۷ اشتباه که اعتمادبه‌نفس کودکان را سرکوب می‌کند - رسانه مجازی نیلسو

۷ اشتباه که اعتمادبه‌نفس کودکان را سرکوب می‌کند

والدین دوست دارند که فرزندانشان احساس خوبی درباره خودشان داشته باشند و پایه و اساس این احساس، دلایل خوبی باشد. مطالعات نشان می‌دهند کودکانی که‌ اعتماد به نفس بالاتری دارند، از مزایای مختلفی مثل اضطراب کمتر و عملکرد بالاتر در مدرسه تا افزایش انعطاف‌پذیری و روابط سالم‌تر برخوردار می‌شوند.

هوش کودکان: ژنتیک، اکتسابی یا هردو؟

والدین معمولا راهکارهای مختلفی برای ایجاد اعتماد به نفس در کودکان‌شان دارند. اما برخی از این راهکارها می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و چرخه نادرستی را ایجاد کند که در آن، کودکان با احساس خوب داشتن درباره خودشان مشکل پیدا کنند؛ در نتیجه والدین مجبور می‌شوند تلاش بیشتری برای افزایش عزت‌نفس کودکان‌شان انجام دهند. در ادامه ۷ اشتباه بزرگی که والدین در تربیت کودکانشان دارند و با آنها، اعتماد به نفس فرزندانشان را تخریب می‌کنند، توضیح داده می‌‌شود.

۱- فرار از احساس مسئولیت

شاید فکر کنید انجام کارهای عادی و روزمره به کودکان‌تان فشار وارد می‌کند یا آنها را در موقعیت‌های استرس زا قرار می‌دهد. اما انجام همین کارهای ساده‌ مثل مرتب کردن اتاق، به آنها کمک می‌کند که به شهروندان مسئولیت پذیرتری تبدیل شوند. انجام تکالیف و وظایف متناسب با سن کودکان، به آنها کمک می‌کند که احساس تسلط و پیشرفت داشته باشند. پس به کودکان‌تان بگویید که در شستن لباس‌ها به شما کمک کند یا زباله‌ها را بیرون در بگذارد. مسئولیت‌های کوچک، فرصتی برای کودکان هستند که خودشان را توانا و شایسته ببینند.

۲- جلوگیری از اشتباه کردن کودکان

خیلی سخت است که ببینید کودکان‌تان شکست می‌خورند، طرد می‌شوند یا چیزی  آنها را نا امید می‌کند. وقتی این اتفاقات می‌افتد، بسیاری از والدین با عجله به سمت کودکانشان می‌دوند تا نگذارند زمین خوردن را تجربه کنند. اما اگر پدر و مادرها از اشتباه کردن فرزندان خود جلوگیری کنند، فرصت یادگیری اینکه چگونه بلند شوند را از آنها می‌گیرند.

اشتباهات می‌توانند بزرگترین معلم زندگی کودکان باشند و فرصتی برای آنها فراهم می‌کند که ذهن‌شان را تقویت کنند و آن کار را در آینده خیلی بهتر انجام دهند. اگر کودکان‌تان فراموش کنند قبل از یک بازی فوتبال مهم کفش‌های خود را بردارند یا در امتحان ریاضی چند سوال را اشتباه جواب دهند، مهم نیست؛ بگذارید این اتفاقات را هم تجربه کنند.

۳- محافظت از کودکان در برابر هیجانات‌شان

 خیلی وسوسه کننده است که وقتی کودکان‌تان غمگین هستند آنها را شاد کنید یا وقتی عصبانی هستند به آرام کردن‌شان بپردازید. اما اینکه چگونه به هیجانات کودکان‌تان واکنش نشان دهید، تاثیر بسیار زیادی بر رشد هوش هیجانی و عزت نفس آنها دارد.

به کودکان خود کمک کنید تشخیص دهند که چه چیزی هیجانات آنها را فعال می‌کند، اکنون در این موقعیت چه هیجانی دارند و به آنها بیاموزید که چطور هیجانات خود را مدیریت و تنظیم کنند. با این روش‌ها، در آینده بهتر می‌توانند هیجانات‌شان را به روشی متناسب با اجتماع تنظیم و آن را مدیریت کنند.

مثلا اگر در یک امتحان شکست خورده‌اند، می‌توانید به آنها بگویید الان حس ناراحتی را تجربه می‌کنی و این طبیعی است، چون حتما دوست داشتی نتیجه بهتری بگیری؛ اگر دوست داشتی می‌توانی درباره این احساساتت بنویسی یا حتی گریه کنی. بعدا برنامه می‌ریزیم که چطور نتیجه بهتری بگیرید.

ه کودکان خود کمک کنید تشخیص دهند که چه چیزی هیجانات آنها را فعال می‌کند

۴- بخشیدن ذهنیت قربانی

به کودکان خود نگویید: ما نمی‌توانیم از عهده خرید این نوع کفش‌ها بر بیاییم، چون که ما از یک خانواده ضعیف هستیم. این جملات، این ذهنیت را به کودک شما می‌دهد که شرایط زندگی‌شان خارج از کنترل آنها است و نمی‌توانند در موقعیت بهتری قرار بگیرند.

به جای اینکه بگذارید کودکان‌تان افسوس بخورند یا موقعیت بد خود را بزرگنمایی کنند، آنها را تشویق کنید رفتارهای مثبتی داشته باشند. مثلاً پول‌های خود را پس انداز کنند و با آن پول، چیزهایی را بخرند که نیاز دارند. کودکانی که در زندگی انتخاب می‌کنند و تصمیم می‌گیرند، اعتماد بیشتری به توانایی خود برای ساختن آینده‌ای بهتر دارند.

۵- مراقبت بیش از حد

شاید اگر از کودکانتان بیش از حد حمایت و مراقبت کنید، اضطراب‌تان کاهش یابد؛ اما اگر نگذارید چالش‌های زندگی را تجربه کنند، آنها را از رشد باز می‌دارید. خود را مانند یک راهنما ببینید، نه یک مراقبت‌کننده. بگذارید فرزندانتانزندگی را تجربه کنند،حتی وقتی لضطراب و ترس زیادی را برای به همراه داشته باشد. وقتی می‌گذارید با هر چه زندگی پیش پای آنها می‌گذارد، مقابله کنند، اعتماد به نفس پیدا می‌کنند و از سایر چالش‌های بزرگ‌تر نیز عبور خواهند کرد.

۶- انتظار عالی بودن

داشتن انتظارات بالا، مشکلی ندارد؛ اما اینکه بیش از حد از فرزندان خود انتظار داشته باشید، پیامدهای چندان خوشایندی ندارد. وقتی کودکان می‌بینند که از آن‌ها انتظار خیلی زیادی دارید، ممکن است حتی تلاش نکنند یا فکر کنند که هیچگاه به آن معیارها نمی‌رسند.

در مقابل، انتظارات واضح بلندمدتی از آن‌ها داشته باشید و برای رسیدن به آن اهداف، اهداف کوتاه‌ مدت‌تری ایجاد کنید. برای مثال، رفتن به دانشگاه یک انتظار بلندمدت است؛ بنابراین باید به آنها کمک کنید اهداف کوتاه مدتی مثل کسب نمرات خوب، انجام تکالیف و مطالعه و غیره را برای رسیدن به این هدف بزرگ‌تر انجام دهند.

۷- تنبیه به جای تربیت

کودکان باید بدانند که بعضی از رفتارهای آنها پیامدهای جدی به دنبال دارد، اما تفاوت بزرگی بین تربیت و تنبیه وجود دارد: کودکانی که تربیت می‌شوند می‌گویند انتخاب بدی داشتم، اما کودکانی که تنبیه می‌شوند می‌گویند من بد هستم. به عبارت دیگر، تربیت به کودکتان اعتماد به نفس می‌دهد و باعث می‌شود در آینده انتخاب‌‌های سالم تر و هوشمندانه تری داشته باشند. اما تنبیه باعث می‌شود احساس کنند که توانایی انجام کار بهتری را ندارند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید دوست داشته باشید !

دسته‌ها

Footer