ذهن

عطاریان در مورد اینکه آیا برآوردی داشتید که چقدر بچه‌ها به اهداف موردنظر شما پس از طی دوره دست یافتند، گفت: کارگاه ما دوره‌ای نیست بلکه موضوعی است. به همین دلیل پس از برگزاری کارگاه به صورت موضوعی شما نمی‌توانید به نتایج متقنی دست یابید. اگر مدرسه‌ای به صورت مداوم چنین کارگاهی را برگزار کند می‌تواند در این مورد یک بررسی جامع انجام دهد.

بادامچی‌زاده تصریح کرد: در حال حاضر مدرسه صداقت درصدد است که چنین کاری را انجام دهد. چون قرار است که کارگاه‌ها را به صورت منظم به کمک ما برگزار کنند. در این صورت امکان بررسی همه‌جانبه تاثیرات کارگاه روی بچه‌ها وجود دارد. اما درحال‌حاضر چنین امکانی وجود ندارد زیرا کارگاه به صورت مرتب برگزار نشده و از طرفی بچه‌ها قبل از حضور در کارگاه مورد بررسی قرار نگرفتند تا ما بتوانیم تغییرات رفتاری را پایش کنیم.

عطاریان به لزوم تفکیک سن در کارگاه‌ها اشاره کرد و گفت: تعریف ما از کودک منطبق بر تعریف یونسکو بوده و تا ۱۸ سالگی است. به همین دلیل اگر قرار است کارگاه شناخت احساسات برگزار شود. باید به این نکته توجه شود کودک ۱۵ ساله کارگاه متفاوتی نسبت به کودک ۱۰ ساله نیاز داشته و بر همین اساس باید محتوا طراحی شود.

عطاریان تصریح کرد: مهم‌ترین هدف ما این است که تلنگری بر ذهن وارد کنیم. اگر بچه کارگاه شناخت احساسات را طی کرده حداقل باید بتواند حس خود را بهتر درک کنند و زمانی که خوشحال هستند به یاد این کارگاه بیفتند. مهم‌ترین درخواست ما این است که فکرشان نظام‌مند شود. هدف ما آموزش نیست کمااینکه این فرصت را نداریم. آموزش وقتی رخ می‌دهد که شما پروسه‌ای را طی کنید. در نهایت این امکان را پیدا می‌کنید که نتیجه را اندازه‌گیری کنید.

ضرورت برگزاری

آیا اصولاً ضرورتی دارد که کودکان چنین آموزش‌هایی ببینند؟ عطاریان به بررسی صلح منفی وخشونت مستقیم پرداخت و گفت:به طور مثال راویان کوچک نمونه‌ای ازاین کار هست که چطور می‌توان ابعاد خشونت مستقیم را برای بچه‌ها تشریح کرد.

بادامچی‌زاده تصریح کرد: مهم‌ترین کاری که در اولویت ما قرار دارد این است که با موزه‌ها ارتباط بگیریم. هر شیء یا محصولی را که دارند و به صلح ارتباط پیدا می‌کند برای بچه‌ها تشریح می‌کنیم. به‌طور مثال اولین کارگاه را در موزه علوم برگزار کردیم تا بچه‌ها در مورد ساعت طاووس اطلاعاتی کسب کنند. این ساعت تقسیم عادلانه آب بین کشاورزان را انجام داده و موجب شد تا نزاع کشاورزان پایان یابد. این کارگاه تجربه فوق‌العاده‌ای بود که تلاش می‌کنیم در سایر موزه‌ها تکرار شود.

در این کارگاه برای بچه‌ها شرح دادیم که کشاورزان همیشه سر توزیع اب مشکل داشتند و دعوا می‌کردند. در نهایت دانشمندی به نام بدیع‌الزمان جزری در قرن ششم ساعت طاووس را ساخته است که بر آن اساس تقسیم آب را انجام دادند. به کمک این ساعت کشاورز متوجه می‌شود که ساعت آب او تمام شده است و همین موجب شده که اختلافات کشاورزان تمام شود. نکته جالب اینجاست که موقع تشریح داستان دعوای کشاورزان برای بچه‌ها ما این سوال را مطرح کردیم که شما اگر جای کشاورزان بودید چطور این اختلاف را حل می‌کردید که همان زمان یکی از بچه‌ها نکته جالبی را بیان کرد که من شلنگ سر هر زمین می‌گذاشتم! پس از اینکه بچه‌ها ایده خلاقانه خود را بروز دادند ما به آنها گفتیم که یک فرد عاقل بوده که مشکل کشاورزان را با اختراع یک ساعت حل کرده است. موضوع مطرح‌شده از سوی کودکان مورد استقبال قرار گرفت و در عین حال موجب شد تا اطلاعات علمی بچه‌ها افزایش یابد.

سخن آخر

میزگرد ضرورت آموزش صلح‌محور در حالی به پایان رسید که این سوال همچنان در اذهان باقی مانده که کودکان آموزش‌دیده امروز در موزه صلح تهران آیا می‌توانند که به کودکان صلح‌طلب فردا تبدیل شده و رفتارهای صلح‌طلبانه در آنها نهادینه شود. مهم‌تر اینکه این کودکان به دنبال حضور در کارگاه حل منازعه آیا این مهارت را کسب خواهند کرد که بتوانند مشکلات زندگی خود را حل کنند. اگر این کودکان چنین مهارتی را فراگرفته باشند می‌توان امیدوار بود که در نسل آینده کمتر شاهد منازعات خانوادگی خواهیم بود و در کل زندگی آرام‌تری خواهیم داشت.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer