یک سفر جاده‌ای تمام‌عیار - رسانه مجازی نیلسو

نگاهی به فیلم «قصرِ شیرین» تازه‌ترین ساخته رضا میرکریمی

یک سفر جاده‌ای تمام‌عیار

قصرِ شیرین حاصل همه سفرهای شخصیت‌های میرکریمی در سال‌های اخیر است که او در فیلم‌های خود آن را طراحی کرده بود.

فیلم قصر شیرین

رضا میرکریمی حالا دو دهه است که در سینمای ایران فیلم می‌سازد و در این سال‌ها همواره آثار او ضریب هیجان را برای منتقدان و مخاطبان این سینما بالاتر برده است. اگر فیلم اول او یعنی کودک و سرباز، با فیلمنامه‌ای از محمد رضایی‌راد، و چند سریالی را که در همان دهه ۷۰ برای تلویزیون ساخت، شاید مهم‌ترین آن بچه‌های مدرسه همت بود، فاکتور بگیریم، میرکریمی تجربه‌های جدی‌تر خود در سینمای ایران را با فیلم زیر نور ماه آغاز کرد. زیر نور ماه درباره طلبه‌ای به نام سیدحسن بود که اعتقاد داشت چون مانند پدربزرگش میان مردم نیست و نفسش تأثیری ندارد، نمی‌تواند لباس روحانیت را بپوشد و تنها برای دلخوشی خانواده‌اش چنین می‌کند.

بیشتر بخوانید:

دزدیده شدن لباس روحانیت او و هم‌نشینی با بی‌خانمانان شهر تهران و اتفاقات دیگر فیلم زیر نور ماه را به یک پدیده مهم در آن سال‌های سینمای ایران تبدیل کرد. میرکریمی که در فیلم اول خود کودک و سرباز هم یک سفر جاده‌ای را طراحی کرده و آدم‌ها در این سفر مسیری از تحول را طی می‌کردند، سفر کانونی فیلم دوم خود، زیر نور ماه‌، را در شهر تعبیه کرد؛ سفری که هر چند از این سوی شهر به سوی دیگری انجام می‌شود اما تحول درونی شخصیت سیدحسن در آن بسیار مورد توجه بود.

این مسیر در فیلم بعدی میرکریمی یعنی اینجا چراغی روشن است به شکل دیگری مورد توجه قرار گرفت. اینجا چراغی روشن است داستان تحول قدرت جوان عقب‌مانده و ساده‌دلی بود که از دست روزگار برای مدتی جایگزین متولی یک امامزاده می‌شود. سفر قدرت اما آن‌گونه که میرکریمی در اینجا چراغی روشن است تصویر کرد، در کنار همان امامزاده اتفاق می‌افتد. قدرت برای حل مشکلات مردم روستا از اموال امامزاده استفاده می‌کند و به‌تدریج خود تبدیل به چراغی می‌شود که در طول این مسیر به نور آن رسیده است. اینجا چراغی روشن است را هر چند می‌توان شخصی‌ترین فیلم میرکریمی دانست، اما باید به این نکته تاکید کرد که این فیلم نیز در ادامه همان مسیری بود که بعدها ابعاد آن را بهتر می‌شد در چارچوب ذهنی این کارگردان سینمای ایران تشخیص داد.

پوستر فیلم قصر شیرین

میرکریمی اما نقطه کانونی فعالیت خویش را در چهارمین فیلم کارنامه‌اش یعنی خیلی دور، خیلی نزدیک رقم زد. این فیلم همه آن‌چیزی بود که از سفر در جاده می‌توان تصویر کرد. دکتر عالم، جراح برجسته مغز و اعصاب به‌ دلایل مختلف فرزندش را فراموش کرده ‌است. وی به‌صورت اتفاقی در شب تولد پسرش، سامان، از مریضی او که تومور مغزی است، باخبر می‌شود و به‌دنبال پسر ستاره‌شناسش در کویر شهداد (کرمان) به‌راه می‌افتد. خیلی دور، خیلی نزدیک داستان تحول آدمی بود که نشان می‌داد در میانسالی زندگی‌اش دچار تحولی نمی‌شود. اما سفر جاده‌ای او بیش از آنکه یک سفر باشد اتفاقی بر مدار تحول شخصیت است. کاری که میرکریمی در فیلم اولش در جستجوی آن بود در خیلی دور، خیلی نزدیک تکامل پیدا کرد. تحول شخصیت و حرکت بر مدار این تحول دقیقاً همان چیزی بود که میرکریمی برای آن جستجو می‌کرد و آثار بعدی خویش را نیز بر همین اساس بنا کرد.

میرکریمی پس از موفقیت‌های فراوان خیلی دور، خیلی نزدیک، سه سال بعد به سراغ فیلم به همین سادگی رفت. او این بار تلاش کرد که تحول درونی یک شخصیت را از ناحیه دیگری پیگیری کند. سفر طاهره، با بازی هنگامه قاضیانی، در درون خانه و درگیری با مشکلات دو فرزند و نبود همسرش انجام می‌شود. زنی که بین رفتن به روستا و ماندن در خانه و کنار فرزندان خود و همسری که نیست مانده و باید تنهایی‌اش را به نوعی مدیریت کند. نقطه کانونی به همین سادگی  باز هم هم‌نشینی در تنهایی و دست یافتن به یک تحول درونی بود؛ اتفاقی که میرکریمی آن را سه سال بعد و در خانه پر از آدم و عروسی و عزای یه حبه قند هم اتفاق افتاد.

یه حبه قند را شاید بتوان به نوعی ادامه به همین سادگی در فضایی شلوغ به حساب آورد. پسند دختر یک خانواده پرجمعیت است که در آستانه عروسی قرار دارد اما اتفاقاتی می‌افتد که همه چیز را متفاوت می‌کند. شخصیت پسند با بازی نگار جواهریان همان شخصیت تنهایی است که قرار است در میانه همه شلوغی‌های خانه و در میانه عروسی و عزا تحول پیدا کند. سفر عجیبی که میرکریمی آن را در یه حبه قند طراحی کرده به راستی یکی از نمونه‌های کمتر تکرار شده سینمای ایران است. فیلمی پرجزییات که نقطه کانونی آن را تنهایی پسند و غم‌های او تشکیل می‌دهد.

اما میرکریمی در دو فیلم بعدی خود راه متفاوتی را طی کرد. امروز و دختر دو فیلم بعدی او بودند که هیچ‌کدام موفقیت فیلم‌های قبلی را تکرار نکرد. میرکریمی در این دو فیلم که هر کدام باز هم سفری داشت و تنهایی آدم‌های داستان‌هایش به چشم می‌آمد، سکوتی کشنده و عجیب را به شخصیت‌هایش اضافه و تلاش کرد که کمتر از گذشته اطلاعات در اختیار مخاطب خود قرار دهد؛ فیلم‌هایی که به همان نسبت کمتر در جامعه ما مورد استقبال قرار گرفت و شرایط را به جایی رساند که می‌شد گفت در شخصیت خود میرکریمی تغییراتی ایجاد شده است.

نیوشا علیپور و یونا تدین در نمایی از فیلم قصر شیرین
نیوشا علیپور و یونا تدین در نمایی از فیلم قصر شیرین

در همین حوالی بود که میرکریمی به فیلم قصرِ شیرین رسید؛ فیلمی که می‌توان آن را مجموعه‌ای از همه آثاری دانست که میرکریمی تاکنون ساخته است. این کارگردان سینمای ایران در قصرِ شیرین نه تنها شخصیتی هولناک برای جلال، با بازی حامد بهداد، ترسیم می‌کند که پس از سه سال دوری از خانواده بازگشته تا هر آنچه همسر اولش در این سال‌ها ساخته‌ بردارد و برود، اما مجبور می‌شود در یک سفر جاده‌ای با دو کودکش همراه شود و این خود آغاز تحول است. میرکریمی به نوعی در این فیلم تجربه خیلی دور، خیلی نزدیک را تکرار می‌کند هرچند این بار کودکان داستان، تاثیرگذارتر از کودکان فیلم به همین سادگی، در تحول شخصیت اصلی تاثیرگذار می‌شوند.

میرکریمی در قصر شیرین همچون فیلم امروز، اطلاعات را قطره‌چکانی به فیلم تزریق می‌کند و در پایان داستان به همان جایی می‌رسد که ماجرای خانواده جلال از همان‌جا شروع می‌شود. به این ترتیب شاید بتوان از دیدگاه خود میرکریمی، قصر شیرین را در تکامل شخصیت خود کارگردان آن در این دو دهه دانست. بازی‌های حساب‌شده و تصاویر بدیع در این فیلم به همراه تعدد اتفاقات را می‌توان یکی از مهم‌ترین آثار سال‌های اخیر سینمای ایران دانست. یک سفر جاده‌ای تمام‌عیار که حاصل همه سفرهایی است که شخصیت‌های میرکریمی در سال‌های اخیر در فیلم‌های او طی کرده بودند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer